تبلیغات
روانشناسی

روانشناسی
جدیدترین تست های روانشناسی در www.ravanshena30.ir
قالب وبلاگ
سلام به دوستان و خوانندگان عزیز و پر انرژی وبلاگ روانشناسی

در پی نظرات دوستان عزیز در مورد
کاهش فعالیت وبلاگ


وبلاگ روانشناسی
اقدام به جذب نویسنده برای نویسندگی در وبلاگ کند

امیدواریم با داشتن نویسنده های لایق و فعال باز هم بتونیم مثل قبل به فعالیت بپردازیم
و باعث ایجاد لبخند روی لب هاتون و آرامش دل هاتون بشیم

کسانی که در رشته روانشناسی با هر گرایشی تمایل به نویسندگی در وبلاگ دارند
در قسمت نظرات مشخصات خود (شامل اسم ، رشته تحصیلی ، محل زندگی و سن)
 و ایمیل یا شماره تلفن خود را برای ما ارسال کنند
تا با آن ها تماس گرفته شود

با تشکر



طبقه بندی: اخبار مربوط به وبلاگ روانشناسی،
برچسب ها: نویسندگی، نویسندگی در وبلاگ روانشناسی، وبلاگ برتر روانشناسی، درخواست نویسندگی، جذب نویسنده،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید
[ پنجشنبه 1 آبان 1393 ] [ 01:01 ب.ظ ] [ Д M į Я ] [ نظرات ]

پدر یا مادر بودن یکی از سخت ترین کارهای دنیا است. این شغل، 24 ساعته است و می تواند بسیار خسته کننده باشد. اما مهم است، با همه خستگی نیز مسایلی را رعایت کنید تا به روح، جسم و اعتمادبه‌نفس فرزندتان لطمه ای وارد نشود.

باید طوری او را تربیت و با او رفتار کنید تا در بزرگسالی علاوه بر اینکه مایه افتخار شما شود، خودش نیز در سلامت روحی کامل زندگی کند. یکی از روش های ارتباطی با کودکان حرف زدن است. اگر بتوانید روش های صحیح حرف زدن خود با کودکان را یاد بگیرید، به طور غیرمستقیم درست حرف زدن را به او نیز می آموزید.

اسم کودک را بخوانید
صدا کردن نام کودک توجه او را به حرف‌های شما جلب می‌کند. کودکان خردسال اغلب به زمان‌هایی محدود توجه دارند بنابراین برای جلب توجه باید مدام نامش را صدا کنید.
 
 به کودک گوش دهید
کودکان دوست دارند برای آنها ارزش قایل شوید. به همین دلیل بسیار مهم است واقعا برای آنها ارزش قایل شوید.به کودکتان نشان بدهید که همه توجه و دقت شما به شنیدن حرف‌های اوست. روزنامه خواندن، تلوزیون تماشا کردن و کار کردن حواس‌تان را پرت می‌کند. اگر نمی‌توانید به حرف‌های کودک گوش بدهید تظاهر نکنید. بهتر استهنگام صحبت با فرزند خود، گوشی موبایل را کنار بگذارید و با همه حواس به حرف های او گوش فرا دهید.

این باعث می شود تا اعتمادبه نفس پیدا کنند و آن حس ارزشمندی که دنبالش هستند را از شما بگیرند.
 
الگو باشید تا بتوانید توقع خوش رفتاری از کودک داشته باشید
خوش رفتاری شما با کودک به او یاد می‌دهد چگونه باید رفتار کند. چه رفتاری پذیرفتنی است و چه رفتاری در هر شرایطی نادرست است. نکته‌ای که نباید فراموش کنید رفتار متناوب است. نباید خودتان یک بار راست بگویید و یک بار دروغ بگویید. اگر توقع دارید همیشه کودکتان با خطاب محترمانه حرف بزند. باید همیشه خودتان با همین شیوه حرف بزنید. بگویید«لطفا»«متشکرم» و همیشه با همین خطاب محترمانه حرف بزنید.
 
از جملات مثبت استفاده کنید
مدام به کودک نگویید«نه» یا «نکن» اگر همیشه به کودک بگویید «به لیوان دست نزن»، «ندو»، «لباستو کثیف نکن» او به سمت آن کشیده می‌شود و بالاخره لیوان را می‌شکند و لباسش را کثیف می‌کند. به جای این جملات منفی بگویید «لیوانو با دو دستت نگه دار»، «مراقب لباست باش»، «مراقب راه رفتنت باش». مثبت حرف زدن کار آسانی نیست اما تلاشی است که بسیار ارزنده است. هرگز از واژه هایی که باعث ایجاد حس گناه در کودک می شود، استفاده نکنید. کودکان از همان ابتدا حس همدردی ندارند و بسیاری از چیزها را نمی توانند درک کنند. نباید برای اشتباهای که انجام می دهند خیلی آنها را مواخذه و سرزنش کنیداز واژه‌های سرزنشی مثل «خرس گنده شدی»، تحقیر آمیز مثل«پسر بد» و بیان شرم و خجالت مثل «شرم به تو» استفاده نکنید. این نوع واژه‌ها و جملات احساس بی‌ارزشی را در کودک شما تقویت می‌کند.

جملات و واژه‌های مثبت به کودک اعتماد به نفس و احساس شادی و خوشبختی می‌دهند. رفتارش را بهتر می‌کند و تلاش او را برای رسیدن به موفقیت بیشتر می‌کند.جملات مثبتی مثل «عزیزم یادت باشه که اسباب بازیاتو جمع کنی»، «ممنونم که کمکم کردی»، «خسته نباشی که به خواهرت کمک کردی»، «من به تو افتخار می‌کنم» راهر روز تکرار کنید و نتیجه‌اش را ببینید.
 
با کودک ارتباط چشمی برقرار کنید

تاثیر واژه‌ها را زمانی بهتر احساس می‌کنید که فرزندتان را در محیطی آرام قرار دهید و به چشم هایش نگاه کنید و با آرامش با او حرف بزنید.
 
به تن صدا و لحن کلامتان توجه کنید
با کودکی که غر می‌زند با همان لحن و با تندی صحبت نکنید. زمانی که کودک آرام شد با او حرف بزنید. بالا و پایین رفتن صدا باید متناسب با موقعیت باشد. پس اگر همیشه با داد و بیداد حرف می‌زنید باید این عادت را ترک کنید.
 
سوال بپرسید

اگر می‌خواهید کودکتان بیشتر فکر کند و برداشت‌های آزاد داشته باشد از او سوالاتی تحلیلی بپرسید. سوال تحلیلی یعنی سوالاتی که پاسخ آنها بله یا خیر نیست و او باید تلاش کند بیشتر حرف بزند و دیدگاه‌ها و احساساتش را نشان بدهد. مثلا به جای این پرسش«مهد کودک خوش گذشت؟ » بپرسید«چه چیزی امروز بیشتر در مهد کودک خوشحالت کرد؟ ».
 
آیا کودک منظور و هدف شما را فهمیده است؟
اگر احساس می‌کنید کودکتان واکنش درستی به درخواست‌ها و حرف هایتان نشان نمی‌دهد و گیج شده است. پرسش و درخواستتان را دوباره تکرار کنید تا متوجه شوید او موضوع را به خوبی فهمیده است. از او بخواهید آنچه به او گفته اید را تکرار کند.
با گفتن عبارت: «برای اینکه من می گم!» باعث می شوید تا کودک هرگز به چرایی مسایل فکر نکند. قدرت تحلیل و پرسش‌گرایی را از او می گیرید


پاسخ های کوتاه بدهید
والدینی که با پاسخ کوتاه فرزند را مجبور می کنند از آنها اطاعت کند، به هیچ عنوان روش درستی برای تربیت کودک خود انتخاب نکرده اند. با گفتن عبارت: «برای اینکه من می گم!» باعث می شوید تا کودک هرگز به چرایی مسایل فکر نکند. قدرت تحلیل و پرسش‌گرایی را از او می گیرید. یا گفتن عبارتی همچون: «هر چه من می گویم را باید انجام دهی» به این مفهوم است که هیچ احترامی برای فرزند خود قایل نیستید و او نیز در مقابل به شما احترام نخواهد گذاشت. برای تربیت صحیح فرزندان، برای پاسخ به سوالات او زمان بگذارید و با صبر کامل و مرتبط به او پاسخ بدهید.
 
صدا کردن نام کودکصدا کردن نام کودک
کودکان بسیار باهوش تر از آن هستند که تصور می کنید. لازم نیست صدای خود را کودکانه کنید یا با کلمات خیلی بچه‌گانه با او حرف بزنید تا به حرف هایتان گوش کنند. کودکان مکالمات مردم با یکدیگر را می شنوند و کودکانه حرف زدن را نوعی اهانت به خود می دانند.
 
وسط حرف کودک نپرید
اگر کودک برایتان ماجرایی را تعریف می‌کند تا انتهای داستان را گوش بدهید و حرفش را قطع نکنید. اگر مدام وسط حرف کودک بپرید یا اظهار نظرهای بی‌مورد بکنید او علاقه‌اش را برای مطرح کردن دیدگاهایش را از دست می‌دهد. مثلا اگر کودکتان اتفاقاتی که در مدرسه می‌افتد را برایتان تعریف می‌کند با پرسش‌های بی‌مورد او را سردرگم نکنید یا از ماجرا منحرف نشوید. سکوت کنید و احساسات‌تان را با لبخند یا تعجب نشان بدهید.
 
زیاد حرف نزنید
تحقیقات کارشناسان ثابت کرده است، مغز هر انسانی می تواند در هر مرتبه، به طور متوسط 5 تا 9 موضوع را به خاطر بسپارد. به همین دلیل است که کودکان وقتی بیشتر از ظرفیت خود می شنوند، دیگر تمایلی به گوش کردن ادامه حرف ها ندارند. اگر می خواهید مسایل زیادی به فرزند خود بیاموزید، آن را به چندین بخش کوتاه تقسیم کنید تا نتیجه بهتری داشته باشد. یادتان باشد کودکان نمی‌توانند چند دستور را همزمان انجام بدهند. به جای اینکه بگویید«پاشو درساتو بخون اما قبـــــلش اتاقتو مرتب کن و کفشاتو ببر بذار تو جا کفشی و لباساتو مرتب کن» اول یک خواسته ساده‌تر را از کودک بخواهید و سپس او را به انجام کارهای دیگر تشویق کنید.
 
ملاحظه‌گر باشید
حواستان به مکالماتتان با دیگران باشد. چه چیزی به دوستانتان می‌گویید؟ چگونه با کودکتان حرف می‌زنید؟ آیا با دوستان و کودکتان به یک شیوه حرف می‌زنید؟ مکالماتتان را با دوستانتان در حضور کودک طوری تنظیم کنید که اگر کودک درباره آن از شما سوالی کرد پاسخی برایش داشته باشید.
 
تهدید نکنید

هدف از بزرگ کردن کودک این نیست که او را مطیع و فرمانبردار خود تربیت کنیم. باید به کودکان فرصت فکر و خطا کردن بدهد. تهدید کردن کودک باعث می شود تا اعتمادبه‌نفس او از بین برود و در بزرگسالی دچار مشکل بشود.

روزنامه اطلاعات




طبقه بندی: ارتباط والدین و فرزندان،
برچسب ها: گوش دادن فعال، گوش دادن به کودک، صدا کردن نام کودک، فهم منظور توسط کودک، زیاد حرف نزنید، ملاحظه‌گر باشید،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید
[ سه شنبه 27 آبان 1393 ] [ 06:14 ب.ظ ] [ Д M į Я ] [ نظرات ]

هیچ کاری را غیرحرفه‌ای انجام ندهید، حتی اگر هنوز آماتور هستید!

این را به‌عنوان اولین درس موفقیت در کسب و کار باید بیاموزید که برای موفق بودن در هر زمینه‌ای باید نقطه نظرات حرفه‌ای داشت و حرفه‌ای عمل کرد. حرفه‌ای‌ها توصیه‌ می‌کنند که هیچ کاری را غیرحرفه‌ای انجام ندهید، حتی اگر هنوز آماتور هستید! پس در قدم اول، لازم است جستجو کنید و هیچ‌وقت اجازه ندهید به چشم آماتورها به شما نگاه کنند.

موفقیت

حرفه‌ای‌ها موقعیت‌ها را می‌بینند و آنها را کنترل می‌کنند. آنها مثل آماتورها کارشان را تفننی انجام نمی‌دهند.

 

یک حرفه‌ای همه جنبه‌های شغلش را یاد می‌گیرد. یک آماتور تا جایی که ممکن است از یادگیری مراحل کارش صرف‌نظر می‌کند.

یک حرفه‌ای، طرز برخورد و رفتارش و حتی نوع لباس پوشیدنش حرفه‌ای است ولی بیشتر آماتورها اینطور نیستند.

یک حرفه‌ای تمام آنچه را که در کارش لازم است و دلش می‌خواهد، کشف می‌کند اما یک آماتور صرفا در حد وظایفی که دیگران از او می‌خواهند، عمل می‌کند.

یک حرفه‌ای، محل کارش را تمیز و مرتب نگه می‌دارد اما یک آماتور، محل کارش همیشه نامرتب و آشفته است.

یک حرفه‌ای اجازه نمی‌دهد اشتباهاتش نادیده گرفته شوند. او سعی می‌کند خطاهایش را اصلاح کند. اما یک آماتور همیشه اشتباهات خودش را یا مخفی می‌کند یا گردن این و آن می‌اندازد.

یک حرفه‌ای تمرکز دارد و افکارش واضح است ولی یک آماتور همیشه آشفته و حواس‌پرت است.

یک حرفه‌ای، وظایف سخت و دشوار را با مسوولیت می‌پرد ولی یک آماتور تلاش می‌کند از مسوولیت‌های سخت دوری کند.

یک حرفه‌ای، پروژه‌هایش را تا جایی که برایش ممکن است، خیلی زود تکمیل می‌کند ولی همیشه اطراف یک آماتور پر است از کارهای نیمه‌تمام.

یک حرفه‌ای همیشه خوش‌بین و معقول باقی می‌ماند ولی یک آماتور خیلی زود ناامید می‌شود و بدترین‌ رویدادها را برای خودش تصور می‌کند.

یک حرفه‌ای برای پول و حساب‌های بانکی‌اش با دقت برنامه‌ریزی می‌کند ولی یک آماتور معمولا در حساب‌هایش بی‌دقت و شلخته است.

یک حرفه‌ای اجازه نمی‌دهد اشتباهاتش نادیده گرفته شوند. او سعی می‌کند خطاهایش را اصلاح کند. اما یک آماتور همیشه اشتباهات خودش را یا مخفی می‌کند یا گردن این و آن می‌اندازد.

یک حرفه‌ای به مشکلات و ناراحتی‌های دیگران، مخصوصا همکارانش، فکر می‌کند و سعی می‌کند آنها را حل کند. اما یک آماتور از روبه‌رو شدن با مشکلات دیگران کلا پرهیز می‌کند.

یک حرفه‌ای از تعادل روانی مناسبی برخوردار است: شادی، شوروشوق و رضایت خاطر. اما یک آماتور حالات روحی ضعیفی دارد: عصبانیت، کینه، تنفر، ترس و تهدید.

یک حرفه‌ای سماجت و پافشاری می‌کند تا به هدفش دست یابد ولی یک آماتور در اولین مشکل تسلیم می‌شود.

یک حرفه‌ای همیشه به دستاورد و نتیجه‌ای بیش از حد انتظار می‌اندیشد ولی یک آماتور به حد کفایت بسنده می‌کند.

موفقیت

 حرفه‌ای محصولات یا خدماتش را در بالاترین حد کیفیت ارایه می‌دهد. اما خدمات و محصولات یک غیرحرفه‌ای معمولا کیفیتی در حد پایین دارد.

یک حرفه‌ای معمولا دستمزدی بالا دریافت می‌کند ولی یک غیرحرفه‌ای دستمزدی معمولا پایین دارد و همیشه با این احساس دست به گریبان است که حقوقش دور از انصاف است.

یک حرفه‌ای آینده‌ای امیدبخش و روشن دارد و یک آماتور، آینده‌ای نامطمئن.




طبقه بندی: موفقیت و آرامش،
برچسب ها: جنبه‌های شغلی، خصوصیات افراد حرفه ای، خصوصات افراد موفق، خصوصیات افراد روشن دل، دریافت انرژی مثبت، عدم سماجت و حرفه ای بودن، آکا،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید
[ شنبه 24 آبان 1393 ] [ 09:50 ب.ظ ] [ Д M į Я ] [ نظرات ]
http://up.cloopsms.ir/up/cloopsms/Pictures/972737388.jpg




به گزارش خبرنگار موسیقی فارس، مرتضی پاشایی مدت‌ها با بیماری سرطان دست و پنجه نرم می‌کرد که با تشدید بیماری از روز جمعه 16 آبان ماه در بخش ICU بیمارستان بهمن بستری شده بود، ساعاتی قبل در گذشت.

مرتضی پاشایی (متولد 1363/5/20) خواننده، نوازنده، آهنگساز پاپ فارسی است. او دانشجوی رشته گرافیک بوده و از کودکی به موسیقی علاقه داشته است. موسیقی را از سن چهارده سالگی با نواختن گیتار آغاز کرد.

پاشایی اخیرا با وجود بیماری ترانه «نگران منی» را برای برنامه ماه عسل به تهیه‌کنندگی و اجرای احسان علیخانی اجرا کرده بود که بسیار مورد توجه مردم قرار گرفت.

به گزارش خبرنگار فارس، پاشایی در طی روزهای گذشته روند بهبود را طی می‌کرد و حتی به بخش منتقل شده بود اما به یکباره حال وی وخیم شد و حدود ساعت 10:30 امروز (جمعه 23 آبان) در بیمارستان بهمن درگذشت و هم‌اکنون نیز پیکر وی به سردخانه منتقل شده است و مسولان این بیمارستان از هواداران این خواننده جوان درخواست کرده‌اند تا در مقابل بیمارستان بهمن تجمع نکنند.


گروه مدیریت وبلاگ روانشناسی

به سهم خود ، غروب غم انگیز این خواننده هنرمند و دوست داشتنی
را به تمامی هنرمندان و هم وطنان عزیزمان تسلیت میگوییم و به سوگ مینشینیم ...


 مراسم تشییع پیکر «مرتضی پاشایی» صبح روز یکشنبه 25 آبان ماه از مقابل تالار وحدت به سمت قطعه هنرمندان برگزار خواهد شد...





طبقه بندی: اخبار مربوط به وبلاگ روانشناسی،
برچسب ها: فوت مرتضی پاشایی، عکس های مراسم تشییع مرتضی پاشایی، مراسم خاکسپاری مرتضی پاشایی، غروب غم انگیز مرتضی پاشایی، موسیقی ایران داغدار شد، تشیع جنازه مرتضی پاشایی، ویدئو های خاکسپاری مرتضی پاشایی،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید
[ جمعه 23 آبان 1393 ] [ 06:13 ب.ظ ] [ Д M į Я ] [ نظرات ]

در بسیاری از مواقع مردان شاهد بروز مشکلات جدی در زندگی مشترکشان هستند و گاه به مرحله ای می رسند که احساس می کنند دیگر توانایی مدیریت این مشکلات را ندارند.

آیا شما شوهر خوبی هستید؟؟

هر چه در خودشان دقت و توجه می کنند با مشکلی روبه رو نمی شوند و هر چه روشهای مختلف همسرداری را امتحان می کنند باز هم به وضعیت مطلوبی نمی رسند. لذا به سرعت به این نتیجه می رسند که این زن، آن کسی نبوده که بتواند وی را خوشبخت کند و لذا همه مشکلات را در طرف مقابل می جویند.

در حالی که این طور نیست. عمدتا افراد دنیا را از دریچه نگاه خود می نگرند و لذا هر رفتاری که از آنها سر می زند در نظرشان منطقی و درست است و این طرف مقابل است که رفتار درست را بلد نیست.

در این یادداشت قصد داریم به مردانی از این دست توصیه کنیم که قبل از یک قضاوت عجولانه در مورد همسرشان، قدری به خودشان هم بپردازند و ببینند آیا واقعا مرد خوبی برای همسرشان هستند؟

این چند علامت را پیگیری کنید. اگر هر یک از این علایم در شما وجود داشت یعنی آن طور که باید شوهر خوبی برای همسرتان نبوده اید:
- همسرتان را تحقیر می کنید و به وی بها نمی دهید. یكی از علائم سو رفتار و سو استفاده، زمانی است كه یكی از زوجین دیگری را تحقیر كند و یا باعث تنزل شان او شود به ویژه اگر او این كار را در انظار عمومی انجام دهد. اینكه شما باعث شوید همسرتان  احساس بدی نسبت به خود داشته باشد موید نشان از آن است که شما نتوانسته اید مرد خوبی برای همسرتان باشید و یک احساس خوب را در وی زنده نگهدارید.

- اگر به وی صدمه بدنی می زنید و یا دایما وی را تهدید می كنید. بر  روی همسرتان دست بلند می كنید، صرفنظر از اینكه علتش چیست؟ بسیاری از زنان با مردانی كه آنها را تهدید به صدمه بدنی می كنند علی رغم اینكه هیچ گناه و اشتباهی مرتكب نشده اند كنار می آیند. اما به هر حال این سبک رفتاری یعنی اینکه شما مردی مهربان برای همسرتان نیستید و قطعا همسرتان از لحاظ عاطفی احساس دلبستگی و تعلق خاطر نسبت به شما نخواهد داشت.

- اگر سعی می كنید وی را از دوستان و خانواده اش جدا كنید. منزوی سازی در روابط پدیده بسیار رایجی است و اغلب سوء‌استفاده از فرد زمانی آغاز می شود كه او را كاملا منزوی كرده باشید.

- اگر به همسرتان دروغ می‌گویید. داشتن اعتماد بخش بسیار مهم در ارتباط با هر فردی است. اگر به همسرتان دروغ می گویید مرد  خوبی نیستید زیرا گفتن یك دروغ عذر و بهانه گفتن سایر دروغها را فراهم می كند.

- اگر نسبت به همسرتان دست به مخفی کاری می زنید. نیرنگ و فریب یك رفتار خودخواهانه است تا از طریق آن خواسته های خود را  مافوق خواسته های همسرتان قرار دهید و کاری که خودتان دوست دارید(حتی در خفا) انجام دهید. فراموش نکنید که این سبک رفتاری رسم یک زندگی مشترک نیست. زنها آنقدر بر روابط و مناسبات همسرشان حساس هستند که بعد از مدتی این دست مخفی کاری ها فاش می شود.

- اگر مرتبا خواسته هایتان را به وی تحمیل می كنید. مرد خوب فردی باملاحظه و فكور است. زیرا اگر در یك رابطه، یك طرف كاملا خودخواه باشد این رابطه كارایی نخواهد داشت. اگر هرگز از همسرتان نمی‌پرسید كه او چه نظری دارد و یا احساسات وی را در نظر نمی‌گیرید ، پس به اندازه کافی در ارتباط با همسرتان، شوهری موفق نیستید.

- اگر همسرتان را دایما كنترل می کنید. روابط زمانی به بهترین شكل ممكن كارایی دارد كه اعتماد کافی میان زوجین وجود داشته باشد. در حقیقت اعتماد شریان حیاتی یک رابطه است. اگر بدنه یک زندگی زناشویی به اندازه کافی توسط این شریان حیاتی تغذیه شود، درخت زندگی زناشویی روز به روز قوی تر و ریشه دار تر می شود اما زمانی که این شریان حیاتی قطع شود، باید در انتظار خشک شدن ریشه ها باشید.

- اگردر برابر همسرتان  مرموز و تودار هستید. بین كسی كه برای غافلگیر  كردن همسرش مخفی كاری می كند با كسی كه در مسایل مختلف زندگی پنهان‌كاری می كند تفاوت وجود دارد.

مرد مرموز و مخفی کار، یعنی مردی که به هیچ عنوان اجازه نمی هد همسرش به هیچ جنبه از زندگی وی اشراف یافته و اطلاعات داشته باشد. چنین مردی به مرور دیگر حرفی برای زدن با همسرش نداشته و کم کم رابطه میان زن  شوهر سرد و بی روح می شود و این یعنی شما نتوانسته اید به عنوان یک مرد سدهای ارتباطی را از میان بردارید.

البته بعید به نظر می رسد که مجموعه ای از این ویژگی ها در وجود یک مرد جمع شود. اما وجود هر یک از این عادات یا ویژگی ها باعث می شد که تعامل و ارتباط زن و شوهری دچار خلل جدی شود. لذا هر یک از این موارد به تنهایی این قدرت را دارد که زندگی زناشویی شما را مختل کند. پس یک بار دیگر این چند علامت را مطالعه کنید و اگر خودتان را حایز هر یک  از آنها می دانید برای رفع آن تلاش جدی نمایید و البته حتما از یک مشاور هم کمک تخصصی دریافت کنید.

تبیان




طبقه بندی: بهبود روابط، جنسی و زناشوئی،
برچسب ها: روشهای مختلف همسرداری، همسر مرموز و تودار، مرد مرموز و مخفی کار، چگونه شوهر خوبی باشیم، كنترل دائم همسر، كنترل دائم شوهر، كنترل دائم زن،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید
[ پنجشنبه 22 آبان 1393 ] [ 07:11 ب.ظ ] [ Д M į Я ] [ نظرات ]

حسادت های عاشقانه مشکلی رایج میان زوج های امروزی است و رتبه دوم را در میان مشکلات زناشویی دارد

وقتی صحبت از حسادت به میان می آید، اغلب آن را احساسی منفی می پندارند؛ در صورتی که این حس جزو آن دسته از احساساتی است که نه مطلقا مثبت و نه کاملا منفی است.

وجود این حس تجربه ای مهم در زندگی افراد به حساب می آید و بدون شک حاکی از نیازهای اساسی آنان است اما آن چیزی که اغلب افراد را در مورد این حس نگران می کند، اخلاق بیمارگونه، خشونت و عصبانیتی است که از این احساس نشأت می گیرد. حسادت نوعی نارضایتی و احساس ناامنی است که می تواند منجر به رفتارهای مخرب شود و پایه های یک رابطه را متزلزل کند و در مقابل، موجب برانگیختن تمام قوای شخص برای حل مشکلات شخصی یا زناشویی او شود.

برای بررسی این موضوع ابتدا باید به این سوال پاسخ دهیم که آیا عشق بدون حسادت ممکن است؟ بدان سبب که زوجین در ابتدای پیوند خود علاقه دارند بیشتر اوقاتشان را با یکدیگر بگذرانند، بیشتر تلاش می کنند تا نشان دهند با یکدیگر تفاهم دارند و از آنجایی که فقط در قالب این پیوند می توانند به برخی از نیازهای خود پاسخ گویند، به نظر می رسد که فرد مقابل را دوست دارند.

این علاقه منجر به ایجاد نوعی وابستگی به طرف مقابل می شود و در نتیجه ممکن است احساس حسادت در هر یک از طرفین به وجود آید؛ بنابراین عشق و حسادت دو احساس لاینفک به حساب می آیند. حسادت به خودی خود یک مشکل تلقی نمی شود و تنها شاخصی از وجود یک مشکل است.

حتما همه ما این جملات را میان افراد مختلف شنیده ایم:
- نسبت به اینکه همسرم در جمع خاصی با فرد دیگری غیر از من صحبت کند، حساسم.
- نمی توانم نگاه فرد دیگری را به همسرم تحمل کنم.
- تمام رفت و آمدهای همسرم را کنترل می کنم.
- نمی توانم تحمل کنم که همسرم بدون من به تفریحات خودش بپردازد.
- نمی توانم یک لحظه از او دور شوم و ...
این جملات می تواند وجود حسادت را در یک فرد ثابت کند.

حسادت چیست؟
حسادت عاشقانه با معنای عام این واژه که در ذهن عموم افراد است، متفاوت است. این نوع حسادت، ترکیبی از ترس و عصبانیت و همراه با احساس ناامنی است. در اینگونه حسادت، بارزترین عکس العملی که از فرد حسود دیده می شود، عصبانیت نسبت به کسی است که او را دچار این حس کرده است. همانطور که گفته شد، حسادت عاشقانه نشان دهنده ترس فرد برای از دست دادن منفعتی بزرگ و مهم است و هرگونه جلب توجهی از سوی همسر فرد حسود نوعی تهدید برای او محسوب می شود.

این نوع حسادت را حسادتی بیمارگونه می نامند که سال ها دوام می یابد و مسلما با خشونت فرد حسود نیز همراه خواهد بود. از آنجایی که این خشم برای مدت کوتاهی به فرد احساس سرزندگی می بخشد، او دائما و به شکل ناخودآگاه خشمگین می شود اما بلافاصله شرمنده شده و پشیمانی خود را ابراز می کند.

بنابراین حسادت موضوعی است که اگر به آن توجه نشود، نتایج منفی به بار خواهد آورد اما به علت وجود شور و هیجان در ابتدای پیوند، کمتر دیده و بدان توجه می شود. زوجین در ابتدای امر اغلب اینگونه جملات را به زبان می آورند که «ما همدیگر را دوست داریم و همانند یک روح در دو بدن هستیم»؛ در حالی که روزمرگی موجود در زندگی، به تدریج از شدت این هیجانات می کاهد و ارتباطی معمولی میان آنها به وجود می آورد؛ در نتیجه به مرور زمان کمتر جملاتی از این دست بین زوجین رد و بدل می شود. این فاصله ممکن است باعث به وجود آمدن نوعی حس ناامنی برای هر یک از زوجین شود. در این زمان است که فرد غرق در خیالات خود می شود و معمولا این جملات و پرسش ها در ذهنش شکل می گیرد:

«چطور می تواند بدون من زندگی کند؟»
«چرا به سرگرمی ها و اوقات فراغت خود بیشتر از من اهمیت می دهد؟»
«نمی خواهم او را از دست دهم! دیگر مرا دوست ندارد.»

دلایل حسادت عاشقانه


کمبودهای دوران کودکی
برخی از روانکاوان معتقدند حسادت از دوران کودکی سرچشمه می گیرد و می تواند نتیجه عدم توجه یکی از والدین نسبت به فرزندشان باشد و حتی ممکن است این احساس، در نتیجه فقدان اعتماد به نفس و امنیت در دوران کودکی به وجود آید؛ مانند کودکی که می ترسد از اینکه فاقد ویژگی هایی باشد که دیگران از او انتظار دارند یا می ترسد از اینکه به اندازه کافی مورد پسند دیگران واقع نشود و توانایی جذب دیگران را نداشته باشد. تمام این تجربه ها در دوران کودکی می تواند در بزرگسالی، فرد را درگیر احساسی به نام «حسادت عاشقانه» کند.

بی وفایی
افرادی هم هستند که در حسادت فرافکنی می کنند؛ تا آنجایی که همسر خود را بی وفا می نامند، فقط به این دلیل که خودشان گاهی دچار بی وفایی می شوند که این موضوع دقیقا مصداق این ضرب المثل «کافر همه را به کیش خود پندارد» است.

ترس
حسادت در آقایان بیشتر حول محور ترس از دست دادن قدرت و برای خانم ها بیشتر ترس از طرد شدن است؛ به طوری که می اندیشد همسرش دیگر او را دوست ندارد. به همین دلیل است که خانم ها اغلب احساسات عاشقانه خود را ابراز می کنند.

راه حل های پیشنهادی برای افراد درگیر حسادت

مشکل را قبول کنید
اولین گام برای حل این مشکل درک مسئله ای است که تمام آرامش تان را تحت الشعاع خود قرار داده و بعد از آن، یافتن علت آن به تنهایی است؛ نه اینکه طرف مقابلتان را با خشونت وادار به انجام کارهایی کنید که دوست ندارد. با خودتان خلوت کنید و این سوال ها را از خودتان بپرسید و برایشان پاسخی منطقی پیدا کنید:

آیا مشکل از من است؟
چرا نمی توانم همسرم را به خود جذب کنم؟
آیا رفتار من اشکالی دارد که همسرم را از من دور کرده است؟
چرا نسبت به همسرم حس حسادت دارم؟
چه چیزی بیشتر از همه مرا در این رابطه آزار می دهد؟

با همسرتان صحبت کنید
فضایی آرام و دنج را برای گفتگویی دو نفره و صمیمی به وجود آورید. درباره احساسات و ناراحتی هایی که اخیرا شما را آزرده است با او صحبت کنید و از وی کمک بخواهید. مطمئن باشید وقتی شما را اینچنین صادق ببیند، برای بهبودی حالتان قدمی برخواهد داشت.

مشورت کنید
داشتن یک حامی درمانی وقتی که از نظر روحی دچار مشکل شده اید، بسیار مهم است. روانشناسی باتجربه و خبره می تواند شما را به سادگی راهنمایی کرده و راه حل هایی باورنکردنی جهت مقابله با هیجاناتی که رابطه شما و همسرتان را دچار آسیب کرده است، پیشنهاد کند.

خودتان را سرگرم کنید
خودتان را با فعالیت ها و سرگرمی های مورد علاقه تان مشغول کنید تا پرنده خیالتان به سوی کنکاش در رفتارهای همسرتان پر نزند. این را بدانید که همسرتان احتیاج به آزادی دارد.

به تصورات ذهنی خود پایان دهید
از خیالبافی دست بکشید؛ یعنی چیزی که باعث به وجود آمدن سناریوهایی می شود که در واقعیت وجود ندارند. بدانید که تن دادن به این تخیلات باعث می شود به سمتی پیش بروید که تلفن همراه یا ایمیل های همسرتان را چک کنید و در این میان مسلما به دنبال بهانه ای خواهید بود که تخیلات خود را اثبات کنید و به همسرتان نشان دهید که دلیلی منطقی برای نگرانی و ترس شما وجود دارد.

مطمئن باشید که بازجویی همسرتان فقط او را به ستوه می آورد. این کنجکاوی های بی مورد هیچ کمکی به روند بهبودی شما نمی کند و در ضمن بدانید که اگر هدف او فریفتن شما باشد، از روش هایی استفاده خواهد کرد که شما بویی از ماجرا نبرید. هیچ انسانی دوست ندارد مانند یک زندانی باشد و دائما از او بازجویی شود. هر کس خودش مسئول حریم شخصی و وجدانش است، پس هیچ لزومی ندارد بدانید با چه کسی تماس می گیرد.

اعتماد به نفس خود را بازیابید
به خودتان متکی باشید و بدانید که رابطه عاطفی شما و همسرتان رابطه ای است که هیچ کس نمی تواند در این حریم خصوصی وارد شود و همسرتان نیز هیچگاه اجازه ورود به هیچ غریبه ای را نخواهد داد.

راه حل های پیشنهادی برای فرد قربانی حسادت

به فرد حسود اطمینان بدهید
اگر شما قربانی این حسادت هستید، با اطمینان بخشیدن به طرف مقابلتان و پاسخ به سوال های فرسایشی وی می توانید کمک بسیاری به او بکنید. برعکس اگر در برابر سوال های او بی محلی کنید، با این کار به او می فهمانید که او دیگر قدرت خود را از دست داده است؛ در نتیجه با مشکل جدیدی روبرو خواهید شد. خود را مقصر ندانید؛ زیرا افراد حسود ععادت دارند دیگران را مقصر این حسادت بدانند. در مواجهه با این افراد فقط باید صبور باشید و شرایطی را مهیا کنید که اعتماد اولیه خود را به شما برگردانند.

مجله موفقیت




طبقه بندی: جنسی و زناشوئی، روابط دختر و پسر،
برچسب ها: تصورات ذهنی، فرد قربانی حسادت، فرد حسود، افراد درگیر حسادت، دلایل حسادت عاشقانه، تمام رفت و آمدهای همسرم را کنترل می کنم،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید
[ سه شنبه 20 آبان 1393 ] [ 12:08 ب.ظ ] [ Д M į Я ] [ نظرات ]

به غریبه ها لبخند بزنید به دلایل زیر!

در راستای مزایای لبخند و شادی مقاله های زیادی نوشته شده است اما کمتر به این فکر کرده ایم که لبخند زدن به یک غریبه چه مزایایی می تواند داشته باشد. در این گزارش شما را با مزایای لبخند زدن به غریبه ها آشنا می کنیم.


خوش رویی صفت پسندیده ای است که همه از آن استقبال می کنند و شاید هیچ کس جرات نکند با صدای بلند به مخالفت با خوش رویی بپردازد. اما کمتر پیش می آید وقتی صبح از خواب ناز بیدار و راهی خارج از منزل می شویم لبخندی به لب داشته باشیم. اتوبوس ها پر از آدم های خسته و خواب آلود است که نشسته و ایستاده چرت می زنند، پشت چراغ قرمز راننده هایی را می بینی که اگر چه مرتب و منظم لباس پوشیده اند و سر و وضعشان مرتب است اما پر از خواب و کسلی اند.

اما یک سوال: تابه حال صبح که از خانه بیرون می زنید به چند غریبه لبخند زده اید؟
در راستای مزایای لبخند و شادی مقاله های زیادی نوشته شده است اما کمتر به این فکر کرده ایم که لبخند زدن به یک غریبه چه مزایایی می تواند داشته باشد. در این گزارش شما را با مزایای لبخند زدن به غریبه ها آشنا می کنیم.

1 - غریبه ای که آشنا می شود
وقتی صبح از خانه بیرون میزنی مهم نیست که دانش آموز ، دانشجو، کارمند باشی و یا اینکه چرا از خانه خارج شده ای اما با غریبه هایی برخورد می کنی که شاید دیگر آنها را نبینی اما وقتی لبخند به لب داری غریبه های نا آشنا لبخند تو را پاسخ خواهند گفت آن وقت در یک جمع کاملا غریبه هم تنها نخواهی بود و احساس تنهایی نخواهی کرد.

2 - انرژی ای که افزون می شود
وقتی که می خندی راننده اتوبوسی که از 5 صبح بیدار شده و استرس کمبود پول خرد دارد، نانوایی که از صبح زود پای تنور داغ ایستاده و تا زمان صبحانه لحظه ای استراحت ندارد، ماموران خطوط بی آر تی که ساعت ها مجبورند بایستند و به جای شهردار به گلایه های مردم گوش بدهند! معلمت که قسط خانه اش عقب افتاده و نگران است، دوستت که شب پراسترسی داشته و نگران است که معلم ازش درس بپرسد و ... برای چند ثانیه انرژی مثبت می گیرند، اگر چه مشکلات و خستگی ها شان کم نمی شود اما لا اقل ما با بد خلقی بر ناراحتی هاشان نمی افزاییم.

3 - خنده ای که واگیر دارد
نتایج یک تحقیق نشان می دهد خنده به شدت واگیر دار است یعنی وقتی به کسی لبخند می زنید لبخندی ناخود آگاه بر لبانش می نشیند به این ترتیب خیلی مجانی می توانید هزاران چهره بشاش و خندان را در روز ببینید بدون اینکه هزینه زیادی کرده باشید. فقط اول باید یاد بگیرید خودتان لبخند بزنید.

4 - احترام رایگان
خیلی از آدم ها در پی جلب احترام و اعتماد دیگران هستند و برای جلب این احساس ساعت ها انرژی می گذارند تا مشتری، همکار، همسایه و شریک خود را قانع کنند و احترامش را برانگیزند در حالی که اگر از ابتدای روز لبخندی برلب داشته باشید نا خودآگاه اعتماد و احترام دیگران را جلب می کنید و شاید به این ترتیب لازم نباشد بیش از اندازه انرژی صرف کنید.

5 - سلامتی که افزون می شود
ازقدیم گفته اند خنده بر هر درد بی درمان دواست. اگر چه این مثل اندکی اغراق گونه است اما حقیقت این است که تحقیقات دانشمندان نشان داده لبخند خواص درمانی بسیاری دارد پس وقتی شما به غریبه ها لبخند می زنید در واقع به افزایش سلامت خودتان کمک می کنید.

6 - خستگی را فراری می دهی
خواب صبح بسیار شیرین است و دل کندن از آن سخت، پس وقتی از خانه بیرون می زنی یکی از چندین هزار آدمی هستی که شاید دلشان می خواست به جای رفتن به مدرسه، دانشگاه  و یا محل کار هنوز خوابیده باشند . دقیقا همین احساس مشترک باعث می شود که خیلی ها ترجیح بدهند در مسیر راه چرت بزنند و با چشمان بسته به مسیرشان ادامه دهند غافل از اینکه این کار فقط خستگی و خواب آلودگیشان را افزون می کند در حالی که اگر لبخند بزنید انرژی هایتان بیشتر شده و کسالت صبحگاهی را فراری می دهید.

7 - انصاف بیشتر می شود
همیشه از این شکایت می کنیم که چرا مغازه دار ها و کاسب کار ها بد خلق هستند و یا خدای ناکرده سرمان را کلاه می گذارند تا به حال شده به یک کاسب با روی خوش سلام کنید؟ اگر لبخند بزنید و با انرژی با آنها برخورد کنید خواهید دید که نا خود آگاه آنها هم شاداب شده و برخورد بهتری باشما می کنند خدا را چه دیدی شاید حتی با شما احساس نزدیکی بیشتری بکنند و اندکی با انصاف تر شوند.

8 - پیشگیری از دعوا
تا به حال چند بار شاهد دعوا و کش مکش های بیهوده صبحگاهی در مکان های عمومی بوده اید. دعواهایی که اصلا لزومی نداشته و فقط روزمان را خراب می کنند. درحالی که یکی از دو طرف اگر لبخندی به لب داشت . شاید حتی لزومی به عذر خواهی نبود، با یک لبخند خشم طرف مقابل فرو می نشست و لبخندی در پاسخ نگاه مهربانت می داد. یک بار امتحان کنید

9 - لبخند آغازگر یک مکالمه شیرین
وقتی لبخند به لب دارید به این مفهوم است که آمادگی یک مکالمه شیرین و کوتاه مدت را دارید به این ترتیب مسیر راهتان کوتاه تر می شود و شاید از هم صحبت چند دقیقه ای تان که به احتمال زیاد در آینده نخواهید دیدش چیزهای آموزنده زیادی یاد بگیرید.

10 - محبوبیت
همه انسان ها به توجه و محبت نیاز دارند از این رو در پی کسب حداکثر محبوبیت اند اما خیلی ها راه های سخت را امتحان می کنند و از جان و مالشان هزینه می کنند و در آخر هم به محبوبیتی که می خواهند دست نخواهند یافت. اما یک لبخند ساده عاری از تمسخر چنان به قلب دیگران نفوذ می کند که یک راه طولانی مدت را در چند ثانیه طی خواهید کرد.




طبقه بندی: بهبود روابط، موفقیت و آرامش، اعتماد به نفس، ارتباط اجتماعی،
برچسب ها: فواید لبخند زدن، لبخند بزنیم، چرا لبخند بزنیم، تاثیر لبخند در روابط اجتماعی، لبخند و برخورد افراد، تاثیر لبخند در اعتماد به نفس، چرا بخندیم،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید
[ یکشنبه 18 آبان 1393 ] [ 08:37 ب.ظ ] [ Д M į Я ] [ نظرات ]

بچه باید از دیوار راست بره بالا!

چالش های فیزیکی، کودکان را به مسئولیت پذیری، دقت و هوشیاری تشویق می کند. علاوه بر آن، این چالش ها فرصت زیادی را برای تفکر خلاق و مسأله گشایی فراهم می کند

کودکان برای حفظ سلامت جسمی و روحی خویش به تمرین های فیزیکی نیاز دارند. با حرکت و تربیت بدنی، مهارت های فضایی، جسمی و بدنی کودکان پرورش پیدا می کنند. کودکان هم چنین از طریق بازی های جسمی، مهارت های لازم برای همکاری با دیگران مانند دوست یابی، ساختن بازی های جدید، اظهار وجود کردن در صحنه های مشارکت و رقابت با دیگران را کسب می کنند. چالش های فیزیکی، کودکان را به مسئولیت پذیری، دقت و هوشیاری تشویق می کند. علاوه بر آن، این چالش ها فرصت زیادی را برای تفکر خلاق و مسأله گشایی فراهم می کند.

فعالیت های جسمی روزمره مانند شستشو، انجام تمرین های پرورش اندام، دویدن در پیست دو و میدانی ممکن است نیازمند هیچ تلاش شناختی نباشد، اما یک برنامه تربیت بدنی موثر و مفید، ذهن و جسم را در یک زمان درگیر کرده، فرصت هایی را برای طراحی عمل ایجاد خواهد کرد (مانند برنامه ریزی و طرح حرکات هنری و نو، حرکات متوالی ژیمناستیک)، و راهبردهایی را نیز مورد توجه قرار می دهد (مانند گذر از مسیرهای مشکل و مانع دار، و ورود به یک تیم ورزشی).

راهبردی که اغلب در فعالیت های ناظر به حل مسأله نادیده گرفته می شود، ارزش تکرار و تمرین ذهنی اعمال فیزیکی است که می خواهید آن ها را انجام دهید. چنان چه در هنگام رو به رو شدن با یک مسأله فیزیکی این راهنمایی صورت گیرد که «اول در مورد آن فکر کن!»، در آن صورت تفاوت زیادی در عملکرد فرد مشاهده خواهد شد. همه فعالیت های فیزیکی می توانند از یک جلسه آماده سازی ذهنی شروع شده و از آن بهره مند شوند. این جلسه آماده سازی ذهنی می تواند شامل موارد زیر باشد:

- فرد در مورد کاری که می خواهد انجام دهد با خودش صحبت کند، از نظر ذهنی آماده شود، و هدف کاری که می خواهد انجام دهد برایش روشن و آشکار باشد.

- تجسم پیامدها؛ کودک اتفاق هایی را که ممکن است در زمان انجام کارهایی مانند بالا رفتن از دیوار، شوت کردن به سمت دروازه یا شیرجه رفتن در آب رخ دهد در ذهن خود تجسم کند. تصویر ذهنی کاملی از کل نمایش رفتار فیزیکی که با موفقیت صورت گرفته است را در ذهن خود بسازد. یک نتیجه کامل را تجسم کند.

- یک فعالیت فیزیکی که فقط یک کار روزمره نباشد، نیازمند پردازش ذهنی است؛ البته به شرط این که فرد قصد داشته باشد آن فعالیت را به بهترین شکل انجام دهد. هدف باید متمرکز کردن توجه کودک باشد. یعنی قبل از انجام هر نوع تلاشی برای رسیدن به یک هدف، ذهن را باید روی هدف های مورد نظر متمرکز کرد.

موارد زیر پرسش هایی هستند که با استفاده از آن ها می توان ذهن کودک را روی هدف مورد نظر متمرکز کرد:
- شما قصد دارید چه اقدامی انجام دهید؟
- دلیل شما برای این کار چیست؟
- هدف شما چیست؟

هدف ما از طرح این پرسش ها، تجزیه و تحلیل اجزاء تشکیل دهنده عمل نیست. داشتن چنین هدفی به یک مدل آموزشی ناقص می انجامد؛ زیرا فرد روی اشکال های ممکن تمرکز می کند.

زمانی یک شاعر گمنام این نکته را به شکل زیر بیان کرد:
هزارپا کاملاً خوشبخت بود تا این که قورباغه ای با ریشخند به او گفت: «سعی کن بفهمی در موقع راه رفتن کدام پا به دنبال پای دیگر حرکت می کند؟»

سوال قورباغه ذهن او را در تلاطمی گرفتار کرد.او گیج و پریشان در چاله ای افتاد. با خود فکر می کرد چگونه از آن چاله فرار کند.

خود بدن در قالب الگوهای کامل حرکتی بهترین ایده ها را پیدا می کند. به جای این که ذهن خود را با دستورالعمل ها انباشته کنید روی نتیجه های عمل تمرکز کنید. فکر کردن پیش از انجام کار این ارزش را دارد که باعث می شود کودک بتواند بر نتیجه های عمل خود تمرکز کند. اگر کودک به جای این که قبل از انجام عمل راجع به پیامدهای کار خود بیاندیشد، در هنگام انجام کار به این مورد فکر کند کاری ناقص ارائه خواهد داد. اگر قبل از پایان تفکر درباره عملی، اقدام به انجام آن کند دیگر قادر به درست فکر کردن نخواهد بود. کودک را با کارهای غیر اساسی خسته نکنید. فعالیت های کودکی که پُر تنش و ناآرام است بسیار بی ثمر می شود. در صورتی که فشار بیش از حد به کودکان وارد کنیم عملکرد آن ها ضعیف می شود. همیشه در آغاز کار فکر کنید، چالش ها را مورد سنجش قرار دهید، فکر خود را متمرکز کنید، آن گاه از فعالیت لذت ببرید.

تبیان




طبقه بندی: ارتباط والدین و فرزندان،
برچسب ها: بچه باید از دیوار راست بره بالا!، شیطنت کودک، راه های کنترل فعالیت کودک، جلوگیری از بیش فعالی، کنترل شیطنت کودک، اذیت و آزار کودکان،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید
[ جمعه 16 آبان 1393 ] [ 03:57 ب.ظ ] [ Д M į Я ] [ نظرات ]

اگر می خواهید رابطه صمیمانه ای با دیگران برقرار کنید
و 
خودتان را به جای آنها بگذارید 
و
آنها را خوب درک کنید 

فقط با 1 تکنیک ساده که به شما دوستان وبلاگ روانشناسی خواهم گفت 


 با دو مرحله ساده : 


 1ـ فقط کافیه 2 دقیقه به چشم های طرف مقابل خیره بشین .
و بعد 
 2ـ چشم طرف مقایل را در صورت خودتان تجسم کنید .
( تصور صورت خودتان با چشم طرف مقابل)

مسلما با تمرین بیشتر میزان نفوذ پذیری بیشتر خواهد بود 

پیشنهاد می کنم حتما امتحان کنید و در صورت تمایل نتایج رو در نطرات بنویسید 






طبقه بندی: تست های روانشناسی، نظریه های روانشناسی، روانشناسی تخصصی،
برچسب ها: نفوذ، امپاتی، تکنیک های امپاتی، تکنیک mpti، نفوذ از طریق mpti، نفوذ به روش امپاتی، تست نفوذ کردن،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید
[ جمعه 16 آبان 1393 ] [ 03:25 ب.ظ ] [ * hedieh * ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 251 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

نظر سنجی
مهمترین آرزوی شما ؟ ( صادقانه و واقع بینانه )






درباره وبلاگ

همانطور که سلامت جسم برای همه ما مهم است, سلامت روان هم مهم است...
پس:
کسانی که سراغ روان شناس می روند بیمار نیستند
و کسانی که روان شناس می شوند دنبال بیمار نیستند
ما فقط کنار هم ایم تا لحظاتی که می پرسیم "چرا ما؟" به همدیگر بهترین زندگی را هدیه دهیم

" امیدواریم وبلاگ روانشناسی سهمی در موفقیت شما توی زندگیتون داشته باشه ، هرچند این موفقیت حاصل اراده شماست و ما فقط واسطه ایم... "
" به امید روزی که همه مردم سرزمین من لبخند به لب داشته باشند... "

" وبلاگ منتخب میهن بلاگ،مجله موفقیت و راه موفقیت "
لینک دوستان
مطالب برتر و پر بازدید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب