تبلیغات
روانشناسی

روانشناسی
جدیدترین تست های روانشناسی در www.ravanshena30.ir
قالب وبلاگ
با سلام خدمت خوانندگان محترم وب سایت روانشنا30.آی آر

به اطلاع می رسانیم
جهت ارتباط بهتر جهت مشاوره با روانشناسان این وبلاگ
به غیر از راه ارتباطی ایمیل
ارتباط در تلگرام هم اضافه شد.


جهت ارتباط در تگرام میتوانید با آی دی
ravanshena30ir
یا شماره تلفن
09392288913
مراجعه کنید.

http://es.sums.ac.ir/Media/Default/%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%B1%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%20%D8%AF%D8%AE%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%86%D9%87/telegram.jpg

امید است بتوانیم با این کار کوچک،قدم بزرگی جهت رفاه حال خوانندگان عزیزمان برداریم.
مثل همیشه
آرزومندیم
تمام مردم سرزمینمان لبخند به لب داشته باشند.


مارو از دعای خیرتان فراموش نکنید
ما همیشه نیازمند دعا و انرژی مثبتتان هستیم.






http://blog.salamzaban.com/files/2015/10/Telegram-salamzaban.jpg
کانال وبسایت روانشناسی


https://telegram.me/ravanshena30_ir



طبقه بندی: مشاوره های متداول، خبر های روانشناسی، اخبار مربوط به وبلاگ روانشناسی، مشاوره،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ چهارشنبه 19 اسفند 1394 ] [ 08:44 ب.ظ ] [ Amir Ahmadian ] [ نظرات ]
 

با خودآگاهی  شناخت بهتری از توانمندیها، نقاط ضعف و احساسات خود بدست می آوریم و می توانیم در جهت برطرف کردن نقاط ضعف و پررنگ کردن توانمندیها و مشخص کردن اهداف واقع بینانه پیش برویم.



خودآگاهی


خودآگاهی چیست؟ انواع آگاهی از خودچیست ؟فواید آگاهی از خود چیست و چگونه به ما کمک می کند تا شناخت بیشتری نسبت به خود پیدا کنیم؟ ویژگی های افراد خود آگاه چیست؟

خودآگاهی یعنی شناخت نقاط ضعف و قوت، خواست ها، ترس، نیازها، تمایلات و رغبت های خود است. یعنی اینکه فرد از خود چه برداشتی دارد و چه احساسی از این برداشتهای خود پیدا می کند.

خودآگاهی مهارتی است که به ما کمک می کند تصور درستی از خود داشته باشیم و با تعمق نسبت به خود، به تمام ویژگی های فردی خود بنگریم و خود را بهتر بشناسیم، از حقوق و مسئولیتهای خود آگاه باشیم و تصمیم بگیریم چگونه باشیم و از کسی که هستیم شاد و راضی باشیم.



آگاهی از خود انواع مختلفی دارد:


* خود اجتماعی
* خود واقعی
* خود فیزیکی
* خود جنسیتی
* خود معنوی
* خود آرمانی


افراد خود آگاه دارای ویژگی‌های هستند که عبارتند از:


ارزش قائل شدن برای خود و دیگران و دوری کردن از تحقیر و سرزنش خود و دیگران، روحیه مثبت اندیشی و مشارکت و همکاری، روحیه انتقاد پذیری و آگاهی و دفاع از ارزشها و اعتقاد خود، استقبال از مشورت کردن با دیگران و افراد صاحب نظر، مقاومت در مقابل فشارها و ضربه های روانی و اجتماعی، احساس خشنودی و رضایت خاطر از زندگی.



مهارت خودآگاهی به ما می‌آموزد که در زندگی چگونه رفتار کنیم تا موفق تر و شادتر باشیم:


با تکیه برنقاط قوت برای بهبود نقاط ضعف خود تلاش کنیم. آگاهی از نقاط ضعف باعث می شود تا فرد تسلط بیشتری بر خود داشته باشد. شناخت نقاط ضعف، اشتباهات و نارضایتی ها اولین قدم در جهت تغییر است.

از نیازهای خود اطلاع داشته باشیم و بتوانیم از مسیر سالم نیازهای خود را برآورده کنیم.

آگاهی از احساسات خود کمک می کند تا بتوانیم بهتر احساسات خود را کنترل کنیم. و در جهت رفع احساسات منفی خود اقدامات موثری انجام دهیم.

در زندگی اهداف واقعی را دنبال کنیم و از دنبال کردن اهداف غیرواقعی و تخیلی دوری کنیم. زیرا این گونه اهداف موجب سرخوردگی و ناکامی در زندگی شخصی ما می شود.  پیگیری اهداف ارزشمند زندگی موجب شادکامی و سلامت روان فرد می شود.

همچنین برخی ویژگی ها مانند غرور و خودبزرگ بینی، توقعات و انتظارات بیش از حد، کمال طلبی و تمامیت خواهی موانع خودآگاهی محسوب می شوند. زیرا انسان با این ویژگی ها سعی در رسیدن به همه چیز دارد و هیچ گاه رضایت کافی را از خود  بدست نمی آورد و این افکار موجب اختلال در موفقیت او می شود. با شناسایی عوامل مخل خودآگاهی و موفقیت می توان آنها را از بین برد و مسیر مثبت اندیشی و شکوفایی را برای خود بوجود آورد.

در نهایت آگاهی از خود موجب می شود، تا ما به توانمندی و نقاط مثبت خود احاطه داشته باشیم. کسب مهارتهای خود آگاهی منشاء رفتارهای سازنده، مسئولانه و مفید است. تا بتوانیم به طور واقع بینانه محدودیتها، کاستی ها و ناتوانیهای خود را ببینم و آنها را به عنوان قسمتی از خود بپذیریم. قبول اشتباهات و یادگیری از آن یکی دیگر از نکاتی است که باعث افزایش عزت نفس و توانمندی فرد است.
منبع: تبیان




طبقه بندی: مطالب آموزنده،
برچسب ها: خودآگاهی، شناخت خود، ویژگی افراد خودآگاه،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ یکشنبه 9 آذر 1393 ] [ 05:03 ب.ظ ] [ Zahra ] [ نظرات ]

افسردگی به دو دسته‌ درون‌زا و برون‌زا تقسیم می‌شود که افسردگی درون‌زا به دلیل اختلال عدم هماهنگی در انتقال‌دهنده‌های عصبی مغز اتفاق می‌افتد.

بیشتر افسردگی‌ها برون‌زا هستند به این معنی که فرد به دلیل ناکامی، شکست، افکار ناکارآمد و تجربیات گذشته خود دچار
افسردگی می‌شود و در این مورد روان‌درمانی برای فرد توصیه می‌شود گرچه درمان دارویی نیز می‌تواند جنبه‌ تسکین‌بخشی داشته باشد.

متاسفانه در بیشتر موارد افسردگی، برای فرد دارو تجویز می‌شود در صورتی که باید ترکیبی از روان‌درمانی و دارودرمانی برای بهبود
افسردگی استفاده شود.

دو عامل در استفاده فرد افسرده از دارو موثر است که عبارت است از این که روان پزشک ترجیح می‌دهد برای بهبود سریع‌تر بیمار از
دارو درمانی استفاده کند و مردم هم تصور می‌کنند استفاده از دارو برای درمان سریع‌تر افسردگی موثر است.

استفاده از دارو باید در مواقع ضروری مانند زمانی که فرد زمینه‌ اقدام به خودکشی یا احتمال اقدام به آن را دارد، افسردگی‌های پس از
زایمان و در مواردی که افسردگی شخص منجر به مختل شدن زندگی وی شود؛ باشد.

 در خصوص عوارض مصرف دارو برای درمان افسردگی،  خواب زیاد، گیجی، ناتوانی جنسی و کاهش تمرکز می‌تواند از عوارض مصرف
این داروها باشد

افسردگی یک بیماری ثانویه است


زمانی که فرد در دو یا سه هفته در بیشتر ساعات روز خلق پایین داشته باشد از علاقه‌مندی‌های خود لذت نمی‌برد یا بی‌میل می‌شود،‌ خواب و خوراک آشفته دارد، سطح میل جنسی وی زیاد یا کم است و گوشه‌گیر می‌شود دچار افسردگی شده است.

افسردگی می‌تواند به دنبال کم‌کاری تیروئید و مسائل جسمی قبل از عادت ماهیانه در زنان رخ دهد پس در نتیجه افسردگی جنبه‌ای از بیماری اصلی و در واقع ثانویه است.

تشخیص افسردگی باید توسط یک روان‌شناس بالینی صورت گیرد و برای درمان فرد متناسب با درجه‌ افسردگی وی از دارودرمانی، روان‌درمانی و مداخله خانوادگی استفاده شود.

 در بیشتر کشورهای پیشرفته دنیا رویکرد درمان افسردگی به سمت روان‌درمانی است و باید در کشور ما نیز رویکرد روان‌درمانی غالب شود.

متاسفانه مردم تصور اشتباهی از افسردگی دارند و اضطراب، ترس و نگرانی خود را به حساب افسردگی گذاشته و از علائم اصلی بیماری غافل می‌شوند.

توصیه می‌شود که افراد قبل از مراجعه به روان‌شناس، به زندگی خود دقت کنند زیرا خواب ناکافی، تغذیه نامناسب و خستگی و فرسودگی شغلی نیز سبب افسردگی می‌شود که در این صورت فرد با رعایت این مسائل به حالت عادی باز می‌گردد.

منبع:ایسنا/سلامت نیوز




طبقه بندی: استرس و اضطراب، افسردگی،
برچسب ها: اضطراب، نگرانی، افسردگی،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ جمعه 7 آذر 1393 ] [ 04:52 ب.ظ ] [ Zahra ] [ نظرات ]

آیا می‌خواهید باهوش به نظر برسید؟

آیا تا به حال فکر اینکه از شما به‌عنوان باهوش‌ترین فرد گروه یاد کنند، هیجان‌زده شده‌اید؟ آیا دوست دارید پشت سر شما بگویند که فلانی بسیار باهوش است؟ چند بار در رویایتان، خودتان را نماد هوش و ذکاوت اطرافیانتان کرده‌اید؟

باهوش

 آیا تا به حال فکر اینکه از شما به‌عنوان باهوش‌ترین فرد گروه یاد کنند، هیجان‌زده شده‌اید؟ آیا دوست دارید پشت سر شما بگویند که فلانی بسیار باهوش است؟ چند بار در رویایتان، خودتان را نماد هوش و ذکاوت اطرافیانتان کرده‌اید؟

به نظرتان این فکر‌ها به خاطر مشکلات روحی نیست؟! نگران نباشید! شما هم مانند همه افراد هستید. هرکدام از ما، دوست داریم در هر جایی که هستیم از بقیه بهتر باشیم. باهوش‌ترین بودن برای همه ما لذت بخش است. اما اگر بقیه با شما با نیش و کنایه صحبت می‌کنند، وضعیت فرق می‌کند. «وقت یک بازنگری در دنیای مدیریتی شماست.»

اگر تا به حال دقت نکرده‌اید برایتان جالب است که بدانید، سوال‌ها به دو گروه دسته‌بندی می‌شوند. بعضی از آنها فقط نمایشی هستند و بعضی هم اساسی و جدی و برای یادگیری بیشتر پرسیده می‌شوند.

سوال‌های نمایشی اغلب با نیش و کنایه همراه هستند. شاید کمتر کسی باشد که با این سوال‌ها روبه‌رو نشده باشد. سوال‌هایی که جنبه یادگیری دارند اغلب پایه‌ای‌تر هستند. وقتی به این سوال‌ها جواب دهید یا حرف شما تایید می‌شود یا تکذیب. این سوال‌ها بیشتر محتوای علمی دارند و به تخصص و حرفه شما مرتبط هستند. وقتی کسی از شما سوال علمی می‌کند می‌خواهد که از شما چیزی یاد بگیرد و قصد تمسخر شما یا بزرگ کردن خودش را ندارد.

ولی همیشه وضعیت این‌طور نیست. متاسفانه در برخی از شرکت‌ها سوال‌ها رنگ نیش و کنایه به خود می‌گیرد. در این شرکت‌ها، جا برای سوال‌های تخصصی تنگ می‌شود. محیط این شرکت‌ها برای سوال‌های تخصصی و حرفه‌ای «خودمانی» نیست.

وقتی کسی بخواهد سوال علمی کند، دیگران طوری رفتار می‌کنند که انگار فرد کارش را نمی‌داند. اگر جو حاکم بر محیط کاری در یک شرکت این‌گونه باشد، کسی جرات سوال پرسیدن ندارد. حتی اگر حرف شما را هم متوجه نشود، سرش را به نشانه تایید تکان می‌دهد تا آبروی خود را حفظ کند. وقتی کارمندان یک شرکت برای حفظ ظاهر مشکلات و سوال‌های خود را بیان نکنند، راه رشد و ترقی برای کارمندان بسته می‌شود.

این مشکل در شرکت‌های زیادی دیده شده است، اما همین تظاهر به عالم بودن  در دانشگاه‌ها نیز اخیرا دیده شده است.

در یکی از سمینار‌های چندرشته‌ای در دانشگاه استنفورد- جایی که افراد به ندرت یکدیگر را می‌شناسند- از انتهای سالن، یکی از افراد میانسال جمع، دستش را بلند کرد و سوال‌های بسیار ساده‌ای پرسید. چند دقیقه‌ای به همین منوال سپری شد و همان شخص سوال‌های ساده متعددی می‌پرسید.

سوال‌هایی که او می‌پرسید در واقع ذهن بسیاری از افراد حاضر در سالن را مشغول کرده بود، ولی کسی جرات پرسیدن نداشت. سوال‌های او برای ظاهرسازی نبود، بلکه برای یادگیری بود. بعد از اینکه سوال‌هایش را پرسید ارائه‌دهنده سمینار گفت: «ببخشید آقا! نام شما چیست؟» او گفت: «کن ارو». تمام سالن برگشتند تا چهره یکی از برنده‌های جایزه نوبل را ببینند! به گفته گوینده بعد از تمام شدن سمینار، یکی از استادهای جوان هم که در آنجا حضور داشت، اذعان کرد که این سوال‌ها برای من هم جالب بود و چون فکر می‌کردم این مسائل بسیار ساده و ابتدایی است از پرسیدن آنها خودداری کردم.

آن استاد جوان تنها نیست. ما همگی دوست داریم باهوش‌تر یا حتی باهوش‌ترین فرد جمع باشیم. اما خودمان نیز دیگران را با سوال‌هایی که می‌پرسند قضاوت می‌کنیم. ولی به یاد داشته باشید؛ باهوش بودن و خود را باهوش نشان دادن با هم فرق دارد! برخی افراد به‌طور زیرکانه‌ای در یک زمان مناسب سوال‌های کنایه‌داری را مطرح می‌کنند و در زمانی که مفاهیم ساده و پایه‌ای را نمی‌دانند سکوت می‌کنند. برخی هم به درستی، برای درک مفاهیم اساسی، سوال می‌کنند. مطمئن باشید، دسته دوم بسیار سریع‌تر از دسته اول به هدفشان می‌رسند.

اگر می‌خواهید خیلی باهوش‌تر از آنچه که هستید نشان داده شوید، موارد زیر را به خاطر بسپارید:

قانون اول: اگر چیزی را نمی‌دانید خودتان را گول نزنید.

شاید این جمله را بارها شنیده باشید: «تا مرد سخن نگفته باشد، عیب و هنرش نهفته باشد.» همان‌طور که از این ضرب‌المثل پیداست در بسیاری از موارد، سکوت حربه‌ای است برای به ظاهر باهوش‌تر نشان داده شدن. شاید سکوت کردن در کوتاه‌مدت بتواند شما را باهوش‌تر نشان دهد، ولی در عوض راه‌های پیشرفت‌تان را نیز کور می‌کند. چراکه نادان به نظر آمدن باعث می‌شود تا شما دانش و دقت‌تان را افزایش دهید. اگر از این پله رد نشوید، نمی‌توانید رشد کنید.

قانون دوم: فضای پرسیدن سوال را فراهم کنید.

آیا به‌عنوان یک مدیر تا به حال سعی کرده‌اید تا محیط‌امنی را برای سوال‌های به ظاهر اولیه کارکنان خود فراهم کنید؟

در جایی که نشانه‌های باهوش بودن ظاهرِ سوال‌هایی است که افراد می‌پرسند، ندانستن تبدیل به یک تابو می‌شود. در چنین جوی، سوال پرسیدن سخت می‌شود و در نتیجه اگر کارمندان نتوانند مشکلات خود را با بقیه در میان بگذارند، به‌زودی به مشکل برمی‌خورند. نقش شما به‌عنوان یک مدیر این است که با ساختن یک محیط امن و ایمن اجازه دهید تا نواقص کارمندانتان برطرف شود. ندانستن عیب نیست، نپرسیدن عیب است!

 بد نیست از دور به‌کار خود نگاهی بیندازید. به‌عنوان یک ناظر بیرونی، شما برای شرکتی که کارمندان اجازه پرسیدن، فهمیدن و رشد کردن ندارند چه آینده‌ای را پیش‌بینی می‌کنید؟




طبقه بندی: موفقیت و آرامش، موفقیت شغلی، ارتباط اجتماعی،
برچسب ها: هوش و ذات، ژنتیک هوش، هوشمندی، راه های باهوش بودن،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ سه شنبه 4 آذر 1393 ] [ 10:32 ب.ظ ] [ Amir Ahmadian ] [ نظرات ]

پدر یا مادر بودن یکی از سخت ترین کارهای دنیا است. این شغل، 24 ساعته است و می تواند بسیار خسته کننده باشد. اما مهم است، با همه خستگی نیز مسایلی را رعایت کنید تا به روح، جسم و اعتمادبه‌نفس فرزندتان لطمه ای وارد نشود.

باید طوری او را تربیت و با او رفتار کنید تا در بزرگسالی علاوه بر اینکه مایه افتخار شما شود، خودش نیز در سلامت روحی کامل زندگی کند. یکی از روش های ارتباطی با کودکان حرف زدن است. اگر بتوانید روش های صحیح حرف زدن خود با کودکان را یاد بگیرید، به طور غیرمستقیم درست حرف زدن را به او نیز می آموزید.

اسم کودک را بخوانید
صدا کردن نام کودک توجه او را به حرف‌های شما جلب می‌کند. کودکان خردسال اغلب به زمان‌هایی محدود توجه دارند بنابراین برای جلب توجه باید مدام نامش را صدا کنید.
 
 به کودک گوش دهید
کودکان دوست دارند برای آنها ارزش قایل شوید. به همین دلیل بسیار مهم است واقعا برای آنها ارزش قایل شوید.به کودکتان نشان بدهید که همه توجه و دقت شما به شنیدن حرف‌های اوست. روزنامه خواندن، تلوزیون تماشا کردن و کار کردن حواس‌تان را پرت می‌کند. اگر نمی‌توانید به حرف‌های کودک گوش بدهید تظاهر نکنید. بهتر استهنگام صحبت با فرزند خود، گوشی موبایل را کنار بگذارید و با همه حواس به حرف های او گوش فرا دهید.

این باعث می شود تا اعتمادبه نفس پیدا کنند و آن حس ارزشمندی که دنبالش هستند را از شما بگیرند.
 
الگو باشید تا بتوانید توقع خوش رفتاری از کودک داشته باشید
خوش رفتاری شما با کودک به او یاد می‌دهد چگونه باید رفتار کند. چه رفتاری پذیرفتنی است و چه رفتاری در هر شرایطی نادرست است. نکته‌ای که نباید فراموش کنید رفتار متناوب است. نباید خودتان یک بار راست بگویید و یک بار دروغ بگویید. اگر توقع دارید همیشه کودکتان با خطاب محترمانه حرف بزند. باید همیشه خودتان با همین شیوه حرف بزنید. بگویید«لطفا»«متشکرم» و همیشه با همین خطاب محترمانه حرف بزنید.
 
از جملات مثبت استفاده کنید
مدام به کودک نگویید«نه» یا «نکن» اگر همیشه به کودک بگویید «به لیوان دست نزن»، «ندو»، «لباستو کثیف نکن» او به سمت آن کشیده می‌شود و بالاخره لیوان را می‌شکند و لباسش را کثیف می‌کند. به جای این جملات منفی بگویید «لیوانو با دو دستت نگه دار»، «مراقب لباست باش»، «مراقب راه رفتنت باش». مثبت حرف زدن کار آسانی نیست اما تلاشی است که بسیار ارزنده است. هرگز از واژه هایی که باعث ایجاد حس گناه در کودک می شود، استفاده نکنید. کودکان از همان ابتدا حس همدردی ندارند و بسیاری از چیزها را نمی توانند درک کنند. نباید برای اشتباهای که انجام می دهند خیلی آنها را مواخذه و سرزنش کنیداز واژه‌های سرزنشی مثل «خرس گنده شدی»، تحقیر آمیز مثل«پسر بد» و بیان شرم و خجالت مثل «شرم به تو» استفاده نکنید. این نوع واژه‌ها و جملات احساس بی‌ارزشی را در کودک شما تقویت می‌کند.

جملات و واژه‌های مثبت به کودک اعتماد به نفس و احساس شادی و خوشبختی می‌دهند. رفتارش را بهتر می‌کند و تلاش او را برای رسیدن به موفقیت بیشتر می‌کند.جملات مثبتی مثل «عزیزم یادت باشه که اسباب بازیاتو جمع کنی»، «ممنونم که کمکم کردی»، «خسته نباشی که به خواهرت کمک کردی»، «من به تو افتخار می‌کنم» راهر روز تکرار کنید و نتیجه‌اش را ببینید.
 
با کودک ارتباط چشمی برقرار کنید

تاثیر واژه‌ها را زمانی بهتر احساس می‌کنید که فرزندتان را در محیطی آرام قرار دهید و به چشم هایش نگاه کنید و با آرامش با او حرف بزنید.
 
به تن صدا و لحن کلامتان توجه کنید
با کودکی که غر می‌زند با همان لحن و با تندی صحبت نکنید. زمانی که کودک آرام شد با او حرف بزنید. بالا و پایین رفتن صدا باید متناسب با موقعیت باشد. پس اگر همیشه با داد و بیداد حرف می‌زنید باید این عادت را ترک کنید.
 
سوال بپرسید

اگر می‌خواهید کودکتان بیشتر فکر کند و برداشت‌های آزاد داشته باشد از او سوالاتی تحلیلی بپرسید. سوال تحلیلی یعنی سوالاتی که پاسخ آنها بله یا خیر نیست و او باید تلاش کند بیشتر حرف بزند و دیدگاه‌ها و احساساتش را نشان بدهد. مثلا به جای این پرسش«مهد کودک خوش گذشت؟ » بپرسید«چه چیزی امروز بیشتر در مهد کودک خوشحالت کرد؟ ».
 
آیا کودک منظور و هدف شما را فهمیده است؟
اگر احساس می‌کنید کودکتان واکنش درستی به درخواست‌ها و حرف هایتان نشان نمی‌دهد و گیج شده است. پرسش و درخواستتان را دوباره تکرار کنید تا متوجه شوید او موضوع را به خوبی فهمیده است. از او بخواهید آنچه به او گفته اید را تکرار کند.
با گفتن عبارت: «برای اینکه من می گم!» باعث می شوید تا کودک هرگز به چرایی مسایل فکر نکند. قدرت تحلیل و پرسش‌گرایی را از او می گیرید


پاسخ های کوتاه بدهید
والدینی که با پاسخ کوتاه فرزند را مجبور می کنند از آنها اطاعت کند، به هیچ عنوان روش درستی برای تربیت کودک خود انتخاب نکرده اند. با گفتن عبارت: «برای اینکه من می گم!» باعث می شوید تا کودک هرگز به چرایی مسایل فکر نکند. قدرت تحلیل و پرسش‌گرایی را از او می گیرید. یا گفتن عبارتی همچون: «هر چه من می گویم را باید انجام دهی» به این مفهوم است که هیچ احترامی برای فرزند خود قایل نیستید و او نیز در مقابل به شما احترام نخواهد گذاشت. برای تربیت صحیح فرزندان، برای پاسخ به سوالات او زمان بگذارید و با صبر کامل و مرتبط به او پاسخ بدهید.
 
صدا کردن نام کودکصدا کردن نام کودک
کودکان بسیار باهوش تر از آن هستند که تصور می کنید. لازم نیست صدای خود را کودکانه کنید یا با کلمات خیلی بچه‌گانه با او حرف بزنید تا به حرف هایتان گوش کنند. کودکان مکالمات مردم با یکدیگر را می شنوند و کودکانه حرف زدن را نوعی اهانت به خود می دانند.
 
وسط حرف کودک نپرید
اگر کودک برایتان ماجرایی را تعریف می‌کند تا انتهای داستان را گوش بدهید و حرفش را قطع نکنید. اگر مدام وسط حرف کودک بپرید یا اظهار نظرهای بی‌مورد بکنید او علاقه‌اش را برای مطرح کردن دیدگاهایش را از دست می‌دهد. مثلا اگر کودکتان اتفاقاتی که در مدرسه می‌افتد را برایتان تعریف می‌کند با پرسش‌های بی‌مورد او را سردرگم نکنید یا از ماجرا منحرف نشوید. سکوت کنید و احساسات‌تان را با لبخند یا تعجب نشان بدهید.
 
زیاد حرف نزنید
تحقیقات کارشناسان ثابت کرده است، مغز هر انسانی می تواند در هر مرتبه، به طور متوسط 5 تا 9 موضوع را به خاطر بسپارد. به همین دلیل است که کودکان وقتی بیشتر از ظرفیت خود می شنوند، دیگر تمایلی به گوش کردن ادامه حرف ها ندارند. اگر می خواهید مسایل زیادی به فرزند خود بیاموزید، آن را به چندین بخش کوتاه تقسیم کنید تا نتیجه بهتری داشته باشد. یادتان باشد کودکان نمی‌توانند چند دستور را همزمان انجام بدهند. به جای اینکه بگویید«پاشو درساتو بخون اما قبـــــلش اتاقتو مرتب کن و کفشاتو ببر بذار تو جا کفشی و لباساتو مرتب کن» اول یک خواسته ساده‌تر را از کودک بخواهید و سپس او را به انجام کارهای دیگر تشویق کنید.
 
ملاحظه‌گر باشید
حواستان به مکالماتتان با دیگران باشد. چه چیزی به دوستانتان می‌گویید؟ چگونه با کودکتان حرف می‌زنید؟ آیا با دوستان و کودکتان به یک شیوه حرف می‌زنید؟ مکالماتتان را با دوستانتان در حضور کودک طوری تنظیم کنید که اگر کودک درباره آن از شما سوالی کرد پاسخی برایش داشته باشید.
 
تهدید نکنید

هدف از بزرگ کردن کودک این نیست که او را مطیع و فرمانبردار خود تربیت کنیم. باید به کودکان فرصت فکر و خطا کردن بدهد. تهدید کردن کودک باعث می شود تا اعتمادبه‌نفس او از بین برود و در بزرگسالی دچار مشکل بشود.

روزنامه اطلاعات




طبقه بندی: ارتباط والدین و فرزندان،
برچسب ها: گوش دادن فعال، گوش دادن به کودک، صدا کردن نام کودک، فهم منظور توسط کودک، زیاد حرف نزنید، ملاحظه‌گر باشید،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ سه شنبه 27 آبان 1393 ] [ 06:14 ب.ظ ] [ Amir Ahmadian ] [ نظرات ]

هیچ کاری را غیرحرفه‌ای انجام ندهید، حتی اگر هنوز آماتور هستید!

این را به‌عنوان اولین درس موفقیت در کسب و کار باید بیاموزید که برای موفق بودن در هر زمینه‌ای باید نقطه نظرات حرفه‌ای داشت و حرفه‌ای عمل کرد. حرفه‌ای‌ها توصیه‌ می‌کنند که هیچ کاری را غیرحرفه‌ای انجام ندهید، حتی اگر هنوز آماتور هستید! پس در قدم اول، لازم است جستجو کنید و هیچ‌وقت اجازه ندهید به چشم آماتورها به شما نگاه کنند.

موفقیت

حرفه‌ای‌ها موقعیت‌ها را می‌بینند و آنها را کنترل می‌کنند. آنها مثل آماتورها کارشان را تفننی انجام نمی‌دهند.

 

یک حرفه‌ای همه جنبه‌های شغلش را یاد می‌گیرد. یک آماتور تا جایی که ممکن است از یادگیری مراحل کارش صرف‌نظر می‌کند.

یک حرفه‌ای، طرز برخورد و رفتارش و حتی نوع لباس پوشیدنش حرفه‌ای است ولی بیشتر آماتورها اینطور نیستند.

یک حرفه‌ای تمام آنچه را که در کارش لازم است و دلش می‌خواهد، کشف می‌کند اما یک آماتور صرفا در حد وظایفی که دیگران از او می‌خواهند، عمل می‌کند.

یک حرفه‌ای، محل کارش را تمیز و مرتب نگه می‌دارد اما یک آماتور، محل کارش همیشه نامرتب و آشفته است.

یک حرفه‌ای اجازه نمی‌دهد اشتباهاتش نادیده گرفته شوند. او سعی می‌کند خطاهایش را اصلاح کند. اما یک آماتور همیشه اشتباهات خودش را یا مخفی می‌کند یا گردن این و آن می‌اندازد.

یک حرفه‌ای تمرکز دارد و افکارش واضح است ولی یک آماتور همیشه آشفته و حواس‌پرت است.

یک حرفه‌ای، وظایف سخت و دشوار را با مسوولیت می‌پرد ولی یک آماتور تلاش می‌کند از مسوولیت‌های سخت دوری کند.

یک حرفه‌ای، پروژه‌هایش را تا جایی که برایش ممکن است، خیلی زود تکمیل می‌کند ولی همیشه اطراف یک آماتور پر است از کارهای نیمه‌تمام.

یک حرفه‌ای همیشه خوش‌بین و معقول باقی می‌ماند ولی یک آماتور خیلی زود ناامید می‌شود و بدترین‌ رویدادها را برای خودش تصور می‌کند.

یک حرفه‌ای برای پول و حساب‌های بانکی‌اش با دقت برنامه‌ریزی می‌کند ولی یک آماتور معمولا در حساب‌هایش بی‌دقت و شلخته است.

یک حرفه‌ای اجازه نمی‌دهد اشتباهاتش نادیده گرفته شوند. او سعی می‌کند خطاهایش را اصلاح کند. اما یک آماتور همیشه اشتباهات خودش را یا مخفی می‌کند یا گردن این و آن می‌اندازد.

یک حرفه‌ای به مشکلات و ناراحتی‌های دیگران، مخصوصا همکارانش، فکر می‌کند و سعی می‌کند آنها را حل کند. اما یک آماتور از روبه‌رو شدن با مشکلات دیگران کلا پرهیز می‌کند.

یک حرفه‌ای از تعادل روانی مناسبی برخوردار است: شادی، شوروشوق و رضایت خاطر. اما یک آماتور حالات روحی ضعیفی دارد: عصبانیت، کینه، تنفر، ترس و تهدید.

یک حرفه‌ای سماجت و پافشاری می‌کند تا به هدفش دست یابد ولی یک آماتور در اولین مشکل تسلیم می‌شود.

یک حرفه‌ای همیشه به دستاورد و نتیجه‌ای بیش از حد انتظار می‌اندیشد ولی یک آماتور به حد کفایت بسنده می‌کند.

موفقیت

 حرفه‌ای محصولات یا خدماتش را در بالاترین حد کیفیت ارایه می‌دهد. اما خدمات و محصولات یک غیرحرفه‌ای معمولا کیفیتی در حد پایین دارد.

یک حرفه‌ای معمولا دستمزدی بالا دریافت می‌کند ولی یک غیرحرفه‌ای دستمزدی معمولا پایین دارد و همیشه با این احساس دست به گریبان است که حقوقش دور از انصاف است.

یک حرفه‌ای آینده‌ای امیدبخش و روشن دارد و یک آماتور، آینده‌ای نامطمئن.




طبقه بندی: موفقیت و آرامش،
برچسب ها: جنبه‌های شغلی، خصوصیات افراد حرفه ای، خصوصات افراد موفق، خصوصیات افراد روشن دل، دریافت انرژی مثبت، عدم سماجت و حرفه ای بودن، آکا،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ شنبه 24 آبان 1393 ] [ 09:50 ب.ظ ] [ Amir Ahmadian ] [ نظرات ]
http://up.cloopsms.ir/up/cloopsms/Pictures/972737388.jpg




به گزارش خبرنگار موسیقی فارس، مرتضی پاشایی مدت‌ها با بیماری سرطان دست و پنجه نرم می‌کرد که با تشدید بیماری از روز جمعه 16 آبان ماه در بخش ICU بیمارستان بهمن بستری شده بود، ساعاتی قبل در گذشت.

مرتضی پاشایی (متولد 1363/5/20) خواننده، نوازنده، آهنگساز پاپ فارسی است. او دانشجوی رشته گرافیک بوده و از کودکی به موسیقی علاقه داشته است. موسیقی را از سن چهارده سالگی با نواختن گیتار آغاز کرد.

پاشایی اخیرا با وجود بیماری ترانه «نگران منی» را برای برنامه ماه عسل به تهیه‌کنندگی و اجرای احسان علیخانی اجرا کرده بود که بسیار مورد توجه مردم قرار گرفت.

به گزارش خبرنگار فارس، پاشایی در طی روزهای گذشته روند بهبود را طی می‌کرد و حتی به بخش منتقل شده بود اما به یکباره حال وی وخیم شد و حدود ساعت 10:30 امروز (جمعه 23 آبان) در بیمارستان بهمن درگذشت و هم‌اکنون نیز پیکر وی به سردخانه منتقل شده است و مسولان این بیمارستان از هواداران این خواننده جوان درخواست کرده‌اند تا در مقابل بیمارستان بهمن تجمع نکنند.


گروه مدیریت وبلاگ روانشناسی

به سهم خود ، غروب غم انگیز این خواننده هنرمند و دوست داشتنی
را به تمامی هنرمندان و هم وطنان عزیزمان تسلیت میگوییم و به سوگ مینشینیم ...


 مراسم تشییع پیکر «مرتضی پاشایی» صبح روز یکشنبه 25 آبان ماه از مقابل تالار وحدت به سمت قطعه هنرمندان برگزار خواهد شد...





طبقه بندی: اخبار مربوط به وبلاگ روانشناسی،
برچسب ها: فوت مرتضی پاشایی، عکس های مراسم تشییع مرتضی پاشایی، مراسم خاکسپاری مرتضی پاشایی، غروب غم انگیز مرتضی پاشایی، موسیقی ایران داغدار شد، تشیع جنازه مرتضی پاشایی، ویدئو های خاکسپاری مرتضی پاشایی،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ جمعه 23 آبان 1393 ] [ 06:13 ب.ظ ] [ Amir Ahmadian ] [ نظرات ]

در بسیاری از مواقع مردان شاهد بروز مشکلات جدی در زندگی مشترکشان هستند و گاه به مرحله ای می رسند که احساس می کنند دیگر توانایی مدیریت این مشکلات را ندارند.

آیا شما شوهر خوبی هستید؟؟

هر چه در خودشان دقت و توجه می کنند با مشکلی روبه رو نمی شوند و هر چه روشهای مختلف همسرداری را امتحان می کنند باز هم به وضعیت مطلوبی نمی رسند. لذا به سرعت به این نتیجه می رسند که این زن، آن کسی نبوده که بتواند وی را خوشبخت کند و لذا همه مشکلات را در طرف مقابل می جویند.

در حالی که این طور نیست. عمدتا افراد دنیا را از دریچه نگاه خود می نگرند و لذا هر رفتاری که از آنها سر می زند در نظرشان منطقی و درست است و این طرف مقابل است که رفتار درست را بلد نیست.

در این یادداشت قصد داریم به مردانی از این دست توصیه کنیم که قبل از یک قضاوت عجولانه در مورد همسرشان، قدری به خودشان هم بپردازند و ببینند آیا واقعا مرد خوبی برای همسرشان هستند؟

این چند علامت را پیگیری کنید. اگر هر یک از این علایم در شما وجود داشت یعنی آن طور که باید شوهر خوبی برای همسرتان نبوده اید:
- همسرتان را تحقیر می کنید و به وی بها نمی دهید. یكی از علائم سو رفتار و سو استفاده، زمانی است كه یكی از زوجین دیگری را تحقیر كند و یا باعث تنزل شان او شود به ویژه اگر او این كار را در انظار عمومی انجام دهد. اینكه شما باعث شوید همسرتان  احساس بدی نسبت به خود داشته باشد موید نشان از آن است که شما نتوانسته اید مرد خوبی برای همسرتان باشید و یک احساس خوب را در وی زنده نگهدارید.

- اگر به وی صدمه بدنی می زنید و یا دایما وی را تهدید می كنید. بر  روی همسرتان دست بلند می كنید، صرفنظر از اینكه علتش چیست؟ بسیاری از زنان با مردانی كه آنها را تهدید به صدمه بدنی می كنند علی رغم اینكه هیچ گناه و اشتباهی مرتكب نشده اند كنار می آیند. اما به هر حال این سبک رفتاری یعنی اینکه شما مردی مهربان برای همسرتان نیستید و قطعا همسرتان از لحاظ عاطفی احساس دلبستگی و تعلق خاطر نسبت به شما نخواهد داشت.

- اگر سعی می كنید وی را از دوستان و خانواده اش جدا كنید. منزوی سازی در روابط پدیده بسیار رایجی است و اغلب سوء‌استفاده از فرد زمانی آغاز می شود كه او را كاملا منزوی كرده باشید.

- اگر به همسرتان دروغ می‌گویید. داشتن اعتماد بخش بسیار مهم در ارتباط با هر فردی است. اگر به همسرتان دروغ می گویید مرد  خوبی نیستید زیرا گفتن یك دروغ عذر و بهانه گفتن سایر دروغها را فراهم می كند.

- اگر نسبت به همسرتان دست به مخفی کاری می زنید. نیرنگ و فریب یك رفتار خودخواهانه است تا از طریق آن خواسته های خود را  مافوق خواسته های همسرتان قرار دهید و کاری که خودتان دوست دارید(حتی در خفا) انجام دهید. فراموش نکنید که این سبک رفتاری رسم یک زندگی مشترک نیست. زنها آنقدر بر روابط و مناسبات همسرشان حساس هستند که بعد از مدتی این دست مخفی کاری ها فاش می شود.

- اگر مرتبا خواسته هایتان را به وی تحمیل می كنید. مرد خوب فردی باملاحظه و فكور است. زیرا اگر در یك رابطه، یك طرف كاملا خودخواه باشد این رابطه كارایی نخواهد داشت. اگر هرگز از همسرتان نمی‌پرسید كه او چه نظری دارد و یا احساسات وی را در نظر نمی‌گیرید ، پس به اندازه کافی در ارتباط با همسرتان، شوهری موفق نیستید.

- اگر همسرتان را دایما كنترل می کنید. روابط زمانی به بهترین شكل ممكن كارایی دارد كه اعتماد کافی میان زوجین وجود داشته باشد. در حقیقت اعتماد شریان حیاتی یک رابطه است. اگر بدنه یک زندگی زناشویی به اندازه کافی توسط این شریان حیاتی تغذیه شود، درخت زندگی زناشویی روز به روز قوی تر و ریشه دار تر می شود اما زمانی که این شریان حیاتی قطع شود، باید در انتظار خشک شدن ریشه ها باشید.

- اگردر برابر همسرتان  مرموز و تودار هستید. بین كسی كه برای غافلگیر  كردن همسرش مخفی كاری می كند با كسی كه در مسایل مختلف زندگی پنهان‌كاری می كند تفاوت وجود دارد.

مرد مرموز و مخفی کار، یعنی مردی که به هیچ عنوان اجازه نمی هد همسرش به هیچ جنبه از زندگی وی اشراف یافته و اطلاعات داشته باشد. چنین مردی به مرور دیگر حرفی برای زدن با همسرش نداشته و کم کم رابطه میان زن  شوهر سرد و بی روح می شود و این یعنی شما نتوانسته اید به عنوان یک مرد سدهای ارتباطی را از میان بردارید.

البته بعید به نظر می رسد که مجموعه ای از این ویژگی ها در وجود یک مرد جمع شود. اما وجود هر یک از این عادات یا ویژگی ها باعث می شد که تعامل و ارتباط زن و شوهری دچار خلل جدی شود. لذا هر یک از این موارد به تنهایی این قدرت را دارد که زندگی زناشویی شما را مختل کند. پس یک بار دیگر این چند علامت را مطالعه کنید و اگر خودتان را حایز هر یک  از آنها می دانید برای رفع آن تلاش جدی نمایید و البته حتما از یک مشاور هم کمک تخصصی دریافت کنید.

تبیان




طبقه بندی: بهبود روابط، جنسی و زناشوئی،
برچسب ها: روشهای مختلف همسرداری، همسر مرموز و تودار، مرد مرموز و مخفی کار، چگونه شوهر خوبی باشیم، كنترل دائم همسر، كنترل دائم شوهر، كنترل دائم زن،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ پنجشنبه 22 آبان 1393 ] [ 07:11 ب.ظ ] [ Amir Ahmadian ] [ نظرات ]

حسادت های عاشقانه مشکلی رایج میان زوج های امروزی است و رتبه دوم را در میان مشکلات زناشویی دارد

وقتی صحبت از حسادت به میان می آید، اغلب آن را احساسی منفی می پندارند؛ در صورتی که این حس جزو آن دسته از احساساتی است که نه مطلقا مثبت و نه کاملا منفی است.

وجود این حس تجربه ای مهم در زندگی افراد به حساب می آید و بدون شک حاکی از نیازهای اساسی آنان است اما آن چیزی که اغلب افراد را در مورد این حس نگران می کند، اخلاق بیمارگونه، خشونت و عصبانیتی است که از این احساس نشأت می گیرد. حسادت نوعی نارضایتی و احساس ناامنی است که می تواند منجر به رفتارهای مخرب شود و پایه های یک رابطه را متزلزل کند و در مقابل، موجب برانگیختن تمام قوای شخص برای حل مشکلات شخصی یا زناشویی او شود.

برای بررسی این موضوع ابتدا باید به این سوال پاسخ دهیم که آیا عشق بدون حسادت ممکن است؟ بدان سبب که زوجین در ابتدای پیوند خود علاقه دارند بیشتر اوقاتشان را با یکدیگر بگذرانند، بیشتر تلاش می کنند تا نشان دهند با یکدیگر تفاهم دارند و از آنجایی که فقط در قالب این پیوند می توانند به برخی از نیازهای خود پاسخ گویند، به نظر می رسد که فرد مقابل را دوست دارند.

این علاقه منجر به ایجاد نوعی وابستگی به طرف مقابل می شود و در نتیجه ممکن است احساس حسادت در هر یک از طرفین به وجود آید؛ بنابراین عشق و حسادت دو احساس لاینفک به حساب می آیند. حسادت به خودی خود یک مشکل تلقی نمی شود و تنها شاخصی از وجود یک مشکل است.

حتما همه ما این جملات را میان افراد مختلف شنیده ایم:
- نسبت به اینکه همسرم در جمع خاصی با فرد دیگری غیر از من صحبت کند، حساسم.
- نمی توانم نگاه فرد دیگری را به همسرم تحمل کنم.
- تمام رفت و آمدهای همسرم را کنترل می کنم.
- نمی توانم تحمل کنم که همسرم بدون من به تفریحات خودش بپردازد.
- نمی توانم یک لحظه از او دور شوم و ...
این جملات می تواند وجود حسادت را در یک فرد ثابت کند.

حسادت چیست؟
حسادت عاشقانه با معنای عام این واژه که در ذهن عموم افراد است، متفاوت است. این نوع حسادت، ترکیبی از ترس و عصبانیت و همراه با احساس ناامنی است. در اینگونه حسادت، بارزترین عکس العملی که از فرد حسود دیده می شود، عصبانیت نسبت به کسی است که او را دچار این حس کرده است. همانطور که گفته شد، حسادت عاشقانه نشان دهنده ترس فرد برای از دست دادن منفعتی بزرگ و مهم است و هرگونه جلب توجهی از سوی همسر فرد حسود نوعی تهدید برای او محسوب می شود.

این نوع حسادت را حسادتی بیمارگونه می نامند که سال ها دوام می یابد و مسلما با خشونت فرد حسود نیز همراه خواهد بود. از آنجایی که این خشم برای مدت کوتاهی به فرد احساس سرزندگی می بخشد، او دائما و به شکل ناخودآگاه خشمگین می شود اما بلافاصله شرمنده شده و پشیمانی خود را ابراز می کند.

بنابراین حسادت موضوعی است که اگر به آن توجه نشود، نتایج منفی به بار خواهد آورد اما به علت وجود شور و هیجان در ابتدای پیوند، کمتر دیده و بدان توجه می شود. زوجین در ابتدای امر اغلب اینگونه جملات را به زبان می آورند که «ما همدیگر را دوست داریم و همانند یک روح در دو بدن هستیم»؛ در حالی که روزمرگی موجود در زندگی، به تدریج از شدت این هیجانات می کاهد و ارتباطی معمولی میان آنها به وجود می آورد؛ در نتیجه به مرور زمان کمتر جملاتی از این دست بین زوجین رد و بدل می شود. این فاصله ممکن است باعث به وجود آمدن نوعی حس ناامنی برای هر یک از زوجین شود. در این زمان است که فرد غرق در خیالات خود می شود و معمولا این جملات و پرسش ها در ذهنش شکل می گیرد:

«چطور می تواند بدون من زندگی کند؟»
«چرا به سرگرمی ها و اوقات فراغت خود بیشتر از من اهمیت می دهد؟»
«نمی خواهم او را از دست دهم! دیگر مرا دوست ندارد.»

دلایل حسادت عاشقانه


کمبودهای دوران کودکی
برخی از روانکاوان معتقدند حسادت از دوران کودکی سرچشمه می گیرد و می تواند نتیجه عدم توجه یکی از والدین نسبت به فرزندشان باشد و حتی ممکن است این احساس، در نتیجه فقدان اعتماد به نفس و امنیت در دوران کودکی به وجود آید؛ مانند کودکی که می ترسد از اینکه فاقد ویژگی هایی باشد که دیگران از او انتظار دارند یا می ترسد از اینکه به اندازه کافی مورد پسند دیگران واقع نشود و توانایی جذب دیگران را نداشته باشد. تمام این تجربه ها در دوران کودکی می تواند در بزرگسالی، فرد را درگیر احساسی به نام «حسادت عاشقانه» کند.

بی وفایی
افرادی هم هستند که در حسادت فرافکنی می کنند؛ تا آنجایی که همسر خود را بی وفا می نامند، فقط به این دلیل که خودشان گاهی دچار بی وفایی می شوند که این موضوع دقیقا مصداق این ضرب المثل «کافر همه را به کیش خود پندارد» است.

ترس
حسادت در آقایان بیشتر حول محور ترس از دست دادن قدرت و برای خانم ها بیشتر ترس از طرد شدن است؛ به طوری که می اندیشد همسرش دیگر او را دوست ندارد. به همین دلیل است که خانم ها اغلب احساسات عاشقانه خود را ابراز می کنند.

راه حل های پیشنهادی برای افراد درگیر حسادت

مشکل را قبول کنید
اولین گام برای حل این مشکل درک مسئله ای است که تمام آرامش تان را تحت الشعاع خود قرار داده و بعد از آن، یافتن علت آن به تنهایی است؛ نه اینکه طرف مقابلتان را با خشونت وادار به انجام کارهایی کنید که دوست ندارد. با خودتان خلوت کنید و این سوال ها را از خودتان بپرسید و برایشان پاسخی منطقی پیدا کنید:

آیا مشکل از من است؟
چرا نمی توانم همسرم را به خود جذب کنم؟
آیا رفتار من اشکالی دارد که همسرم را از من دور کرده است؟
چرا نسبت به همسرم حس حسادت دارم؟
چه چیزی بیشتر از همه مرا در این رابطه آزار می دهد؟

با همسرتان صحبت کنید
فضایی آرام و دنج را برای گفتگویی دو نفره و صمیمی به وجود آورید. درباره احساسات و ناراحتی هایی که اخیرا شما را آزرده است با او صحبت کنید و از وی کمک بخواهید. مطمئن باشید وقتی شما را اینچنین صادق ببیند، برای بهبودی حالتان قدمی برخواهد داشت.

مشورت کنید
داشتن یک حامی درمانی وقتی که از نظر روحی دچار مشکل شده اید، بسیار مهم است. روانشناسی باتجربه و خبره می تواند شما را به سادگی راهنمایی کرده و راه حل هایی باورنکردنی جهت مقابله با هیجاناتی که رابطه شما و همسرتان را دچار آسیب کرده است، پیشنهاد کند.

خودتان را سرگرم کنید
خودتان را با فعالیت ها و سرگرمی های مورد علاقه تان مشغول کنید تا پرنده خیالتان به سوی کنکاش در رفتارهای همسرتان پر نزند. این را بدانید که همسرتان احتیاج به آزادی دارد.

به تصورات ذهنی خود پایان دهید
از خیالبافی دست بکشید؛ یعنی چیزی که باعث به وجود آمدن سناریوهایی می شود که در واقعیت وجود ندارند. بدانید که تن دادن به این تخیلات باعث می شود به سمتی پیش بروید که تلفن همراه یا ایمیل های همسرتان را چک کنید و در این میان مسلما به دنبال بهانه ای خواهید بود که تخیلات خود را اثبات کنید و به همسرتان نشان دهید که دلیلی منطقی برای نگرانی و ترس شما وجود دارد.

مطمئن باشید که بازجویی همسرتان فقط او را به ستوه می آورد. این کنجکاوی های بی مورد هیچ کمکی به روند بهبودی شما نمی کند و در ضمن بدانید که اگر هدف او فریفتن شما باشد، از روش هایی استفاده خواهد کرد که شما بویی از ماجرا نبرید. هیچ انسانی دوست ندارد مانند یک زندانی باشد و دائما از او بازجویی شود. هر کس خودش مسئول حریم شخصی و وجدانش است، پس هیچ لزومی ندارد بدانید با چه کسی تماس می گیرد.

اعتماد به نفس خود را بازیابید
به خودتان متکی باشید و بدانید که رابطه عاطفی شما و همسرتان رابطه ای است که هیچ کس نمی تواند در این حریم خصوصی وارد شود و همسرتان نیز هیچگاه اجازه ورود به هیچ غریبه ای را نخواهد داد.

راه حل های پیشنهادی برای فرد قربانی حسادت

به فرد حسود اطمینان بدهید
اگر شما قربانی این حسادت هستید، با اطمینان بخشیدن به طرف مقابلتان و پاسخ به سوال های فرسایشی وی می توانید کمک بسیاری به او بکنید. برعکس اگر در برابر سوال های او بی محلی کنید، با این کار به او می فهمانید که او دیگر قدرت خود را از دست داده است؛ در نتیجه با مشکل جدیدی روبرو خواهید شد. خود را مقصر ندانید؛ زیرا افراد حسود ععادت دارند دیگران را مقصر این حسادت بدانند. در مواجهه با این افراد فقط باید صبور باشید و شرایطی را مهیا کنید که اعتماد اولیه خود را به شما برگردانند.

مجله موفقیت




طبقه بندی: جنسی و زناشوئی، روابط دختر و پسر،
برچسب ها: تصورات ذهنی، فرد قربانی حسادت، فرد حسود، افراد درگیر حسادت، دلایل حسادت عاشقانه، تمام رفت و آمدهای همسرم را کنترل می کنم،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ سه شنبه 20 آبان 1393 ] [ 12:08 ب.ظ ] [ Amir Ahmadian ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 256 :: ... 2 3 4 5 6 7 8 ...

نظر سنجی
مهمترین آرزوی شما ؟ ( صادقانه و واقع بینانه )






درباره وبلاگ

همانطور که سلامت جسم برای همه ما مهم است, سلامت روان هم مهم است...
پس:
کسانی که سراغ روان شناس می روند بیمار نیستند
و کسانی که روان شناس می شوند دنبال بیمار نیستند
ما فقط کنار هم ایم تا لحظاتی که می پرسیم "چرا ما؟" به همدیگر بهترین زندگی را هدیه دهیم

" امیدواریم وبلاگ روانشناسی سهمی در موفقیت شما توی زندگیتون داشته باشه ، هرچند این موفقیت حاصل اراده شماست و ما فقط واسطه ایم... "
" به امید روزی که همه مردم سرزمین من لبخند به لب داشته باشند... "

" وبلاگ منتخب میهن بلاگ،مجله موفقیت و راه موفقیت "
مطالب برتر و پر بازدید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب