تبلیغات
روانشناسی

روانشناسی
جدیدترین تست های روانشناسی در www.ravanshena30.ir
قالب وبلاگ

چگونه انرژی مثبت پخش کنیم

حضرت محمد(ص) می فرمایند : "فرزندان خود را به نام های نیك خطاب كنید"آن چه می گوییم در حقیقت فكری است كه بیان می شود. كلمه ها و اندیشه ها دارای امواجی نیرومند هستند كه به زندگی و امورمان شكل می دهند.
من و تو، ما و شما به طور حتم می توانیم با استفاده از كلمه ها و اصطلاح های مثبت در سطی وسیع انرژی مثبت را بین همه پخش كنیم.
امروزه ثابت شده كه كلمات منفی نیروی منفی به سمت شخص می فرستند و او را به سمت منفی و بیماری سوق می دهند! به طور مثال وقتی به ما می گویند خسته نباشی دراصل خستگی را به یادمان می آورند و ناخودآگاه احساس خستگی می كنیم (با خودتان امتحان كنید) اما اگر به جای آن از یك عبارت مثبت استفاده شود نه تنها نیروی ازدست رفته، ترمیم و خستگی جسم را از بین می برد بلكه نیروی مثبت و سازنده ای را به افراد هدیه می دهیم.
برای مثال:
به جای خسته نباشید؛ بگوییم : خدا قوت
به جای دستت درد نكنه ؛ بگوییم : ممنون از محبتت، سلامت باشی
به جای دروغ نگو؛ بگوییم : راست می گی؟ راستی؟
به جای لعنت بر پدر كسی كه اینجا آشغال بریزد ؛ بگوییم: رحمت بر پدر كسی كه اینجا آشغال نمی ریزد
به جای خدا بد نده؛ بگوییم : خدا سلامتی بده
به جای فقیر هستم؛ بگوییم : ثروت كمی دارم
به جای بد نیستم؛ بگوییم : خوب هستم
به جای فراموش نكنی؛ بگوییم : یادت باشه
به جای داد نزن؛ بگوییم : آرام باش
به جای من مریض و غمگین نیستم؛ بگوییم : من سالم و با نشاط هستم
به جای جانم به لبم رسید؛ بگوییم : چندان هم راحت نبود
به جای پدرم درآمد؛ بگوییم : خیلی راحت نبود
به جای ببخشید مزاحمتون شدم؛ بگوییم : از این كه وقت خود را در اختیار من گذاشتید متشكرم
به جای گرفتارم؛ بگوییم : در فرصت مناسب با شما خواهم بود
به جای قابل نداره؛ بگوییم : هدیه برای شما
به جای شكست خورده؛ بگوییم : با تجربه
به جای مگه مشكل داری ؛ بگوییم : مگه مسئله ای داری؟
به جای بدرد من نمی خورد؛ بگوییم : مناسب من نیست
به جای مشكل دارم؛ بگوییم : مسئله دارم
شما هم میتوانید به این لیست مواردی رو اضافه كرده و برای دیگران بفرستید...
وقتی بعد از مدتی همدیگر را میبینیم، به جای توجه كردن به نقاط ضعف همدیگر و نام بردن از آن ها مثل:
چقدر چاق شدی؟"، "چقدر لاغر شدی؟"، "چقدر خسته به نظر میآیی؟" ، "چرا موهات را این قدر كوتاه كردی؟"، "چرا ریشت را بلند كردی؟" ، "چرا گرفته ای ؟"، "چرا رنگت پریده؟"، "چرا تلفن نكردی؟"، "چرا حال مرا نپرسیدی؟" و ... بهتر است بگوییم : "سلام به روی ماهت"، "چقدر خوشحال شدم تو را دیدم" ، و ... عبارات دیگری كه نه تنها بیانگر نقاط ضعف طرف مقابل ما نیست
بلكه نوعی اعتماد به نفس را به مخاطبمان القاء می كند. البته اگر اصراری نداشته باشیم كه حتماً درباره ی همدیگر اظهار نظر كنیم، وگرنه میشود كه درباره ی موضوعات مشترك، البته در محوریت مثبت با هم صحبت كنیم


لطفا با نظراتتون ما رو همراهی کنید



طبقه بندی: موفقیت و آرامش،
برچسب ها: انرژی مثبت، چگونه انرژی مثبت ساطع کنیم، چگونه انرژی مثبت پخش کنیم، چگونه انرژی مثبت داشته باشیمک، چگونه انرژی مثبت فرا بگیریم، انرژی های مثبت، انرژی،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ پنجشنبه 31 شهریور 1390 ] [ 07:00 ب.ظ ] [ Amir Ahmadian ] [ نظرات ]

مراقبه یا مدیتیشن ، حالت دگرگون هشیاری از راه انجام مناسک یا تمرینهای خاصی حاصل می شود. این تمرینها عبارتند از : کنترل و تنظیم تنفس، محدود کردن شدید میدان توجه ، نادیده گرفتن محرکهای بیرونی ، قرار دادن بدن درحالتهای یوگایی و ساختن نصویرهای ذهنی از رویداد یا نمادی معین. حاصل این عملیات قرار گرفتن درحالت ذهنی خوشایند و تااندازه ای دگرگونه است که درآن شخص احساس آرامش جسمی و روانی می کند.


بعضی ها پس از تمرینهای مراقبه ممکن است به تجربه های عرفانی دست یابند که طی آن خود آگاهی خویش را از دست می دهند و به احساسی سرشار از هشیاری وسیع دست می یابند. این اعتقاد که مراقبه می تواند به تغییر هشیار ی منجر شود به زمانهای بسیار دور بر می گردد. درادبیات بودایی، هندی ، تصوف مشرق زمین و درادیان مختلف به این موضوع اشاره شده است و مناسکی آموزش داده شده که با انجام آن می توان به تغییر سطح هشیاری دست یافت.

دوشیوه متداول درمراقبه وجود دارد:

1- مراقبه راهگشا: دراین شیوه فرد ذهن خود را پالوده می نماید تا آماده دریافت تجارب نو شود.

2-مراقبه متمرکز: دراین روش فرد از طریق توجه فعال به یک شی ، واژه یا فکر به نتیجه مطلوب دست می یابد.

نمونه ای از دستورالعمل مراقبه راهگشا بدین شرح می باشد:

دراین شیوه ابتدا باید تصمیم بگیرید هیچ کاری نکنید. به هیچ چیز فکر نکنید و هیچ تلاشی از خود نشان ندهید. کاملا آرام باشید و ذهن و جسم خود را به حال خود رها سازید. از جویبار همیشه درتغییر افکار و احساساتی که ذهنتان درآن غوطه ور است بیرون بیایید و به تماشای جریان شتابان این جویبار بایستید. مواظب باشید دراین جویبار فرو نیفتید. به بیان استعاره دیگر : افکار ، احساسات و آرزوهایتان را نظاره کنید که همچون دسته ای پرنده درآسمان پرواز میکند . بگذارید آزادانه پرواز کنند . فقط تماشا کنید. اما مراقب باشید و نگذارید پرندگان شما را با خود به ابرها بکشانند.

این هم نمونه ای از دستورالعمل مراقبه متمرکز:

هدف دراین جلسه این است که چیزهایی درباره تمرکز بیاموزیم. باید افکارتان را روی این گلدان آبی متمرکز کنیدو منظور تمرکز بر قسمتهای مختلف گلدان نیست ، بلکه باید سعی کنید گلدان را فی نفسه بدانسان که هست بدون توجه به ارتباط آن با اشیای دیگر ببینید. هرنوع فکر ، احساسات ، صدا یا احساس بدنی دیگر را به کلی نادیده بگیرید.

مشاهده شده که پس از چند جلسه مراقبه متمرکز ، مردم معمولا پیامدهای چندی را گزارش می کنند. مانند ادراک دگرگونه و روشن از گلدان ، نوعی کوتاه شدگی زمان به ویژه دربازنگری به گذشته ، ادراک متضاد از قبیل گویی کلدان تمام میدان بینایی را پر می کند و گاهی پر نمی کند. کاهش تدریجی محرکهای بیرونی ( حواس پرتی کمتر) و درنهایت کاهش ثبت هشیارانه محرکها و احساس لذت و خشنودی.

درتحقیقات مشخص شده که مراقبه می تواند تغییرات شناختی درفرد به وجود بیاورد. همچنین از آنجایی که مراقبه سطح و درجه انگیختگی را کاهش می دهد می تواند برای افراد مضطرب بسیار مفید باشد. زیرا این افراد به سادگی تحت فشار روانی قرار می گیرند و کاهش سطح انگیختگی درآنان می تواند سبب کاهش اضطراب شود.

امروزه از روشهای مختلف مراقبه مانند تمرکز ، یوگا ، ساختن نصویرهای ذهنی ، محدود کردن میدان توجه دردرمان بسیاری از مشکلات روحی استفاده می شود ولی باید توجه داشت که انجام صحیح و علمی این روشها نیازمند شناخت دقیق می باشد که مسلما بایستی توسط اهل فن و افراد آشنا انجام شود.

منبع : روانشناسی هیلیگارد


لطفا با نظراتتون ما رو همراهی کنید



طبقه بندی: روانشناسی تخصصی،
برچسب ها: ارامش جسمی، ارامش روح و روان، ارامش، یوگا، تمرین ارام بخش، حالت خوب، حالت خوشایند،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ پنجشنبه 31 شهریور 1390 ] [ 09:08 ق.ظ ] [ * hedieh * ] [ نظرات ]

۱۰ فایده لبخند زدن

1. لبخند جذابتان می کند.

همه ما به سمت افرادیکه لبخند می زنند کشیده می شویم. لبخند یک کشش و جذبه فوری ایجاد می کند. دوست داریم نسبت به آنها شناخت پیدا کنیم.

۲٫ لبخند حال و هوایتان را تغییر می دهد.

دفعه بعدی که احساس بی حوصلگی و ناراحتی کردید، لبخند بزنید. لبخند به بدن حقه می زند.

۳٫ لبخند مسری است.

لبخند زدن برایتان شادی می آورد. با لبخند زدن فضای محیط را هم شادتر می کنید و اطرافیان را مانند آهن ربا به سمت خود می کشید.

۴٫ لبخند زدن استرس را از بین می برد.

وقتی استرس دارید، لبخند بزنید. با اینکار استرستان کمتر می شود و می توانید برای بهبود اوضاع وارد عمل شوید.

۵٫ لبخند زدن سیستم ایمنی بدن را تقویت می کند.

به این دلیل عملکرد ایمنی بدن تقویت می شود که شما احساس آرامش بیشتری دارید. با لبخند زدن از ابتلا به آنفولانزا و سرماخوردگی جلوگیری کنید.

۶٫ لبخند زدن فشارخونتان را پایین می آورد.

وقتی لبخند می زنید، فشارخونتان به طرز قابل توجهی پایین می آید. لبخند بزنید و خودتان امتحان کنید.

۷٫ لبخند زدن اندورفین، سروتونین و مسکن های طبیعی بدن را آزاد می کند.

تحقیقات نشان داده است که لبخند زدن با تولید این سه ماده در بدن باعث بهبود روحیه می شود. می توان گفت لبخند زدن یک داروی مسکن طبیعی است.

۸٫ لبخند زدن چهره تان را جوانتر نشان می دهد.

عضلاتی که برای لبخند زدن استفاده می شوند صورت را بالا می کشند. پس نیازی به کشیدن پوست صورتتان ندارید، سعی کنید همیشه لبخند بزنید.

۹٫ لبخند زدن باعث می شود موفق به نظر برسید.

به نظر می رسد که افرادیکه لبخند می زنند اعتماد به نفس بالاتری دارند و در کارشان بیشتر پیشرفت می کنند.

۱۰٫ لبخند زدن کمک می کند مثبت اندیش باشید.

لبخند بزنید. حالا سعی کنید بدون از بین رفتن آن لبخند به یک مسئله منفی فکر کنید. خیلی سخت است. وقتی لبخند می زنیم بدن ما به بقیه بدن پیغام می فرستد که “زندگی خوب پیش می رود”. پس با لبخند زدن از افسردگی، استرس و نگرانی دور بمانید.

پس….همیشه لبخند بزنید.




طبقه بندی: موفقیت و آرامش،
برچسب ها: خنده، بخند، شادی، لبخند روی لب، خندیدن، لبخند، فواید خنده،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ چهارشنبه 30 شهریور 1390 ] [ 02:32 ب.ظ ] [ Zahra ] [ نظرات ]

من انسان مهمی هستم

وظیفه اصلی من این است که انتخابهای مهم انجام دهم

انتخاب بین اینکه چگونه روزی داشته باشم. امروز می توانم به دلیل بد بودن هوا تمام روز شکوه کنم یا  بایت اینکه آسمان صاف و زیبا است و اتاقم پنجره ای دارد که از آن به گیاهان و درختان نگاه کنم خدا را شکر کنم.

امروز می توانم به دلیل نداشتن پول غمگین باشم یا به دلیل اینکه وضعیت مالی ام این امکان را به من می دهد تا برای خریدهایم عاقلانه تصمیم گیری کنم و از هدر دادن پول خودداری کنم شاد باشم.

امروز می توانم بابت سرماخوردگی جزئی که دارم تمام مدت غر بزنم یا از لحظات زندگی ام نهایت استفاده را ببرم.

امروز می توانم بایت امکاناتی که والدینم دراختیار من نگذاشته اند تاسف بخورم یا بایت اینکه مرا به دنیا آورده اند و فرصت زندگی را دراختیار دارم ازآنها قدردانی کنم.

امروز می توانم به خاطر خارهای گل رز گریه کنم یا بایت خارهایی که گل همراه خود دارند جشن بگیرم.

امروز می توانم به خاطر کم بودن دوستان خود غصه بخورم یا برای رقم زدن دوستی های جدیدد دست به کار شوم.

امروز می توانم برای رفتن به سرکار مویه کنم یا بابت شغلی که دارم فریاد شادمانی سر دهم.

امروز می توانم به خاطر اجبار درانجام کارهای خانه با یاس، اعتراض کنم یا بابت اینکه خداوند سرپناهی برای روح و جسم و روانم تامین کرده احساس غرور کنم.

امروز درپیش است و درانتظار تا من آن را شکل دهم و من اینجا مجسمه سازی هستم که می خواهد دست به کار شود تاتندیسی زیبا از امروز و تمام روزهای زندگی بسازد.


چون من انسان مهمی هستم


لطفا با نظراتتون ما رو همراهی کنید




طبقه بندی: موفقیت و آرامش، مطالب آموزنده،
برچسب ها: من، ادم مهم، فرد مهم، مهم هستم، امروز می توانم، انتخاب مهم،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ چهارشنبه 30 شهریور 1390 ] [ 09:54 ق.ظ ] [ * hedieh * ] [ نظرات ]

 

یک روز بعدازظهر من برای کاری بیرون رفتم و دختر یازده ساله‌ام را در خانه تنها گذاشتم. بیست دقیقه بعد برگشتم و دخترم را روی تخت در حالی که به شدت هق‌هق و گریه می‌کرد دیدم. مهربانانه پرسیدم: «چه اتفاقی افتاده؟ موضوع چیه؟» اما او نمی‌توانست جواب بدهد و فقط هق‌هق می‌کرد. وحشت‌زده شده بودم، پرسیدم: «کسی اذیتت کرده؟» و او دستش را به علامت «نه» تکان داد. «خودت به خودت صدمه‌ای زدی؟» باز هم جواب «نه» بود. «برایانا! چه اتفاقی افتاده؟»

 

در میان هق‌هق گریه، شنیدم که گفت:«هم-هم-همستر». همستری در همسایگی ما بود که بچه‌ها بازی کردن با او را خیلی را دوست داشتند. من هراسان به اتاق بغلی دویدم. یواشکی نگاهی به قفس انداختم، کمی شیر روی زمین ریخته بود، اما همسترزنده بود و نفس می‌کشید! فریاد زدم: «همستر زنده است»، برایانا در حالی که همچنان اشک می‌ریخت وارد اتاق شد، او نمی‌توانست باور کند که همستر هنوز زنده است چون وقتی همستر را دیده بود پاهایش از قفس آویزان بوده و او مطمئن شده که گربه مرده است. برایانا گفت:« من دیوونه شده بودم، همستر رو برداشتم و پرتش کردم بیرون» ( چنین کاری برای دختر مهربان و نازک‌دل من واقعا کار خشنی محسوب می‌شود.) او هنوز آشفته به‌نظر ‌می‌رسید. گفتم:« آیا احساس گناه می‌کردی اگه همستر مرده بود و فکر می‌کردی در مرگ او تو مقصری؟». به هدف زده بودم! موضوع همین بود. او به علامت تایید سر تکان داد و دوباره شروع به گریه کرد، این بار من او را درآغوش گرفتم و اجازه دادم گریه کند. همچنان که او در حال آرام شدن بود ما ‌توانستیم درباره‌ی آن‌چه رخ‌داده بود و درباره‌ی واکنش او از ابتدای ماجرا تا به حال صحبت کنیم. حالا او تسلی خاطر پیدا کرده بود و از من نیز ممنون بود و ضمنا درس مهمی درباره‌ی پذیرفتن مسؤولیت بستن در اتاق موقع حضور همستر در آن‌جا ‌یادگرفته بود.

 

احساسِ گناهِ کودک فرصتی است برای آموختن مسؤولیت‌پذیری و دانستن پیامدهای رفتارش. واکنش والدین نسبت به خطای کودک می‌تواند تاثیر عظیمی بر تقویت ( یا تضعیف) وجدان کودک، قابلیت یادگیری درست و نادرست، و سطح علاقه به اجتماع و مسؤولیت‌پذیری او دارد. کودکانی که اجازه می‌یابند احساسات خود را درک و احساس کنند و والدین‌شان به آن‌ها کمک می‌کنند که احساسات‌شان را بشناسند و از آن‌ها درس بگیرند؛ در حال آموختن مهارت برخورد به روش مسؤولانه با مسائل زندگی هستند. در صورتی که احساسات بچه‌ها سرکوب ‌شود آن‌ها با سوءرفتار در اشکال گوناگون احساس خود را بیان می‌کنند.

 

بعضی راه‌ها که ما والدین ناآگاهانه احساسات بچه‌ها را از آن طریق سرکوب می‌کنیم عبارت اند از:


1. محافظت: «من به تو اطمینان می‌دم که گربه الان بیرون از خانه است. تو اصلا نگران این موضوع نباش»
2. تنبیه کردن:  «برای یک ماه از بازی با گربه محروم هستی»
3. حل مسأله: «چرا خوشحال نیستی؟ ما داریم می‌ریم بیرون که بستنی بخوریم و تو نباید در باره‌ اون ماجرا بیشتر از این فکر کنی»
4. نتیجه‌ اخلاقی گرفتن: «چه طور می‌تونی این‌قدر بی‌مسؤولیت باشی! من وقتی بچه بودم خیلی دختر مسؤولیت‌پذیری بودم و هرگز نمی‌ذاشتم چنین اتفاقی بیفته.»
5. انکار: «تو نباید احساس گناه کنی، تقصیر تونبود!»
6. تحقیر: «من نمی‌تونم باور کنم که تو گذاشتی چنین اتفاقی بیفته، چه طور این کار رو کردی، تو مایه‌ی خجالت هستی. من به دوستات می‌گم که تو چه‌کار کردی تا دیگه هرگز نذاری چنین اتفاقاتی بیفته.»
7. ترحم: «آه، عزیزم، اون گربه ی بد نباید می‌پرید و تو رو می‌ترسوند»
8. سخنرانی: «از حالا به بعد تو باید بیشتر دقت کنی خانوم کوچولو، من از تو می‌خوام که همیشه قبل از انجام کاری چک کنی که... »

و این تنها بخش کوچکی از لیست بلند سرکوب‌کننده های احساسات است. وقتی منظور ما این است که به فرزندمان به روش‌های بالا درسی بیاموزیم، اغلب نتیجه بسیار متفاوت از خواست ما از آب درمی‌آید. کودک به جای این که از اشتباهش درس بگیرد بیشتر به این توجه می‌کند که چه‌قدر ما بی‌انصاف هستیم یا چه‌قدر «آن‌ها» بد هستند. اگر ما می‌خوهیم فرزندان‌مان چیزی از خطای‌شان بیاموزند، یابد اول از احساسات صحبت کنیم و بعد در برخورد با موقعیت پیش‌آمده از احساسات مذکور استفاده کنیم.

 

بعضی روش‌ها برای حمایت از احساسات عبارت اند از: 
1. همدردی: «من احساس تو رو درک می‌کنم، من هم همین احساس رو قبلا داشتم، احساس آزاردهنده‌ایه، نه؟»
2. اعتبار بخشیدن به احساسات: «این حق توئه که چنین احساسی داشته باشی، اگه این اتفاق برای من هم افتاده بود احتمالا همین احساس رو داشتم»
3. شناسایی احساسات: «مثل اینه که حس می‌کنی ....» یا «آیا احساس ناراحتی می‌کنی؟»
4. مصمم گوش کردن: «مستقیم در چشم هایش نگاه کنید و به آن‌چه بر او می‌گذرد گوش کنید. طوری گوش کنید که انگار صمیمی‌ترین دوست‌تان با شما صحبت می‌کند. «من سراپا گوشم، من مشتاقم بدونم چی داری می‌گی»
5. کنجکاوی: «جالبه، من می‌خوام درباره‌ی احساس تو در مورد اون ماجرا بیشتر بدونم»
6. تصدیق احساسات: « تو واقعا ناراحت به‌نظر می‌رسی.» یا « من دارم ببینم که چه‌قدر عصبانی هستی»
7. دعوت به بیان احساسات: «به من بیشتر بگو. من می‌خوام بدونم چه حالی داری.»
وقتی احساسات کودک را تصدیق می‌کنید، احساس آسایش خاطر را در وجود او خواهید دید و احساس خوهید کرد که رابطه‌ی خیلی نزدیکی با هم دارید. این موقعیت فرصتِ شگفت‌انگیزی برای ارتباط با فرزندتان در اختیار شما می‌گذارد و زمانی برای نزدیک شدن احساس‌های شما به یکدیگر نیز هست. و درست در همین زمان است که شما احساس خواهید کرد واقعا به حرف یکدیگر گوش می‌کنید و حرف یکدیگر را می‌شنوید. اگر از این طریق رابطه‌ی نزدیکی با فرزندتان برقرار کنید درخواهید یافت که به این ترتیب تاثیر و نفوذ بیشتری بر افکار و تصمیمات فرزندتان خواهید داشت، حتی آن‌ها نظر شما را در مورد موضوعات مختلف خواهند پرسید!

 




طبقه بندی: ارتباط والدین و فرزندان، مطالب آموزنده،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ سه شنبه 29 شهریور 1390 ] [ 04:47 ب.ظ ] [ Samaneh ] [ نظرات ]

آیا شما یک فرد استرسی هستید یا با چنین افرادی سر و کار دارید؟ به راستی مشخصات افراد استرسی چیست و چه خصوصیاتی در این افراد بیشتر دیده می شود. دراین مطلب به طور خلاصه بارزترین مشخصات افراد استرسی را بیان می کنیم. اگر این خصوصیات را درخود دیدید سعی کنید دررفع و اصلاح خود بکوشید چون با استرس نمی توان به آرامی زندگی کرد و داشتن یک زندگی خوب و آرام حق شماست.


" افراد پر استرس آنقدر نگران موفقیت و ارزشمند بودن هستند که فرصتی برای آرامش و تفریح ندارند"

آیا در قبال کار دیگران بیش از اندازه مسوولیت پذیر هستید؟

آیا خودتان را مجبور می کنید که تندتر و سریع‌تر از دیگران کارها را انجام دهید؟

آیا برای برد بازی می کنید؟

آیا تند غذا می خورید؟

آیا انتظار در صف شما را خشمگین و ناراحت می کند؟

افراد دارای الگوی رفتاری پر استرس دارای خصوصیات زیر هستند:

رقابت جویی

این افراد به طور معمول رقابت جو هستند، آنها آنقدر نگران موفقیت و ارزشمند بودن هستند که فرصتی برای آرامش و تفریح ندارند.

فوریت زمانی

افراد با الگوی رفتاری استرس، با عجله و شتاب زده عمل می کنند. حس می کنند انگار وقت کافی برای انجام دادن کارهایی که از آنها خواسته شده، ندارند.

خصومت

احساس شتاب زدگی در این افراد موجب می شود زمانی که تأخیر دارند یا کسی در سر راهشان قرار می گیرد، خشمگین شوند. رقابت جویی آنها مانع از ایجاد روابط صمیمانه با دیگران می شود. چون نسبت به هرکسی که ممکن است از آنها جلو بیفتد، حالت تدافعی دارند.

نیاز به کنترل:

این افراد نیاز بیش از حدی به کنترل وقایع زندگی خود مثل رفتار اطرافیانشان دارند.

تاوان جسمی و هیجانی که افراد دارای الگوی رفتاری استرس می دهند، بسیار بالاست، همچنین بیشتر مستعد بیماری قلبی هستند و در مقابل مرگ، شدیداً آسیب پذیرند. یکی از دلایلی که این افراد اینقدر از فشارهای زندگی رنج می برند، این است که در پذیرفتن آنچه که می توانندکنترل کنند و آنچه که نمی توانند، مشکل دارند. در حالیکه اگر به بعضی رویدادهای زندگی اجاره دهید سیر عادیشان را طی کنند، بهتر کنترل می شوند!

" افراد با الگوی استرس خود را فرسوده می کنند و در وضعیت نامطلوبی قرار می گیرند "




طبقه بندی: خبر های روانشناسی، بهبود روابط،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ سه شنبه 29 شهریور 1390 ] [ 09:07 ق.ظ ] [ * hedieh * ] [ نظرات ]

Addiction is not fun

اعتیاد لذت بخش نیست


All addictive substances that are abused by man, directly or indirectly to affect the brain. But the question is how this process occurs. Not know the living brain, a structure is that the brain called the reward system.
تمام مواد اعتیادآوری که توسط انسان سوءمصرف می شوند به طور مستقیم یا غیر مستقیم مغز را تحت تأثیر قرار می دهند. اما سئوال این است که چطور این فرایند رخ می دهد. بد نیست بدانیم در مغز هر موجود زنده ای، ساختاری وجود دارد که به آن، نظام پاداش مغزی گفته می شود.

It appears, our brains are wired to ensure that activities associated with it through life support activities with pleasure or reward will be repeated.It is believed that it stimulates this pathway, is essential for life.
به نظر می رسد، مغزهای ما سیم کشی شده اند تا مطمئن شوند که فعالیت های پشتیبانی کننده ی زندگی را از طریق همراه سازی آن فعالیت ها با لذت یا پاداش تکرار خواهیم کرد. هر گاه این نظام پاداش فعال می شود، مغز خاطر نشان می شود که برخی چیزهای مهم در حال وقوع است که نیاز به یادآوری دارد، و به ما می آموزد که تکرار کنیم و تکرار، بدون تفکر در باره ی آن. زیرا بر این باور است که آن چه این مسیر را تحریک می کند، برای ادامه ی زندگی ضروری است.

Like human beings, behavior and activities that are rewarding, does. Pleasurable feelings with positive reinforcement of desired behavior to be repeated. Interestingly, the rewards can stimulate the reward system, two types are:
انسان همانند سایر موجودات رفتار و فعالیتهایی را که پاداش دهنده است، انجام می دهد. احساسات لذت بـخش با ایجاد تقویت مثبت موجب تکرار رفتار مورد نظر می شود . جالب است بدانیم، پاداشهایی که موجب تحریک نظام پاداش می شوند، دو گونه هستند:

1) natural rewards such as water, food and sexual behavior.
2) artificial rewards such as addictive substances. These substances stimulate the same way that stimulates their natural Padsh, accordingly, we learn the material the same way, let's abuse.
۱) پاداش های طبیعی مانند آب ، غذا و رفتار جنسی.
۲) پاداشهای مصنوعی نظیر مواد اعتیادآور. این مواد همان مسیری را تحریک می کنند که پادش های طبیعی تحریک می نمایند، بر این اساس، ما می آموزیم مواد را به همان شیوه ،سوءمصرف کنیم.

This system secretes a chemical that is responsible for emotions and feelings of pleasure. It is called dopamine. Dopamine is a neurotransmitter present in regions of the brain that motion, emotion, cognition, motivation and emotion that is enjoyable.
در این نظام ماده ای شیمیایی ترشح می شود که مسئول هیجانات و احساس لذت است. این ماده به نام دوپامین است. دوپامین یک انتقال دهنده ی عصبی موجود در مناطقی از مغز است که حرکت، هیجان، شناخت، انگیزش و احساسات لذت بخش را تنظیم می کند. تحریک بیش از اندازه ی این نظام، که رفتارهای طبیعی ما را پاداش می دهد، اثرات سرخوشی طلب شده توسط کسانی که مواد را سوءمصرف می کنند، تولید نموده و به آنها یاد می دهند که رفتارشان را تکرار کنند.

The chemical dopamine, "feel good" is also called. So it appears that the dopamine reward system is in operation. Dopamine is one way to explain it, is it a reward system to get an account.
به دوپامین ماده ی شیمیایی « احساس خوب » نیز گفته می شود . بنابراین به نظر می رسد که دوپامین در مرکز عملکرد نظام پاداش قرار دارد . یکی از راههای توضیح کار دوپامین ، این است که آن را یک نظام پاداش به حساب آوریم . در واقع این نظام به ما می گوید : « خوب بود ، دوباره این کار را انجام بده و درست به خاطر داشته باش که دفعه ی قبل چگونه آن را انجام دادی ».


When some of the material, are abused, from 2 to 10 times greater than normal release of dopamine that incentives can make dopamine release.Effects on the brain's pleasure, rewarding behaviors such as eating
and sexual behavior exposes natural.
هنگامی که برخی از مواد، سوءمصرف می شوند، ۲ تا ۱۰ بار بیشتر از دوپامینی که مشوق های طبیعی آزاد می کنند، دوپامین رها می سازند. در برخی موارد، این موضوع تقریباً به سرعت رخ می دهد( زمانی که مواد تدخین یا تزریق می شوند)، و اثرات آنها می تواند مدت طولانی تری در مقایسه با مشوق های طبیعی ماندگاری داشته باشند. اثرات حاصل بر روی مسیر لذت مغز، رفتارهای پاداش دهنده ی طبیعی مانند خوردن و رفتارهای جنسی را نمایان می سازد.

Such a powerful effect on reward the people for the re-use, and this provokes. This is because scientists say that sometimes, we learn that drug abuse is something I do very well.
اثر چنین پاداش قدرتمندی به شدت افراد رابرای مصرف مجدد و مجدد برمی انگیزد. این موضوع دلیل آن است که گاهی اوقات دانشمندان می گویند، سوءمصرف مواد چیزی است که یاد می گیریم که خیلی خیلی خوب انجام دهیم





طبقه بندی: اعتیاد و مواد مخدر،
برچسب ها: Addiction، fun، drugs، ترك اعتیاد، مواد مخدر، دو بال پرواز،
دنبالک ها: دو بال پرواز،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ دوشنبه 28 شهریور 1390 ] [ 11:52 ب.ظ ] [ مسافر میثم ] [ نظرات ]

 

والدین باید از تغذیه اجباری کودک خودداری کنند و کودک را هنگام غذا خوردن آزاد بگذارند تا احساس استقلال کودک رشد کند و با احساس رضایت از تعذیه، از آن لذت ببرد.


به مادران تـــوصیه مـــی شـــود:

غذاهای متنوعی برای کودک تهیه کنند و به او اجازه امتحان تمام غذاها را بدهند تا کودک از بین آنها غذای مورد علاقه خود را انتخاب کند و از تحمیل سلیقه خود در انتخاب غذا به کودک بپرهیزند.


یک بــــــــرنامه غذایــــی متعــــــــادل :

شامل غذاهایی باشد که علاوه بر رفع گرسنگی ، مقدار لازم و کافی از هر یک از عناصر غذایی و مواد مغذی برای وصول به تندرستی کامل را در بر داشته باشد ، یکی از مهمترین راهها برای اطمینان از تامین نیازمندی های تغذیه ای کودک ، استفاده از چهار گروه اصلی غذایی ، شامل گروه شیر و لبنیات ، گروه نان و غلات ، گروه گوشت و تخم مرغ ، حبوبات و مغزها و گروه میوه و سبزی است. غذای دلخواه کودک را تهیه کنید و اگر به دلایلی کودک میل به خوردن غذا ندارد، از یک اسباب بازی مورد علاقه کودک برای تشویق او به غذا خوردن استفاده کنید.مواد غذایی مقوی و مورد نیاز کودک را به غذای او اضافه کنید )مثل اضافه کردن گوشت گوساله به ماکارونی ( البته این کار باید با احتیاط صورت گیرد؛ به طوری که کودک به تدریج به غذای جدید علاقه مند شود.

 

برای کم کردن حساسیت کودک نسبت به غذا، او را در تهیه غذا دخالت دهید، مانند پختن و مخلوط کردن مواد غذایی با یکدیگر و یا دادن غذا به عروسک و یا حیوانات. فاصله بین وعده های غذایی کودک را کنترل کنید، چون کودک گرسنه برای خوردن غذای جدید نسبت به کودکی که در فواصل غذا با خوردن تنقلات سیر شده است ، تمایل بیشتری نشان می دهد؛ در ضمن فاصله زمانی دادن تنقلات تا وعده های اصلی غذا (ناهار و شام) را نیز کنترل کنید.

 

برای تشویق کودک به غذا خوردن ، از ظرف غذای مخصوص کودکان استفاده کنید.اگر کودک شما در مرحله ای از رشد (سال اول زندگی ) است که از بازیهای دهانی لذت می برد (مثل فوت کردن ، قلقل کردن ، صدا درآوردن و گاز گرفتن )5 دقیقه قبل از خوردن غذا به او اجازه انجام این بازیها را بدهید. این کار موجب حساس و فعال شدن ناحیه دهان کودک میشود. از تغذیه اجباری کودک خودداری کنید. گاهی اوقات به نظر می رسد مادران به هنگام بی اشتهایی کودک نسبت به مساله رشد و نمو کودک حساس می شوند. آنان در مورد نقش مادری خود احساس ناتوانی می کنند و در نتیجه سطح اضطراب آنان بالا می رود و قادر به تغییر درست علایم بی اشتهایی در کودکشان نیستند و هنگام غذا دادن به کودک وقتی با امتناع کودک از غذا خوردن مواجه میشوند، احساس ناکامی می کنند.

 




طبقه بندی: ارتباط والدین و فرزندان، مطالب آموزنده،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ دوشنبه 28 شهریور 1390 ] [ 04:33 ب.ظ ] [ Samaneh ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 5 :: 1 2 3 4 5

نظر سنجی
مهمترین آرزوی شما ؟ ( صادقانه و واقع بینانه )






درباره وبلاگ

همانطور که سلامت جسم برای همه ما مهم است, سلامت روان هم مهم است...
پس:
کسانی که سراغ روان شناس می روند بیمار نیستند
و کسانی که روان شناس می شوند دنبال بیمار نیستند
ما فقط کنار هم ایم تا لحظاتی که می پرسیم "چرا ما؟" به همدیگر بهترین زندگی را هدیه دهیم

" امیدواریم وبلاگ روانشناسی سهمی در موفقیت شما توی زندگیتون داشته باشه ، هرچند این موفقیت حاصل اراده شماست و ما فقط واسطه ایم... "
" به امید روزی که همه مردم سرزمین من لبخند به لب داشته باشند... "

" وبلاگ منتخب میهن بلاگ،مجله موفقیت و راه موفقیت "
مطالب برتر و پر بازدید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب