تبلیغات
روانشناسی

روانشناسی
جدیدترین تست های روانشناسی در www.ravanshena30.ir
قالب وبلاگ

خنده و شوخی به جرأت تاثیر به سزایی در سلامت روانی و جسمانی افراد دارد و نباید فراموش کرد سلامت روان و جسم رابطه تنگاتنگی با هم دارند و متاثر از یکدیگرند. همان گونه که افکار، هیجان ها، احساسات و عقاید ما بر سلامت بدن تاثیر می گذارد، سلامت روان نیز متاثر از سلامت جسم است.

خنده و شوخی به جرأت تاثیر به سزایی در سلامت روانی و جسمانی افراد دارد و نباید فراموش کرد سلامت روان و جسم رابطه تنگاتنگی با هم دارند و متاثر از یکدیگرند. همان گونه که افکار، هیجان ها، احساسات و عقاید ما بر سلامت بدن تاثیر می گذارد، سلامت روان نیز متاثر از سلامت جسم است.

سلامت جسم

این که خنده خوب به احساس خوب منجر می شود، کافی است تا متوجه شویم خنده برای سلامت مفید و ضروری است. چنین احساس خوبی فقط دارای بعد روانی نیست، بلکه پیامدهای جسمانی نیز دارد. خنده و شوخی از راه های مختلف به بهبود وضع و سلامت جسمی ما کمک می کند. در اینجا به برخی از این تاثیرات می پردازیم:

سلامت روان

تاثیر خنده بر سلامت روان، از سلامت جسم جدا نیست که برخی از آنها عبارت است از: کاهش تنش و اضطراب، جلوگیری از افکار خودآیند منفی، بهبود روابط بین فردی، بازداری از هیجان های منفی، افزایش خلاقیت، کمک به پذیرش برخی مسائل (مرگ، شکست شغلی، تحصیلی و...)، افزایش بازده کاری در محیط های شغلی، بهبود مدیریت، افزایش اعتماد به نفس، افزایش شادی و سرخوشی، افزایش هوش هیجانی و افزایش روحیه کارگروهی و جمع گرایی. در مجموع می توان گفت خنده و شوخی بیشترین تاثیر را بر خلق و خو و هیجان های ما دارد و در کنار آن، در برقراری روابط اجتماعی یا بهبود آنها به ما کمک می کند.


آرامش ماهیچه ها

سالانه در سراسر دنیا هزینه های کلانی صرف مدیریت تنش شده و شیوه های آرام سازی (relaxation) آموزش داده می شود، اما بد نیست بدانید یک خنده عمیق و از ته دل بسیاری از ماهیچه ها حتی دیافراگم را درگیر می کند و باعث کاهش تنش ماهیچه ای می شود. در این فرآیند حتی ماهیچه هایی که مستقیم درگیر نیستند هم آرام می شوند.


کاهش هورمون های تنش زا

در شرایط تنش زا، دستگاه عصبی بدن تحت تاثیر تغییرات هورمونی قرار می گیرد و بدن را برای جنگ و گریز آماده می کند. در درازمدت، تکرار چنین پاسخ هایی به سلامت جسمی آسیب می رساند، در حالی که آنچه بتواند باعث کاهش هورمون های تنش زا شود، به سلامت جسمی کمک می کند.


بهبود عملکرد دستگاه ایمنی

تنش باعث تضعیف دستگاه ایمنی می شود و شما را مستعد ابتلا به بیماری ها می کند؛ بنابراین، خنده که کاهش تنش و در نتیجه تقویت دستگاه ایمنی را در پی دارد، بسیار مفید است.

پژوهشگران میزان عملکرد دستگاه ایمنی را در چند نفر، قبل و بعد از تماشای یک فیلم کمدی بررسی کرده اند. نتایج حاکی از آن بود که میزان عملکرد پس از نمایش فیلم، سطح بالاتری داشت. همچنین تحقیقات نشان داده افراد شوخ طبع به بیماری های کمتری مبتلا می شوند یا این که مدت ابتلا در آنها کوتاه تر است.


در این خصوص تحقیقات گسترده ای در زمینه ایمیونوگلوبولین ها، بویژه ایمیونوگلوبولین نوع A و تاثیر خنده و شوخی در افزایش میزان آنها در خون انجام شده است. بعلاوه، خنده و شوخی نه تنها در افزایش میزان سلول های نوع B و A و آنتی بادی های طبیعی بدن نقش دارد، بلکه موجب بالارفتن سطح گاما اینترفرون ها می شود که در رشد سلول های نوع B و A و آنتی بادی های طبیعی بدن موثر است.


کاهش احساس درد

تحقیقات متعدد و نیز تجربه های فردی نشان داده خنده مدت زمان تحمل درد را افزایش می دهد. برای مثال، تحقیقی در این زمینه نشان داد، گوش کردن به موسیقی شاد، مدت زمانی را که آزمودنی ها می توانستند دست خود را در آب یخ نگه دارند، افزایش می داد.


تحقیقی دیگر می گوید در مبتلایان به دردهای روماتوئیدی، دیدن فیلم کمدی یا شنیدن موسیقی شاد باعث کاهش احساس درد می شود. این که خنده از طریق افزایش اندروفین ها به کاهش درد کمک می کند یا خیر هنوز کاملا اثبات نشده، اما مشخص است بخشی از این فرآیند از طریق کاهش تنش عضلانی صورت می گیرد.

تمرین قلب

برای کسانی که فرصت یا علاقه ای برای انجام تمرینات بدنی مانند ایروبیک، دویدن یا پیاده روی ندارند خنده جانشین مناسبی برای تمرین بویژه تمرین قلب، است. اگر پس از یک خنده عمیق، ضربان خود را اندازه بگیرید، خواهید دید ۱۵ تا ۲۰ بار در دقیقه افزایش داشته و این حالت به مدت ۳ تا ۵ دقیقه باقی می ماند. این مساله باعث شده برخی خنده را پیاده روی درونی بنامند. این روش بویژه برای افرادی که به هر دلیلی امکان تمرینات فیزیکی ندارند یا در بستر بیماری هستند جانشین مناسبی برای ورزش به شمار می رود.


سایر فواید

کاهش فشار خون: هنگام خندیدن ضربان قلب و در نتیجه میزان خون پمپ شده از طریق آن افزایش و فشار خون کاهش می یابد.


تنفس عمیق: خنده باعث شکل گیری الگوی تنفسی خاصی می شود که برای برخی افراد بویژه پرتنش ها، بسیار مفید است. در افراد مبتلا به حملات هراس یا دچار اضطراب، الگوی تنفسی به تنفس های غیرعمیق و در نتیجه کمبود اکسیژن و افزایش دی اکسیدکربن و بخار آب در شش ها منجر می شود. این نوع تنفس به جای دیافراگم، عضلات قفسه سینه را درگیر می کند. خنده عمیق و متناوب به خالی شدن کامل ریه ها از دی اکسیدکربن و بخار آب کمک می کند و در نتیجه باعث ورود اکسیژن بیشتر به داخل ریه ها می شود.

مقابله با سرطان: خنده از طریق افزایش عملکرد دستگاه ایمنی باعث افزایش مقاومت بدن در برابر سرطان و مقابله با آن می شود.


منبع:روزنامه جام جم




طبقه بندی: بهبود روابط، اعتماد به نفس، موفقیت و آرامش،
برچسب ها: خندیدن، چرا بخندیم، فواید خنده، خنده بر هر درد بی درمان، خنده و مکانیزم ایمنی بدن،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ پنجشنبه 2 آبان 1392 ] [ 09:46 ق.ظ ] [ Amir Ahmadian ] [ نظرات ]

همه افراد باید در زندگی نه گفتن را یاد بگیرند تا از این طریق بتوانند خوب فکر کنند و تصمیم بگیرند و وقتی میل و علاقه قلبی نسبت به امری ندارند خود را مجبور به بله گفتن به دیگران نکنند. یکی از خصوصیات مثبتی که انسان می تواند داشته باشد نه گفتن است.


همه افراد باید در زندگی نه گفتن را یاد بگیرند تا از این طریق بتوانند خوب فکر کنند و تصمیم بگیرند و وقتی میل و علاقه قلبی نسبت به امری ندارند خود را مجبور به بله گفتن به دیگران نکنند. یکی از خصوصیات مثبتی که انسان می تواند داشته باشد نه گفتن است.


علت اینکه برخی افراد از پاسخ منفی دادن و نه گفتن بیم دارند این است که می ترسند که با نه گفتن، دیگران آنها را پس بزنند. این افراد اغلب از ویژگیهای خود شناخت ندارند، حد و حدود خود را نمی شناسند، از این رو قادر نیستند که حد و حدود دیگران را رعایت کنند.


برای اینکه کسی بتواند نه بگوید اول باید خود را بشناسد که البته این کار سختی است و این گونه اشخاص در این گونه مورد ابدا آمادگی ندارند و سعی می کنند با تمام قوا خود را از آن برحذر دارند و خود را در سایه نجابت اشخاص دیگر قایم کنند.نه گفتن این اشخاص بدین معنی است که باید جلوی خشم خود را بگیرند.برخی ها هم نه نمی گویند چون همیشه از زبان پدر ومادرشان نه شنیده اند و وقتی بزرگ شدند می ترسند نه بگویند چون می ترسند مثل پدر و مادرشان شوند.


عصبانیتی که در گذشته ازدست پدرو مادرشان داشته اند به قدری آنان را فلج کرده که حتی در حال حاضر هم قادر نیستند با وجدانی آسوده و بدون احساس گناه زندگی کنند.بعضی احساس می کنند با بله گفتن به شخصی، انسانی ارزشمند، مهم و مسئول هستند.

به علاوه با بله گفتن احساس خوبی به آنها دست می دهد ولی در واقع لزومی ندارد به هیچ عنوان و تحت هیچ شرایطی ما از راه عذاب وجدان و احساس گناه احساسات دیگران را تحت کنترل خود در آوریم. گاهی فقط با یک نه گفتن آرامش به وجود می آید. ما حق داریم بگوییم نه، این حق مسلم ماست که از خودمان، احساساتمان، اموالمان و عقایدمان و تمامی وجودمان دفاع و محافظت نماییم.

در مورد آنچه اراده ماست نباید حق تقدم را به هیچ کس دیگر بدهیم. حق تقدم با خودمان است. گاه این حق تقدم درست لحظه ای است که ما باید از خود محافظت نماییم و گاه این تنها راه و تنها حق انتخابی است که می توانیم داشته باشیم. همیشه حق تقدم را به دیگران دادن یعنی پرهیز از مقابله و رویارویی با مساله که این به ندرت امکان دارد آن چیزی باشد که به نفع ماست.


اگر ما خود برای حفظ خویش و دفاع از خواسته هایمان گامی برنداریم احتمالش خیلی ضعیف است که کس دیگر بخواهد یا بتواند این کار را برای ما انجام دهد. یاد بگیریم بجا و به موقع نه بگوییم، این قیمتی ترین نکته ای است که باید آن را یاد بگیریم و در طول زندگی آن را به کار ببریم.گاهی نه گفتن تنها کافی نیست بلکه باید گامی بس فراتر از حد وحدود نه گفتن برداشت و اگر حد وحدودی برای خود قائل نشویم دیگران روی سرمان سوار خواهند شد.


نه گفتن برای کسانی سخت است که مایل اند ترجیحا خودشان نقش فعالی نداشته باشند، به دیگری تکیه کنند و بگذارند تا دیگران در این بازی متجاوز و مهاجم شناخته شوند. از طرفی نه گفتن در مطالبه حق، حوزه قدرت را محدود می سازد. از آنجا که لازمه نه گفتن جنگیدن است پس باید پرده نمایش را پایین کشید و به هر چه هست خاتمه داد.


گاهی بله گفتن آسانتر از نه گفتن است اما این مغایرت گاه تبدیل به تجاوز و حمله می گردد که در آن صورت مهاجم ادعایش هم زیاد می شود اینجاست که باید حد و حدود مشخص گردد.کسی که از حق و حقوق خود دفاع نمی کند ارزشهای خود را باور ندارد. ما هرگز نمی توانیم کاملا از خودمان دفاع کنیم مگر اینکه خودمان را دوست بداریم.


دفاع از خود معنایش این است که در برابر حق و حقوق و همچنین در دفاع از عقاید خود محکم و استوار بایستیم که معمولا به دو مورد بستگی دارد اول اینکه ما حق داریم که انسان باشیم و مثل یک انسان با ما رفتار شود، یعنی اینکه احساس ما مهم است و حق این است که به نظریات ما گوش بدهند. دوم اینکه کسی که به نظریات ما گوش دهد یا ندهد بستگی به ارزش افکار و نظریات ما دارد، ولی نباید عقاید و افکارمان با گفتن نه یا بله گفتن نابجاحذف شود ولی حق با ماست که آنها را بگوییم.


ما باید در زندگی نه گفتن را یاد بگیریم تا از این طریق بتوانیم خوب فکر کنیم و تصمیم بگیریم و وقتی میل و علاقه قلبی نسبت به امری را نداریم خود را مجبور به بله گفتن به دیگران نکنیم. ما باید مهارت های نه گفتن رابیاموزیم و با خود تمرین کنیم و همیشه مثبت و سازنده فکر کنیم.


منبع:روزنامه آرمان




طبقه بندی: موفقیت و آرامش،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ سه شنبه 30 مهر 1392 ] [ 01:45 ق.ظ ] [ Amir Ahmadian ] [ نظرات ]

سال اولی‌ها و رابطه با جنس مخالف

برخی از نوجوانان و جوانان در بدو ورود به دانشگاه و کلا در دوران دانشجویی خود ارتباط بسیار کمی با جنس مخالف برقرار می کنند یا اصلا برقرار نمی کنند. شاید علت این باشد که به امور دیگری مثل پیگیری جدی درس، ورزش، تئاتر و نمایش و .. سرگرم هستند


یا خیلی ساده ممکن است هنوز برای این مساله آمادگی نداشته باشند. برخی دیگر هم که قطعا بر اساس اعتقادات مذهبی خود ارتباط شان با جنس مخالف صرفا در حد مسایل درسی است یا اینکه اصلا در همین حد هم رابطه ای برقرار نمی کنند.

 
اما در طرف دیگر این طیف نوجوانان و جوانانی هستند که از همان روزهای اول ورود به دانشگاه، شروع به برقراری رابطه با جنس مخالف می کنند.

 
در این نوشتار به کوتاهی ویژگیهای سال اولیها، انگیزه های آنها از برقراری رابطه با جنس مخالف، پیامدهای آن و نیز روشهای پیشگیری و رهایی از آسیبهای اینگونه دوستیها را بیان میکنیم.
 
 
سال اولی کیست؟
 

 بیشتر سال اولیها پسران و دخترانی هستند 19،18ساله، که تا حدود سه ماه قبل از ورود به دانشگاه دانش آموزانی بوده اند تلاشگر و پرکار که زمان زیادی را به درس و مشق مدرسه میگذرانده اند و تنها نگرانی و دغدغه فکری آنها پذیرفته شدن در دانشگاه بوده است.


در دوران دانش آموزی، پدران و مادران آنها، به ویژه در دوسال آخر مدرسه، همه نوع حمایت عاطفی، مالی و امکاناتی را به اندازه توان خود، در اختیار فرزندانشان قرار میدادند و در کنار محبت و حمایت زیاد و بی دریغ، بر تمام کارهای آنها از قبیل زمانهای رفت و آمد، خوابیدن و استراحت، شیوة گذراندن اوقات فراغت و خصوصیات دوستان و خانواده هایشان نظارت میکردند.


بیشتر سال اولیها، تا پیش از ورود به دانشگاه تماس زیاد و نزدیکی، حتی با جوانان غیرهمجنسِ فامیل هم نداشته اند.
 

آنها در زمان دانش آموزی، کشش جنسی خود را با پشتوانة تربیت دینی و به خاطر نهی و مراقبت والدین و نیز خستگی ناشی از پرکاری، مهار میکردند و یا رهایی از آن را به رۆیاهای شبانه و روزانه می سپردند.


از سوی دیگر چون نظام آموزشی ما در ایران، تأکید خود را بر حفظ کردن مطالب دهها کتاب پرحجم درسی گذاشته لذا نوجوانان ایرانی، نه تنها مهارتهای برقراری ارتباط، حل مسئله، مهار خشم، ابراز وجود، خویشتنداری و مقابله با استرس را نمیآموزند، بلکه با وجودهایی آکنده از اضطراب، کمرویی، ضعف اعتماد به نفس به غرقاب محیطی پر از ابهام و مشکل با و پرسشهای جدید پرت میشوند!
 

بیشتر سال اولیها پسران و دخترانی هستند 19،18ساله، که تا حدود سه ماه قبل از ورود به دانشگاه دانش آموزانی بوده اند تلاشگر و پرکار که زمان زیادی را به درس و مشق مدرسه میگذرانده اند
 

آری، در آغــــــاز زندگی دانشجویی، نوجوان یکباره خود را در کنار دهها نفر از همسالان جنس مخالف می بینند، هیجان زده و نگران میشوند و برخی امکان دارد با انگیزه ای در دام نگاهی، لبخندی و کلامی می افتند.
 

نوجوان و جوان، از دوستان همسال خود بسیار تأثیر می پذیرد. از این رو اگر در دانشگاه و کلاس و یا در جمع دوستان خوابگاهی، چند نفری او را تشویق به برقراری رابطه با جنس مخالف کنند و به خصوص اگر با توجیهات روشنفکرنمایی و تجددمآبی، نداشتن این نوع دوستیها را نشانه عقب ماندگی و تحجّر بدانند، جوان تازه وارد نمیتواند در برابر اصرارها و ریشخندهای آنان تاب بیاورد
 

انگیزه‌های ارتباط
 
کشش طبیعی: مهمترین انگیزه توجه به جنس مخالف، کششی است سالم و غریزی که خداوند در نهاد انسان قرار داده است. سیمای دوستی با جنس مخالف در سه دورة تحولی: تولد تا 6 سالگی، 7 تا 12سالگی  و نوجوانی و بعد از آن، با هم تفاوت دارند. از سن 13 سالگی، همزمان با افزایش ترشحات غدد درون ریز، رشد ابعاد جسمی و پدیدار شدن ویژگیهای اولیه و ثانوی جنسی، توجه به محرکهای جنسی و جنس مخالف در نوجوان بیدار میشود و به مرور شدت میگیرد.
 
فراهم بودن زمینه دوستی: چون دختران و پسران زیادی یا با هم در یک رشته درس میخوانند و یا در یک دانشگاه کنار هم هستند، فرصت زیادی برای تماس با یکدیگر  پیدا میکنند.

آزادی برای برقراری ارتبــاط: دانشجویان چه در شهر خود درس بخوانند، چه در شهری دیگر، مانند دوره دبیرستان در معرض نظارت و مراقبت شدید والدین و بزرگترهای خود نیستند. از این رو، راحتتر و بدون واهمه میتوانند اقدام به دوستی با جنس مخالف کنند.
 
استقلال طلبی: عده ای از جوانان که فکر میکنند قبل از دانشگاه استقلال و آزادی عمل نداشته اند، بیش از دیگران حریص اند که استقلال طلبی خود و رهـــــا شدن از محدودیتهـــای خانوادگـــی را با گرفتن دوســـت دختر یا پسر برآورده سازند.

شـــرایط روحــی: روان رنجوری ناشی از مشــــــکلات زندگی قبلی، یا اضطــــراب و احسـاس تنهایی در زندگی جدید، بعضی را وا میدارد که برای به دست آوردن آرامش خود به سوی رابطه با جنس مخالف کشیده شوند؛ رابطه ای که ثابت شده در مراحل اول دوستی، به راستی منبعی شادی آور و تسکین دهنده است.
 
فشار گروه همسال: نوجوان و جوان، از دوستان همسال خود بسیار تأثیر می پذیرد. از این رو اگر در دانشگاه و کلاس و یا در جمع دوستان خوابگاهی، چند نفری او را تشویق به برقراری رابطه با جنس مخالف کنند و به خصوص اگر با توجیهات روشنفکرنمایی و تجددمآبی، نداشتن این نوع دوستیها را نشانه عقب ماندگی و تحجّر بدانند، جوان تازه وارد نمیتواند در برابر اصرارها و ریشخندهای آنان تاب بیاورد.
 

چه کار باید کرد؟
 
قطعا تعداد نوجوانان و جوانانی که بخواهند در مورد تمام افکار و احساسات خود با والدین شان صحبت کنند، بسیار کم هستند و هنگامی که برای گرفتن اطلاعات به نوجوانان دیگر روی می اورند یا از آنها راهنمایی می گیرند، عمدتا یافته ها نادرست خواهد بود.
 
لذا قبل از اینکه فرزندتان را به محیط جدید دانشگاه بفرستید، حتما در این زمینه با وی صحبت کرده و در مورد چالشها و مشکلات برقراری این دست روابط با وی صحبت کنید.

لذا حتی اگر بعد ازگذشت چند ماه از بازگشایی دانشگاه ها انها در این زمینه صحیتی نکردند باز هم شما سعی کنید باب صحبت دراین زمینه را باز کنید ضمنا  باید گفت خانواده ها در سطح اول کاهش عوامل ارتباط با جنس مخالف در نوجوانان و جوانان یعنی عواملی که احتمال ورود فرزندشان به اینگونه روابط را کاهش میدهد، وظایفی برعهده دارند که شامل موارد زیر است: اعمال روش فرزندپروری مقتدرانه؛ ارائه الگوی تربیتی سالم؛ افزایش سطح دینداری و معنویت فرزندان؛ برنامه ریزی برای موفقیتهای آموزشی، هنری و ورزشی فرزندان؛ دادن آگاهیهای مورد نیاز به صورت مستقیم و غیرمستقیم؛ حساسیت و دقت به دوستان فرزندان.
 
سطح دوم پیشگیری یعنی تشخیص بهنگام نشانه ها عبارت است از: تغییر در ظاهر و پوشش فرزند؛ افت تحصیلی؛ عوض شدن شبکه دوستان؛ پنهانکاری در مسائل مالی و استفاده از وسایل ارتباطی؛ بی نظمی در برنامه ریزیها و رفت وآمدها؛ دگرگونیهای خلقی و رفتاری. بسیاری از نشانه ها در این سطح مشابه اعتیاد به مواد مخدر است.

سطح سوم پیشگیری نیز عبارت است از: اجتناب از برخوردهای تند و خشونت آمیز؛ خودداری از سرزنش و دادن پند و اندرزهای زیاد و مکرر؛ اجتناب از طرد عاطفی و جسمی فرزند؛ یاری خواستن از افراد عاقل و سالم و در عین حال، محبوب فرزند؛ مراجعه به مشاور و روانشناس آگاه و باتجربه.

 
منابع: سایت بیدار؛




طبقه بندی: روابط دختر و پسر،
برچسب ها: ترم اولی ها، عاشقی در دانشگاه، چرا عاشقی در ابتدای ورود به دانشگاه اشتباه است، عاشقی و دانشگاه،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ دوشنبه 22 مهر 1392 ] [ 01:43 ق.ظ ] [ Amir Ahmadian ] [ نظرات ]

آدم های مختلف با تیپ های شخصیتی متنوع وجود دارند و مشغول کار هستند. با وجود همه این تفاوت ها، برخی تیپ های شخصیتی مشابهی در شرکت های مختلف حضور دارند که می توانند افراد موفق یا ناموفقی باشند. در این مطلب، ۵ تیپ شخصیتی ناموفق را انتخاب کرده ایم.

همه انسان ها شخصیت های منحصر به فرد خود را دارند و کم پیش می آید دو نفری را پیدا کنید که از هر نظر مشابه هم فکر و رفتار می کنند. این خاصیت و جذابیت انسان بودن است. آدم های مختلف با تیپ های شخصیتی متنوع در دنیا وجود دارند و مشغول کار هستند. اما با وجود همه این تفاوت ها، برخی تیپ های شخصیتی مشابهی در همه جای دنیا و در شرکت های مختلف حضور دارند که می توانند افراد موفق یا ناموفقی باشند.


ما در این مطلب، ۵ تیپ شخصیتی ناموفق را انتخاب کرده ایم که شاید شما هم در محل کارتان با آنها برخورد داشته باشید. یا شاید حتی خودتان (متاسفانه) یکی از آنها باشید.

شایعه پراکن

فکرهای گروهی نوعی مشکل روانشناسی است که موجب ایجاد شایعه در محل کار می شود. افرادی که به طور دسته جمعی همیشه به همه چیز اعتراض دارند و مثلا چرا سیستم عامل کامپیوترها آپ دیت نیست، چرا ایده های جدید در گروه مطرح نمی شود، چرا سیاست شرکت به این شکل است و ... . این افراد را خیلی راحت می توان در میان بقیه تشخیص داد. به ویژه اگر تازه وارد شرکتی شده باشید، دید بهتری به این موضوع خواهید داشت. این افراد اصولا با هم متحد هستند و نظرات عجیبی در جلسات مطرح می کنند و همیشه به همه چیز اعتراض دارند.


اگر خود را از آنها جدا کنید، مورد آزار آنها قرار می گیرید و اگر به آنها ملحق شوید، احتمال پیشرفت و ترفیع خود را زیر سوال برده اید. انتخاب با خود شما است!

زودباور

اصطلاحا می توانیم به این افراد، انسان های «گول خور» بگوییم. افرادی که خیلی سریع و بدون هیچ جست وجویی هر حرفی را قبول و باور می کنند. نخستین موردی که باید در زمینه شغل خود به عنوان کارمند بدانید، این است که حرف های شرکت را باور نکنید. وقتی شرکت می گوید بیشترین حقوقی که در توانش است را به شما می دهد، باور نکنید. باور نکنید اگر شرکت می گوید امسال بودجه و درآمد کمی دارد و شاید در سال آینده جبران کند. شرکت ها همیشه می خواهند با کمترین حقوق ممکن از کارمند خود بیشترین کار را بکشند. قرار نیست هر حرفی که آنها می گویند را شما قبول کنید.


عذرخواهی کننده

افرادی که به طور مدام برای همه چیز در محل کار عذرخواهی می کنند اعتماد به نفس لازم را ندارند. آنها همیشه مشکلات و کمبودها را یادآوری می کنند و این برای کسب وکار به هیچ وجه روش مناسبی نیست. به طور مثال، وقتی می گویید: «می دانم ما بودجه کافی نداریم اما ...» در آن معامله یا بحث بازنده خواهند بود. به این دلیل که آنها به جای صحبت در مورد موضوع موردبحث، مشکلات و کمبودها را نشان می دهند.

نمی توان از این افراد پرهیز کرد اما می توان یکی از آنها نبود. شرکت به شما پول می دهد زیرا می داند شایستگی آن را دارید. شما آنجا هستید زیرا کارهای آنها را به خوبی انجام می دهید و مهارت های شما دقیقا همان چیزهایی است که آنها می خواهند. پس چرا طوری رفتار می کنید که گویا به آنجا تعلق ندارید؟ به خود و مهارت های خود ایمان داشته باشید و برای هر مساله کوچکی نترسید و عذرخواهی نکنید.


ترسو

انسان ها وقتی می ترسند کارهای عجیبی از خود نشان می دهند. افراد ترسو در محل کار می توانند مشکلات عدیده ای نیز برای دیگران به وجود بیاورند. اگر همیشه از اخراج شدن در هراس باشید، مطمئن باشید همیشه انگشت نمای دیگران خواهید بود. اگر پروژه گروهی خوب پیش نرود، همه شما را مقصر این داستان خواهند دانست. شاید حتی برای حفظ موقعیت خود از روی ترس، زیرآب همکاران خود را نیز بزنند. به جای ترس از دست دادن کار، وظایف خود را به بهترین نحو ممکن انجام دهید. شاید لازم باشد در این رابطه با مدیر خود صحبت کنید تا کمی ترس هایتان ساکت شوند. هر کاری از دستتان بر می آید انجام دهید اما ترسو نباشید و موجبات دردسر خود و همکارانتان را فراهم نکنید.


بی تفاوت و بی احساس

وقتی همکار شما مشکلی برایش پیش می آید خیلی بی تفاوت نباشید. درست است که همه کارهای خود و مشکلات خود را دارند، اما بد نیست اگر می توانید به او در انجام کارها و وظایفش کمک کنید. همه ما انسان ها گاهی مورد قضاوت های نادرست قرار می گیریم و دیگران نمی توانند ما را درک کنند. به طور مثال، اگر خانمی برای زایمان خود مرخصی می گیرد، تصور نکنید او به تعطیلات می رود و در خانه برای خودش استراحت می کند و این شما هستید که با این همه کار باید وظایف او را هم انجام دهید. کمی شفقت داشته باشید. همیشه اوضاع این گونه نیست. شاید روزی باشد که شما به کمک همکاران خود نیاز داشته باشید. بنابراین بی تفاوت و سرد نباشید.


منبع:مجله برترینها

 




طبقه بندی: موفقیت و آرامش، ارتباط اجتماعی،
برچسب ها: نا موفق ها، تیپ های شخصیتی نا موفق،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ پنجشنبه 18 مهر 1392 ] [ 10:49 ق.ظ ] [ Amir Ahmadian ] [ نظرات ]

هفت راهکار برای افزایش خواستگار

این روزها انتخاب یک همسر مناسب برای بسیاری از جوانان یک دغدغه اساسی است. بخصوص برای دخترخانمها که شاید قدرت انتخاب کمتری داشته باشند و باید در انتظار آمدن یک خواستگار خوب بنشینند. مجله زندگی ایده آل در مطلبی رفتارهایی را بررسی کرده که با انجامشان می‌توان خواستگاران بیشتری داشت.


فراموش نکنید کم نیستند افرادی که اگرچه کمی دیرتر ازدواج کرده اند ولی ازدواج موفقی داشته اند.

به دنبال فرد ایده آل نباشید

بیشتر افراد وقت زیادی را صرف می کنند تا بتوانند «فرد ایده آل» خود را پیدا کنند. اگر شما هم جزو این دسته هستید توصیه می کنیم با چشمانی باز پیش روی تان را نگاه کنید. البته منظور ما این نیست که به اولین خواستگارتان پاسخ مثبت بدهید. ولی کمال گرایی هم ممنوع!

باوقار باشید

بیشتر مردان به دنبال زنی خاص می گردند که تا پایان عمر کنارش بماند و با او پیر شود. زنی که اهل شکوه و شکایت نیست یا با نق نق کردن روزش را خراب نمی کند. مردها یک زن منطقی و با حساب و کتاب می خواهند که آنها را در سراسر زندگی شان حمایت کند و در موقعیت های حساس همیشه بتوانند روی کمکش حساب کنند. پس با دوری کردن از برخی رفتارهای سبک، شخصیتی متین و باوقار داشته باشید.

زیبایی همه چیز نیست

شاید برخی از دخترخانم ها به اشتباه فکر کنند «زیبایی و وضعیت ظاهری» آنان همه آن چیزی است که پسران در انتخاب همسر آینده خود ملاک و معیار قرار می دهند. از این رو با پناه بردن به لوازم آرایشی یا حتی عمل های جراحی سعی دارند برای زیباتر شدن تغییری در ظاهر خود ایجاد کنند.

اما بد نیست بدانید که اولا معیارهای زیبایی نسبی است و از فردی به فرد دیگر متفاوت است، همچنین پسرانی که به پختگی رسیده باشند، بیشتر از آن که در زیبایی چهره متوقف شوند به ظرافت ها و زیبایی های رفتاری شما توجه می کنند.

از سوی دیگر برخی از دخترخانم ها نیز فقط و فقط منتظر خواستگاری خوش تیپ هستند، اگر جزو این دسته از دخترخانم ها هستید بهتر است که خیلی در قید و بند قیافه نباشید چون قیافه خوب الزاما به معنی داشتن شخصیت خوب نیست.

وسواس را کنار بگذارید

محافظه  کاری ها و وسواس های بی مورد را کنار بگذارید، اگر خواستگارهایی دارید که حاضر نیستید حرف های شان را بشنوید یا اگر گاهی فامیل و دوستان تان کسی را برای ازدواج به شما معرفی می کنند اما شما اهمیتی نمی دهید، باید کمی در نگاه تان تجدیدنظر کنید. شاید یکی از همین موارد بتواند همسر خوبی برای شما باشد.


از آمدن خواستگار نترسید و چند هفته ای زیر نظر خانواده‌هابا خواستگار های تان صحبت کنید و بعد تصمیم بگیرید، مشکلات کوچک آدم ها را بهانه نه گفتن نکنید. فراموش نکنید که هر کسی با هر شخصیتی هم که باشد، مشکلاتی دارد که می توان از آنها ایراد گرفت.


مهم این است که به ویژگی های برجسته او نظرکنید، شما نمی توانید یک شخصیت بی عیب و نقص را به عنوان همسرتان انتخاب کنید چون اصلا چنین شخصیتی وجود ندارد. اما سعی کنید فردی را انتخاب کنید که بتوانید با مشکلاتش کنار بیایید و مدام به خاطرش افسرده یا عصبانی نشوید.

بگویید که توقعی ندارید

از موانع مهم پیش روی ازدواج توقعات بالاست و بسیاری از جوانان به دلیل مسائل مالی از تشکیل زندگی مشترک فراری هستند بنابراین با کم کردن این توقعات و بیان این مسئله در موقعیت های مناسب می توانید زمینه ازدواج را ایجاد کنید. همچنین یکی ازمواردی که می تواند مانع ازدواج باشد و آقا را از اقدام به خواستگاری منصرف کند موقعیت اقتصادی خوب خانواده خانم است.


یعنی آقا این جرات را ندارد که اقدام به ازدواج کند، شما به عنوان یک خانم می توانید سطح توقعات تان را پایین بیاورید و با بیان کردن این مسئله در جمع دوستان و بستگان که انتظارات من برای ازدواج بالا نیست به همه نشان دهید که در ذهن چه دارید تا شجاعت معرفی کردن خواستگار را پیدا کنند.

باید در درجه اول یک زن باشید

برخی از دختران، زن بودن خود را فراموش کرده اند. این که تحصیل کنند و سر کار بروند، چیز خوبی است اما متاسفانه برخی از دختران امروز از آن طرف بام افتاده اند!


بخشی از زن بودن زنان، در ارتباط با همسر و زندگی مشترک و نقش مادری شکوفا می شود و اینکه مورد حمایت و دوست داشته شدن همسر قرار بگیرند. دختران در ظاهر، این قضیه را کتمان می کنند.


آنها با وجود موقعیت های خوب ازدواج، همه درها را به روی خود بسته اند. چرا که تمام زندگی شان را در کار خلاصه کرده اند، آنها می خواهند به همه نشان دهند خودشان از پس کارهایشان برمی آیند و نیازی به ازدواج نمی بینند اما اگر با خود صادق باشند، این نیاز را احساس می کنند. فراموش نکنید مردها تمایل دارند با خانمی ازدواج کنند که در درجه اول یک زن است.


با خود مهربان باشید

دختری ناامید، عصبی و پرخاشگر که طلبکار از دنیا و دیگران است، چگونه انتظار دارد که فرد مناسبی برای ازدواج پیدا کند! دختری که هنوز با هم جنس خود نمی تواند درست ارتباط برقرار کند، چگونه انتظار دارد که دیگران به او خواستگار معرفی کنند!


دختران باید روی شخصیت خود و به خصوص مهربانی با خود، کار کنند. برخی از دختران امروز به دلیل داشتن تحصیلات و شغل، بخشی از زنانگی خود ازجمله مهربان بودن را کم رنگ کرده اند، در صورتی که یک مرد، حس محبت و مهربانی و حمایت همسر خود را می خواهد اما متاسفانه برخی دختران با تحصیل و شغل خود می خواهند که قدرت خود را به رخ فرد مقابل بکشند که در این صورت مردان فراری می شوند!

منبع:خراسان

گردآوری : گروه اینترنتی پرشین وی




طبقه بندی: جنسی و زناشوئی، روابط دختر و پسر، ارتباط اجتماعی،
برچسب ها: چگونه خواستگار پیدا کنم، خواستگار پیدا کردن، نداشتن خواستگار، خواستگاری، خواستگاری رفتن، ملاک های خواستگار،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ یکشنبه 14 مهر 1392 ] [ 01:41 ق.ظ ] [ Amir Ahmadian ] [ نظرات ]



http://www.mohser-team.uk.ht/upload/uploads/13765532941.gif

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ پنجشنبه 31 مرداد 1392 ] [ 05:04 ب.ظ ] [ Amir Ahmadian ] [ نظرات ]


http://www.uploadtak.com/images/w1553_2.jpg


اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ سه شنبه 29 مرداد 1392 ] [ 05:05 ب.ظ ] [ Amir Ahmadian ] [ نظرات ]
الف) به فرد داغ دیده مخصوصاً در مراحل نخست ، نصیحت نکنیم مثلا اینکه «این شتری هست که در خانه همه می خوابه » یا اینکه « تو باید صبور باشی ، تو باید تکیه گاه باشی ». همچنین به او نگوئیم « تو غمگین نباش ، او الان در بهشت جایش خوب است » .

ب )‌ بیشترین کمک ما به داغ دیدگان ابراز همدردی با جملاتی مانند: « فوت عزیزتان برای ما نیز بسیار متاثر کننده بود» یا « واقعا داغ بزرگی برای شما بوده »یا « الان لحظات سختی باید برای شما باشد».

ج )‌ شاید بتوان گفت سکوت و در آغوش گرفتن داغ دیده، کمک بسیار موثری به او در طی کردن مراحل چهارگانه پذیرش مرگ است.

د )‌کمک به داغ دیده در جهت کارهای اجرایی متعدد ‌از قبیل ،‌کارهای پزشکی قانونی، هماهنگی جهت صدور مجوز و کفن و دفن، هماهنگی مراسمات و …. ، بسیار در تسکین داغ دیده موثر است.

هـ )‌ در مرحله سوم یعنی غم ، که معمولاً مراسمات تمام شده و شرکت کننده گان نیز دور فرد را خلوت کرده اند و بیشتر بعد از هفتم یا چهلم نمود پیدا می کند، بهتر است که به این افراد سر بزنیم ، یا آنها را به منزل دعوت کنیم . همچنین با صحبت های شناختی ،‌فلسفی یا توصیه های دینی و نصیحت هایی را که در بند (‌الف ) ‌آورده شده، می توانیم مرحله خروج از غم و پذیرش را سهل کنیم. به شرطی که بستر مناسبی از نظر محیطی فراهم کرده باشیم.

در خاتمه باید به این موضوع اشاره کنیم که برنامه ریزی برای مرگ که در اوائل این یادداشت توضیح داده شد. اولا عبور از چهار مرحله کنار آمدن با مرگ عزیزان را تسهیل می کند . ثانیاً پرداختن به این برنامه ، ناخودآگاه ما را به سوی فلسفه زندگی و مرگ می کشاند و می تواند باعث تغییر در رویه زندگی ما شود. با این برنامه ما متوجه این نکته مهم می شویم که آرزوها و برنامه های خیالی و زیادی برای اهداف نه چندان روشن آینده خود داریم ، لیکن مرگ را که کاملا طبیعی و در کنار ماست و مهمترین مرحله زندگی را تشکیل می دهد ، غیر منصفانه نادیده می گیریم.

مرگ را هم اکنون برای خود و عزیزانمان با برنامه قبلی بپذیریم ، قبل از آنکه بدون آمادگی، ما را فراگیرد

http://www.uploadtak.com/images/r2964_1174925_312503172228.jpg



طبقه بندی: ارتباط اجتماعی،
برچسب ها: نحوه برخورد با افراد داغ دیده، نحوه برخورد با داغ دیدگان، داغ دیدگان، ابراز همدردی، همدردی، ابراز همدردی با داغ دیدگان، داغدیدگی،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ یکشنبه 27 مرداد 1392 ] [ 04:58 ب.ظ ] [ Amir Ahmadian ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 108 :: ... 5 6 7 8 9 10 11 ...

نظر سنجی
مهمترین آرزوی شما ؟ ( صادقانه و واقع بینانه )






درباره وبلاگ

همانطور که سلامت جسم برای همه ما مهم است, سلامت روان هم مهم است...
پس:
کسانی که سراغ روان شناس می روند بیمار نیستند
و کسانی که روان شناس می شوند دنبال بیمار نیستند
ما فقط کنار هم ایم تا لحظاتی که می پرسیم "چرا ما؟" به همدیگر بهترین زندگی را هدیه دهیم

" امیدواریم وبلاگ روانشناسی سهمی در موفقیت شما توی زندگیتون داشته باشه ، هرچند این موفقیت حاصل اراده شماست و ما فقط واسطه ایم... "
" به امید روزی که همه مردم سرزمین من لبخند به لب داشته باشند... "

" وبلاگ منتخب میهن بلاگ،مجله موفقیت و راه موفقیت "
مطالب برتر و پر بازدید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب