تبلیغات
روانشناسی

روانشناسی
جدیدترین تست های روانشناسی در www.ravanshena30.ir
قالب وبلاگ


پسر کوچکی برای مادربزرگش توضیح می‌داد که چگونه همه‌چیز ایراد دارد… مدرسه، خانواده، دوستان و… مادربزرگ که مشغول پختن کیک بود از پسر کوچولو پرسید که کیک دوست داری؟ و پسر کوچولو پاسخ داد: البته که دوست دارم.

روغن چطور؟ نه! و حالا دو تا تخم‌مرغ. نه مادربزرگ! آرد چی؟ از آرد خوشت می‌آید؟ جوش شیرین چطور؟ نه مادربزرگ! حالم از همه‌شان به هم می‌خورد.

بله، همه این چیزها به تنهایی بد به‌نظر می‌رسند اما وقتی به‌درستی با هم مخلوط شوند، یک کیک خوشمزه درست می‌شود. خداوند هم به‌همین ترتیب عمل می‌کند. خیلی از اوقات تعجب می‌کنیم که چرا خداوند باید بگذارد ما چنین دوران سختی را بگذرانیم اما او می‌داند که وقتی همه این سختی‌‌ها را به درستی در کنار هم قرار دهد، نتیجه همیشه خوب است. ما تنها باید به او اعتماد کنیم، در نهایت همه این پیشامدها با هم به یک نتیجه فوق‌العاده می‌رسند.





طبقه بندی: مطالب آموزنده، داستان ها،
برچسب ها: زندگی، موفقیت در زندگی، شکست در زندگی، غم در زندگی، ارامش در زندگی،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ جمعه 4 بهمن 1392 ] [ 11:39 ب.ظ ] [ * hedieh * ] [ نظرات ]


اولین قدم...

 مثبتی که میتونی برداری اینه که افکار منفی رو دور بریزی ...!






طبقه بندی: مطالب آموزنده،
برچسب ها: حرکت به سمت پیشرفت، قدم، موفقیت، شادی،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ پنجشنبه 3 بهمن 1392 ] [ 11:29 ب.ظ ] [ * hedieh * ] [ نظرات ]



از فردا فصل جدیدی در زندگی من شروع میشه...

 

هفته ای کامــــــــــلا متفاوت

 

                       فردی کامــــــــــــلا متفاوت

 

زانو نخواهم زد

 

حتی اگر آسمان کوتاه تر از قد من باشد ...




طبقه بندی: مطالب آموزنده،
برچسب ها: بگو، امید، امال و ارزو، تکرار کن، به امید خودت،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ جمعه 6 دی 1392 ] [ 10:02 ق.ظ ] [ * hedieh * ] [ نظرات ]

گفته می شود دختر، رحمت است و پسر، نعمت. به رحمت ... و از نعمت سوال می کنند که از آن چگونه استفاده کردی؟

اما اینکه میگویند: «دختر رحمت است و پسر نعمت» به استناد آیه 64 سوره بقره که میفرماید: «فَلَوْلا فَضْلُ اللَّهِ عَلَیکُمْ وَ رَحْمَتُهُ لَکُنْتُمْ مِنَ الْخَاسِرِینَ»: اگر فضل و رحمت الهی نبود یقیناً شما از زیانکاران میبودید، معنی این جمله اینگونه است که پسر نعمتی است که به ما داده می شود و از آن حساب هم می کشند، اما دختر رحمتی است که بر ما ارزانی میشود و صرف داشتن آن حسنة و ثواب است ضمن آنکه میتواند منافع بیشماری برای ما در پی داشته باشد.

دین اسلام توجه ویژه ای به دختران دارد و به پدران و مادران همواره توصیه کرده است که در احترام گذاری به دختران در مقایسه با پسران تقدم به خرج دهند.

به عنوان نمونه سفارش شده تا در خرید و اهدای هدیه یا سوغات، نخست دختر خانواده مخاطب و منتخب والدین قرار گیرد. از این دست سفارشات را بازهم می توان در جاجای دستورات دین، سخنان پیامبر اعظم(ص) و امامان(ع) یافت. به طور قطع خانواده ها با چنین رفتارها و آدابی آشنا هستند و قصد نگارنده هم پرداختن به آن ها نیست.

آن چه بنا هست در این مقال مورد توجه قرار گیرد، جامعه دختران کشور است. جامعه ای که جمعیت آن براساس گزارش مرکز آمار ایران در گروه سنی 24- 15 سال 20.1 درصد و در گروه سنی 29- 15 سال، 31.7 درصد از کل جمعیت کشور را در برمی گیرد. جمعیت زنان کشور طبق آخرین سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال 1390 بالغ بر 37 میلیون و 244 هزار نفر است که 49.6 درصد از جمعیت کشور را تشکیل می دهد. متوسط سنی افراد این جمعیت 30.03 سال است که نشان از جوانی جمعیت دارد.

این جامعه قرار است در آینده دور و نزدیک، جامعه زنان و در ادامه جامعه مادران ایرانی را به وجود آورد؛ پس اهمیت موضوع از همین ابتدا روشن است. این که درباره قشری صحبت می کنیم که نسل های آینده ایران زمین، زاده و پرورش یافته آن هاست.

چنین جامعه ای باید سالم و شاد رشد کند. دختران ایرانی، که مادران هزاره سوم خواهند بود نباید از آموختن فاصله بگیرند و این آموختن، صرف حضور در دانشگاه و تحصیلات آکادمیک نیست. مادران یکی دو نسل قبل این کشور شاید به دانشگاه نرفته اند اما مادری به تمام معنا و مدیری تمام قد هستند. فرزندانی که زیر دست این مادران تربیت شده و به جامعه ورود کرده اند ،بهترین شاهد می باشد.

در چرخه آموزش و یادگیری، جنسیت مطرح نیست، مهم بهره گیری مناسب و موثر از فرصت ها است.

در همه جوامع و از جمله ایران آن چه در نگاه عموم، نمود ویژه ای دارد رفتار یکایک انسان ها در برخوردهای اجتماعی به طور خاص و عام است. منظور تمام رفتارها و حرکاتی است که ما انسان ها در محیط بیرون خانه از خود بروز می دهیم و از آن جا که این نوع رفتارها در منظر مردم است بالتبع مورد قضاوت و انتقاد قرار می گیرد. به تعبیری همه رفتارهای یکدیگر را مورد قضاوت قرار می دهند چون آن را می بینند. اما در این میان رفتارها و حرکات دختران از حساسیت بیشتری برخوردار است. نمی توان این واقعیت را انکار کرد که درباره نوع رفتارهای این بخش از جامعه هم مردان و هم همنوعان نسوان نظر می دهند. درواقع شاید این شیوه رفتاری را کمتر در میان مردان دید که نسبت به رفتارهای یکدیگر، زمانی را به گفت وگو بگذرانند. البته نمی گویم که چنین نیست بلکه در مقایسه به زنان و دختران کمتر است.

پرواضح است که وقتی نوع منش و روش رفتاری دختران در جامعه ای مورد توجه بیشتر است، اهمیت نهادن به آن از سوی صاحبان این رفتار نیز باید رعایت شود.

دختران و در مجموع جامعه زنان به وقار و حجب و حیا شناخته شده اند و از دیدگاه نگارنده این شاخصه ها مشمول مرور زمان نخواهد شد. به تعبیری نمی توان گفت که چون در هزاره سوم میلادی و یا در قرن 14 شمسی قرار داریم این گونه رفتارها، نخ نما و رنگ پریده شده است. همان گونه که شما نمی توانید زلالی و پاکی را از آب بگیرید آن سه ویژگی را هم نباید از نسوان جدا ساخت.

دیگر این که شیوه بیان و سخن گفتن دختران باید آن 3 شاخصه بالا را به خوبی نمایندگی کند؛ نمی توان در برخوردها و گفت وگوها به گونه ای سخن گفت که زمینه ساز افول آن ویژگی ها شود و از سوی دیگر انتظار داشت که کوچکترین برخورد بدی از سوی افراد جامعه صورت نگیرد. در وهله اول این انسان ها اعم از زن و مرد هستند که موجبات احترام خواهی و احترام گذاری دیگران را فراهم می کنند و در ادامه چنین خواسته ای صورت عملی به خود می گیرد.

و در این مسیر حضور موثر در فعالیت های اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی هیچ منافاتی با آن چه گفته شد، ندارد. اجازه بدهید این نکته را با توضیح بیشتری، شرح کنم. پر واضح است که ورود یک زن به انواع فعالیت های جامعه فقط از زمانی نیست که به صورت مستقل در تولید یا خدمات مشارکت می کند. بلکه هرکس با نوع مصرف و کمک به چرخه اقتصادی خانواده، می تواند به پویایی اقتصاد کشور کمک کند. حتی نحوه استفاده از امکانات هم می تواند سودآوری باشد. چنان چه تفکیک جنسیتی روی اشتغال نگذاریم، علاقه، توانایی و ایده آل هر شخص و پذیرش هر جامعه می تواند راه هایی برای شروع یک کسب و کار برای هر مدیری باشد.

به طور قطع امری که از نظر شرعی و عرفی محدودیت داشته باشد، ورود آن برای زن مجاز نیست. پس در این دوره زمانی که حضور زنان در جامعه گسترش یافته و باتوجه به این که درصد بالایی از فارغ التحصیلان کشور را دختران و زنان تشکیل می دهند درنتیجه ورود این عزیزان به چرخه کار ضروری است.

شادبودن، سالم ماندن، ورزش کردن، مطالعه، یادگیری امور خانه و همسرداری، تمرین برای مادری جامع الشرایط شدن، گرفتن فرصت از کسانی که در پی آسیب زدن به روحیات و روان انسان ها هستند، حفظ غرور، دوراندیشی و خودباوری و داشتن اعتماد به نفس(حتما آن را تقویت کنید) از مهم ترین کارهایی است که هر دختری باید سرلوحه خود قرار دهد. اطمینان داشته باشید تمرین کردن برای داشتن یا اجرای هریک از موارد بالا، شما را توانمند می سازد و توانا شدن شما یعنی این که در برخوردها و انتخاب هایتان به رعایت و حفظ احساسات که جزء لاینفک وجود هر خانمی است، بهترین رفتار و برترین تصمیم را خواهید گرفت. اجازه ندهید ناآگاهی شما را به تزلزل و ناپایداری بکشاند.

بقا و ثبات هرجامعه به سالم و شاد بودن شما بستگی دارد.




طبقه بندی: مطالب آموزنده،
برچسب ها: کارهای دختران، رفتار یک دختر، منش دختران، دختران در اجتماع، دختران امروز؛ مادران فردا،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ شنبه 4 آبان 1392 ] [ 03:16 ب.ظ ] [ Zahra ] [ نظرات ]

«حالم بد است»،«حوصله ام سر رفته»،«همیشه ناراحتم» و... اینها جملاتی است كه بسیاری از جوان های امروز مثل نقل و نبات به كار می برند اما مشكل چیست؟ چرا حال اكثر جوان ها این روزها بد است؟ اصلا چه حالی را می شود حال بد دانست و چه حالی برای انسان خوب است؟

همیشه دنبال حال خوب بودن اشتباه است

همه انسان ها در لحظه های مختلف زندگی دچار احساسات خوشایند و ناخوشایندی می شوند. ریشه این احساسات و عواطف نوع افکار و گفت وگوهای درونی ماست. فکر و گفت وگوی درونی ما هم به اینکه به چه موضوعاتی توجه کنیم و چگونه توجه کنیم بستگی دارد.

هیجانات واقعیت دارند یعنی فیزیولوژی و شیمی بدن را تغییر می دهند اما دائمی و پایدار نیستند، بسته به اینکه نوع توجه و افکارمان عوض می شود حالات و هیجانات مان هم تغییر می کند، اشتباهی که اکثر مردم دارند این است که هیجانات شان را به واقعیت های زندگی ربط می دهند، مثلا می گویند یک موقعیت حال من را بد کرد یا یک جمله حال من را خوش کرد یا آن کار من را دیوانه کرد اما در واقع این اتفاقات نیستند که ما را تحت تاثیر قرار می دهند، بلکه آن چیزی که ما درباره اتفاقات به خودمان می گوییم حال ما را خوش یا ناخوش می کند. عموم انسان ها از کودکی یاد گرفته اند که دنبال هیجانات خوشایند باشند و مدام دنبال کسب خوشی هستند و همیشه سعی می کنند از حال بد فرارکنند. در کل باید گفت فرارکردن از حال بد طبیعی نیست اما یک هنجار جمعی است. ما آموزش دیده ایم که این کار را انجام بدهیم ولی این رفتاری سالم نیست.

چرا حال بد لازم است؟

همه انسان ها باید هیجانات منفی را تجربه کنند و این بد نیست، اصلا بد نیست، هیجانات یکسری علائم هستند، مثل علائم راهنمایی و رانندگی، پارک ممنوع و ایستادن مطلقا ممنوع که ممکن است این علامت برای ما ناخوشایند باشد و مثلا مسیرمان را دورتر کند ولی به شما اطلاعات هم می دهد که اگر اینجا پارک کنید پیامد دارد، هیجانات هم راهنماهای درونی ما هستند. آنها به ما می گویند وقتی حال مان بد است باید به واقعیت طور دیگری نگاه کنیم و جنبه های دیگری از آن را ببینیم تا حال مان بهتر شود، نه اینکه کاملا از بین برود، قرار نیست حال بد ما به صفر برسد اما باید متناسب با رویداد ایجاد شده باشد، اگر شما انگشترتان را گم کنید واکنش مناسبش این است که ناراحت شوید، اگر خوشحال شوید عجیب است و هیجان مناسبی نیست. هیجانات جنس شان از انرژی است؛ انرژی که در ما رفتار مناسب آن موقعیت را ایجاد می کند. مثلا اگر دوست من در امتحانی موفق شود هیجان مناسب من در این موقعیت این است که خوشحال شوم اما اگر دچار حسادت شوم این هیجان نامناسب است و به من آسیب می رساند.

چرا جوان های ما حل مسئله را بلد نیستند؟

شاید بزرگسالان ما هم در حل مسائل زندگی مهارت های لازم را نداشته باشند اما موضوع خیلی شایع این است كه اكثر جوان های امروز شکایت دارند که حال شان بد است اما چرا؟ شاید چون در دوران کودکی غالبا والدین هستند که مسئول ایجاد حال خوب در فرزند خود هستند و عموم والدین به فرزندان شان شیوه لذت بردن ازساده ترین چیزهای زندگی را یاد نداده اند، این کودکان اغلب منفعل بوده اند و طلبکار. مادر به آنها می گفته چی شده عزیزم؟ چرا ناراحتی؟ غصه نخور دیگه، اینو برات می خرم، این مال تو و...، اینگونه کودک طلبکار و طلبکارتر می شود. شاید کودک در این وضیعت از امکاناتی که والدین در اختیارش گذاشته است لذت ببرد ولی شاد نیست چون شادی نتیجه چیزی است که از فرد ساطع می شود نه لزوما چیزی که به او داده می شود. متاسفانه وقتی همین فرزند که خوب هدایت نشده به نوجوانی می رسد والدینش نمی توانند اکثر نیازهایش را جوابگو باشند، در نتیجه هر زمان مسئله ای برای این نوجوان پیش بیاید به جای حل آن مسئله به دنبال این است که حالش را خوب کند. مثلا با چیزی خود را مشغول کند که برای یکی ، دو ساعت یا یکی ، دو روز خوش باشد اما وقتی هوشیار می شود می بیند مشکل هنوز سرجایش است. این نوجوان شیوه حل مسئله را بلد نیست. برای همین پناه می برد به امکاناتی که هیجانات کوتاه خوشایند ایجاد می کنند اما پیامد بلندمدتش هیجانات ناخوشایند طولانی است.

به ما فرار از مسائل را یاد می دهند

ای کاش وقتی کوچک تر بودیم در زمانی که اتفاق بدی برای مان می افتاد مادر و پدرمان به ما آموزش می دادند که چطور در این حال بد بمانیم و با این حال بد کنار بیاییم یعنی وقتی مسئله ای پیش آمد آن را تحلیل کنیم. اكثر والدین چون فرزندان خود را دوست دارند و تحمل ناراحتی آنها را ندارند خیلی سریع آنها را با یک اسباب بازی قشنگ سرگرم می کنند. مثلا اگر حیوان خانگی مان را از دست می دادیم فوری یک حیوان دیگر جایگزین می كردند. والدین اینجا به ظن خود مسئله را حل می کنند ولی در واقع مسئله حل نمی شود، مسئله از دست دادن کسی یا چیزی است که دوستش داریم. والدین جایگزینی برای آن چیزی که از دست می رود پیدا می کنند و به فرزند خود یاد نمی دهند که واقعیت زندگی این است که بعضی اوقات چیزهایی را که خیلی دوست داریم از دست می دهیم و باید یاد بگیریم که ظرفیت روانی مان را برای این روزها درآینده بالا ببریم. اینگونه است که اعتیاد پیدا می شود که فقط دنبال حال خوش باشیم.

حال خوب ارثی است؟

باید گفت فاکتور ژن در خلق و خو مهم است، حتی در اتاق نوزادان در بیمارستان ها هم بچه های سخت و نرم را می بینیم، نوزادان سخت به هر محرکی پاسخ می دهند و بی قراری می کنند ولی نوزادان نرم این طور نیستند اما فقط ژن تاثیرگذار نیست و اگر خانواده ها بدانند با فرزند سخت شان چگونه رفتار کنند می توانند آن بچه سخت را به یک بچه سازگار و خوشحال تبدیل کنند. اولین الگوی رفتاری همه ما خانواده است. ما از اعضای خانواده یاد می گیریم از چه چیزهایی ناراحت شویم و از چه چیزی تاثیر بگیریم و چه عکس العملی نشان بدهیم. الگوی بعدی که خیلی تاثیرگذار است گروه هم سن است؛ الگویی که بیشتر از همه قبولش داریم و رفتارها و هیجانات شان سرمشق ماست.

بچه هایی که از هیچ عروسکی لذت نمی برند

مادری 2 دختر 10 ساله و 3 ساله دارد، برای دختر بزرگ تر یک عروسک گران قیمت و برای دختر کوچک تر یک عروسک ارزان تر می خرد. دختر بزرگ تر عروسکش را می گیرد اما خوشحال نمی شود اما دختر کوچک تر شاد می شود و شروع می کند به بازی با عروسکش. دختر بزرگ تر می گوید چرا خواهرم اینقدر خوشحاله ولی عروسک من خوشحالم نمی کنه؟ به مادرش می گوید من آن یکی عروسک رو می خوام، مادرش می گوید عروسک تو گران تر و قشنگ تره اما دختر اصرار می کند چراکه فکر می کند چیزی در آن یکی عروسک است که در مال خودش نیست. مادرعروسک ها را عوض می کند، دختر کوچک تر هیجان زده می شود و با عروسک بهتر بازی می كند ولی دختر بزرگ تر دوباره مشکل پیدا می کند چراکه عروسک جدیدش هم چیز خاصی ندارد. می گوید من هر دو عروسک را می خواهم، مادر بچه کوچک تر را با یک شکلات سرگرم می کند و هر دو عروسک را به دختر بزرگ تر می دهد اما او بازهم با آنها ارتباط برقرار نمی کند... . اینجا مشکل کجاست؟خب، والدین برای فرزندان همه چیز می گیرند اما یادشان نمی دهند چطور با آنها ارتباط برقرار کنند اکثر ما رابطه معناداری با وسایل و ابزار نداریم.

یک موبایل چند میلیون تومانی می خریم اما 2 روز بعد کلافه می شویم و چیز دیگری می خواهیم چون رابطه برقرار کردن با این وسایل را یاد نگرفته ایم. در این داستان دختر بزرگ تر فکر می کند در عروسک خواهرکوچک تر چیزخاصی وجود دارد ولی آن چیز در درون خواهرش است، آن بچه است که به واقعیت روح و معنا می دهد. جوان های ما وقتی به 25سالگی می رسند، نه مسئولیت دارند، نه هدف و نه برنامه. درس خواندن مهم ترین کاری است که باید انجام بدهند آن هم به دلیل والدین شان، این هدف خودشان نیست، از دست خودشان هم عصبانی هستند که چرا در خدمت دیگران هستند. مشخص است که از والدین شان ناراضی هستند و آنها را مقصر می دانند، شاید هم حق دارند




طبقه بندی: مطالب آموزنده،
برچسب ها: حال خوب، حال بد، احساسات ناخوشایند، هیجان های منفی، احساسات منفی، حال بد خوب است،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ چهارشنبه 1 آبان 1392 ] [ 03:40 ب.ظ ] [ Zahra ] [ نظرات ]



لبخند اسفنکس
 
با کشیدن گوشه های لب به سمت طرفین و در عین حال به سمت بالا لبخند بزنید اما دقت کنید که چشم هایتان در حالت عادی باشند و حتی الامکان دیگر بخش های صورت نیز در حالت خنثی و عادی قرار بگیرند و آزاد باشند. تصور کنید شما دارای یک راز مهم هستید که پاسخ یک معمای بزرگ است! این کار را 3 یا 4 بار تکرار کنید. سعی کنید اثر آن بر حافظه ی عضلات صورت ماندگار شود.



طبقه بندی: مطالب آموزنده،
برچسب ها: خنده، یوگای صورت، یوگای چهره، ورزش صورت،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ دوشنبه 15 مهر 1392 ] [ 02:07 ب.ظ ] [ * hedieh * ] [ نظرات ]

برای از دست دادن فرصت ها قرار نیست همیشه ماه ها و سال ها را تلف کنیم، از دست دادن همین ثانیه های دم دست هم می تواند بعضی فرصت ها را برای همیشه از بین ببرد. خلاصه اینکه اگر بخواهیم زندگی را مدیریت کنیم و از آرزوهای کوچک و بزرگمان جا نمانیم باید از همین ساعت هایی که در آن هستیم، شروع کنیم و یاد بگیریم چطور مدیر زمان خود باشیم.

...


● همه چیز را بنویسید


قبل از هر چیز باید روشی که در حال حاضر از زمان خود استفاده می کنید را تحلیل و بررسی کنید. ممکن است به دلیل تکرار روزمره نتوانید دقیقا زمان های اتلاف وقت خود را بشناسید، به همین دلیل بهتر است از یک دفترچه یادداشت برای ثبت دقیق وقایع روزمره استفاده کنید. پس از ثبت وقایع هنگام تجزیه و تحلیل آنها خودتان متوجه فعالیت های غیرضروری خواهید شد. اصلا نگران نباشید همین که شروع به مدیریت زمان خود کنید، متوجه اهمیت این موضوع خواهید شد.


● فعالیت ها را اولویت بندی کنید

 اولویت بندی یکی از قدم های مدیریت زمان است. این کار به شما کمک می کند که کارهای غیرضروری را که نه تنها اوقات خوشی برای شما نمی سازد بلکه زمان حال را هم از شما می گیرند و شما را از اهدافتان دور می کند، حذف کنید. اصلا فکر نکنید که مجبورید تمام روز کارهای خط کشی شده انجام دهید یا هر کار تفریحی و لذت بخشی زائد به حساب می آید. اتفاقا باید برای تصمیم گیری درباره فعالیت هایی که باید انجام دهید باید فعالیتی را حذف کنید که از آن لذت نمی برید یا به خوبی از عهده انجام آن برنمی آیید. برای شروع اصلا تلاش نکنید مسئولیت هایی بیش از آنچه می توانید به صورت معقول انجام دهید را به عهده بگیرید، پس از اینکه فهرست کارهای روزانه را به میزان قابل قبولی از مسئولیت ها کاهش دادید، زمان برنامه ریزی فرا می رسد. به یاد داشته باشید ساعت های محدودی در یک روز وجود دارد. سعی نکنید به نتایجی ماورای قابلیت های خود دست پیدا کنید. زمانی را فقط برای خودتان در نظر بگیرید. برای دستیابی به حداکثر عملکرد به زمان خواب و استراحت کافی احتیاج دارید.


● از مزاحمت ها جلوگیری کنید

 لازم نیست همواره پذیرای کسانی باشید که می خواهند با شما گپ بزنند. این افراد می توانند مانع بهره وری و باعث به هم ریختگی محیط یا ذهن شما شوند. با بستن در اتاق کار یا حذف ارتباط چشمی می توانید به آنها بفهمانید که شما اکنون مشغولید و وقت اضافه ندارید.


راه دیگر برای کاهش مزاحمت، جواب ندادن به تلفن است. تماس های تلفنی می تواند خیلی وقت گیر باشد. برای مثال شما در حال انجام کار مهمی هستید که نیاز به تمرکز بالایی دارد و ناگهان دوست شما با بی اطلاعی از شرایط شما با یک تماس طولانی تلفنی وقت زیادی از شما می گیرد، به طوری که پس از پایان تماس تلفنی حس می کنید انرژی زیادی از شما گرفته شده و همچنین رشته کار از دست شما رفته است، بنابراین از خاموش کردن یا بی صدا کردن تلفن نترسید. پس از پایان کارتان می توانید پیام ها و تماس ها را چک کنید.


● راهزنان وقت را شناسایی کنید

 راهزنان وقت همان طور که از نام شان پیداست، وقت را از ما می دزدند و تا به خودمان می آییم می بینیم زمان به انتها رسیده و وقت مان تمام شده و این اصلا خوشایند نیست. صحبت های کم اهمیت، مهمانان ناخوانده، تلفن های مزاحم و بی اهمیت، دوباره کاری، ناتوانی در نه گفتن به خواسته های بیجا و برای هر کاری امروز و فردا کردن، بعضی از راهزنان وقت هستند که همه ما با آنها سر و کار داریم. زنده کردن وقت های مرده ای مثل وقت هایی که در انتظار هستید، انجام همزمان بعضی کارها، نه گفتن به خواسته های بی اهمیت و عقب انداختن کارهای بی اهمیت


به جای عقب انداختن کارهای ضروری، راه حل های ساده ای برای ایجاد وقت هستند.



● همه کارها ضروری نیستند

 سعی کنید کارهایی را انجام دهید که به آنها احتیاج دارید. این نوع کارها را در فهرست کارهای تان یادداشت کرده و بعد کارهای فهرست را اولویت بندی کنید. با انجام این عمل روزتان را کنترل می کنید و در پایان روز احساس خوبی خواهید داشت. همچنین می دانید که چه فعالیت هایی را انجام نداده اید و روز بعد آنها را به اولویت های روزانه اضافه خواهید کرد.



● بر بهرهوری تاکید کنید نه سرگرم بودن

 برای اینکه از خودتان رضایت بهتری داشته باشید لازم است کارها را به طور کارا و موثری انجام دهید نه اینکه فقط خود را سرگرم و مشغول کنید. همین که کارها را با عملکرد بهتری و سروقت انجام دهید در افزایش خودباوری و اعتمادبه نفس هر روز شما تاثیر بسیاری دارد.


● کارها را بشناسید

 از نظر مدیریت زمان کارها به چند دسته تقسیم می شوند. یک دسته کارهای مهم و فوری هستند؛ این دسته کارها افراد موفق و ناموفق را از هم جدا می کند و معمولا افراد ناموفق کسانی هستند که آنها را به تعویق می اندازند. دسته دوم کارهای فوری و بی اهمیت هستند؛ این کارها با اهداف اصلی ما هم جهت نیستند اما انجام می شود. یک دسته دیگر هم کارهای کم اهمیت و غیرضروری هستند. گاهی بعضی از ما به دلیل ناتوانی در انجام کارهای مهم و فوری یا از روی تفریح و تفنن و گاهی برای فرار از تمرکز حواس خود را به این کارها سرگرم می کنیم.موفقیت در مدیریت صحیح زمان وابسته به تفکیک کارهای مهم و غیرمهم است. اگر می خواهید درست عمل کنید از کارهای غیرمهم فاکتور بگیرید و صرف نظر کنید.


● ۹ راه حل برای مدیریت زمان


۱. فهرستی از مهم ترین کارهای خود تهیه کنید.


۲. دفترچه زیبایی انتخاب کنید تا از نوشتن در آن لذت ببرید.


۳. هر روز را با کارهای مهم شروع کنید.


۴. همیشه از خود بپرسید هم اکنون بهترین کاربرد وقت من چیست؟


 ۵. کاری که برای انجامش با خودتان قرار گذاشته اید را هم اکنون شروع کنید.


۶. کارهای زیادی را همزمان با هم انجام ندهید.


۷. یک روز را هزار بار تکرار نکنید.


۸. برای ارزیابی زمان خود فهرست زمان بندی را مرور کنید.


۹. هر روز فرصتی را به فکر کردن اختصاص دهید.



با آرزوی موفقیت شما عزیزان




طبقه بندی: مطالب آموزنده،
برچسب ها: زمان، وقت، ارزش زمان، وقت گرانبها،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ یکشنبه 27 مرداد 1392 ] [ 05:35 ب.ظ ] [ * hedieh * ] [ نظرات ]

افراد محبوب چه وجه اشتراکی دارند؟ همه آنها یکجور لباس می‌پوشند؟ یک مدل مو دارند؟ یک سبک صحبت می‌کنند؟ مطمئناً نه! آدمهای محبوب همه جای دنیا هستند و از موقعیت اجتماعی‌شان در مدرسه، محل‌کار و هر جای دیگری که می‌روند لذت می‌برند.

آنها ظاهر یکسان یا رفتارهای یکجور ندارند اما یک خصوصیت در همه آنها مشترک است: مهارت‌های مردمی. شاید ذاتاً اینطور هستند یا از اعضای خانواده‌شان یاد گرفته‌اند اما به هر طریقی، مهم این است که این مهارت‌ها را دارند و شاید شما فکر کنید که فاقد آنها هستید. امروز می‌خواهیم به شما آموزش دهیم که چطور مهارت‌های مردمی خود را تقویت کنید و کم‌کم به فردی محبوب تبدیل شوید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: ارتباط اجتماعی، مطالب آموزنده، اعتماد به نفس، بهبود روابط،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ دوشنبه 21 مرداد 1392 ] [ 07:30 ق.ظ ] [ Morteza ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 44 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

نظر سنجی
مهمترین آرزوی شما ؟ ( صادقانه و واقع بینانه )






درباره وبلاگ

همانطور که سلامت جسم برای همه ما مهم است, سلامت روان هم مهم است...
پس:
کسانی که سراغ روان شناس می روند بیمار نیستند
و کسانی که روان شناس می شوند دنبال بیمار نیستند
ما فقط کنار هم ایم تا لحظاتی که می پرسیم "چرا ما؟" به همدیگر بهترین زندگی را هدیه دهیم

" امیدواریم وبلاگ روانشناسی سهمی در موفقیت شما توی زندگیتون داشته باشه ، هرچند این موفقیت حاصل اراده شماست و ما فقط واسطه ایم... "
" به امید روزی که همه مردم سرزمین من لبخند به لب داشته باشند... "

" وبلاگ منتخب میهن بلاگ،مجله موفقیت و راه موفقیت "
مطالب برتر و پر بازدید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب