تبلیغات
روانشناسی

روانشناسی
جدیدترین تست های روانشناسی در www.ravanshena30.ir
قالب وبلاگ

بد قلق‌ها را چون موم نرم کنید

برای همه ما پیش آمده که سروکارمان با افراد بدقلق بیفتد. این افراد اشکال مختلفی دارند.بعضی از آنها اهل جر و بحث هستند و بعضی بددهن، یک دنده و لجباز، عصبانی یا دعوایی هستند .چطور باید با چنین افرادی که اتفاقاً تعدادشان کم هم نیست کنار بیاییم؟

بد قلق‌ها را چون موم نرم کنید

بیایید این طور به مساله نگاه کنیم که آدم های عصبانی داد می زنند که شنیده بشوند. آنها به دنبال احترام و عشق هستند. می خواهند احساس کنند که مهم هستند، فقط نمی دانند راه درست کسب آنچه می خواهند کدام است.

با وجود اینکه تمرینات زیادی برای رویارویی با افراد منفی انجام داده ام گاهی اوقات خود را در حال جدال با آن می یابم. معمولا وقتی به مقابله میپردازم به ندرت نتیجه خوبی بدست می آید. نکته این است که ما انسانیم و دارای احساسات و نفسیات. با به کنترل درآوردن نفس خود و استفاده از هوش هیجانی نه تنها به سلامت روحی و جسمی خود کمک کرده ایم بلکه ازبوجود آمدن شرایط بد نیزجلوگیری کرده ایم.

در این جا چند پیشنهاد برای رویارویی با افراد سخت و منفی ارائه شده است.


ادامه مطلب

طبقه بندی: مطالب آموزنده، بهبود روابط،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ شنبه 19 مرداد 1392 ] [ 08:24 ق.ظ ] [ Morteza ] [ نظرات ]
ابتدا بفهمید رفتار خصمانه یا توهین‌آمیز به چه رفتاری گفته می‌شود. نمونه‌ها:

• رفتار پرخاشگرانه یا تهدیدآمیز
• انتقاد مداوم، سرزنش، طعنه یا تحقیر شما، فریاد زدن بر سرتان. استفاده از اینها درمقابل شما، تحقیر اجتماعی
• ارعاب فیزیکی (مثل «آمدن بسمت صورتتان»)
• تخریب وسایل (مثل شکستن چیزها)
• تهدید مستقیم و غیرمستقیم امنیت شما
• خشونت فیزیکی ازجمله هل دادن، ضربه زدن، پرت کردن چیزها به سمتتان، مقاومت دربرابر خواسته‌تان
• رفتار جنسی خشن یا نادرست

۲. بفهمید که هر اشتباهی هم که کرده باشید و هرچقدر هم که طرف مقابلتان عصبانی باشد، هیچوقت مستحق بدرفتاری احساسی یا غیر آن نیستید. اگر وقتی دیگران رفتار توهین‌آمیز با شما دارند به خودتان شک دارید یا خودتان را مقصر می‌دانید، این می‌تواند دلیل خوبی باشد که نزد مشاور بروید تا علت آن را بفهمید.

۳. عواملی که ممکن است شما را دربرابر بدرفتاری آسیب‌پذیر کند مثل سابقه آزار کودکی یا اختلال جدی در خانواده؛ تکرار روابط آزار دهنده؛ شرکت در گروه‌های طردشده که برمبنای نژاد، مذهب، گرایشات جنسی، ناتوانی، ویژگی‌های ظاهری مثل وزن و امثال آن هستند.

۴. اجازه بدهید بفهمند که مورد بدرفتاری قرار گرفته‌اید. هیچوقت نمی‌خواهیم باور کنیم که کسی که به او اعتماد داریم با ما بدرفتاری کند، مخصوصاً اگر آن رابطه جوانب مثبتی نیز داشته باشد. درک این مسئله که با شما بدرفتاری می‌شود، مخصوصاً اگر این آزارها کم باشند یا به تدریج اتفاق بیفتند، می‌تواند بسیار دشوار باشد.

۵. آگاه باشید که بسیار افراد پرخاشگر فقط با کسانی اینطور رفتار می‌کنند که به آنها نزدیک هستند. برای بقیه ممکن است افرادی بسیار جذاب و فوق‌العاده باشند --و همین ممکن است باعث شود شما تقصیر را به گردن خودتان بیندازید.

۶. غریزه محافظت از خودتان را به کار بگیرید و درک کنید که جلوگیری از آزار و بدرفتاری بیشتر مسئولیت خودتان است. اما قبل از اینکه تصمیم بگیرید چطور پیش بروید، ارزیابی کنید که آیا می‌توانید با آن فرد به طور مستقیم برخورد کنید یا خیر:

• وقتی کسی با این فرد برخورد می‌کند، چه اتفاقی می‌افتد؟ آیا مسئولیتی قبول می‌کند یا فقط حالت دفاعی می‌گیرد و دیگران را به خاطر مشکل مقصر می‌داند؟

• وقتی با او بخاطر رفتارهای توهین‌آمیزش برخورد می‌شود، آیا مشکل را گردن می‌گیرد یا فقط انکار کرده، توجیه می‌کند، قربانی را متهم می‌کند و امثال آن؟

• آیا وقتی با این فرد برخورد می‌شود، قابلیت این را دارد که بی‌اندازه خشن شود؟ آیا عصبانیتش از کنترل او خارج می‌شود؟ اگر اینطور است، آیا این مسئله را مشکل خودش می‌داند؟

• آیا این فرد تابحال شما را مورد تهدید یا‌ آسیب فیزیکی قرار داده است؟ آیا سابقه خشونت دارد؟ آیا سابقه جزایی و قانونی دارد؟ آیا نوعی اختلال درونی جدی در او مشاهده می‌کنید؟

• آیا قبلاً برای تغییر کردن قول داده است؟ آیا برای گرفتن کمک از متخصص، حتی با وجود مشکل جدی خود، مقاومت می‌کند؟

• آیا انگیزه‌ای برای تغییر در او مشاهده می‌کنید؟

• آیا به موادمخدر یا الکل اعتیاد ندارد؟ آیا مشکل یا بیماری روحی-روانی یا اختلال رفتاری جدی که تحت درمان قرار نگرفته باشد (مثل اعتیاد به قمار، اختلال غذایی و امثال آن) در او مشاهده می‌کنید؟ ممکن است این مسائل در رفتارهای خصمانه آن فرد موثر بوده و باشد و درنتیجه تازمانیکه تحت درمان تخصصی قرار نگیرد برطرف نخواهد شد.

۷. اگر به نظر می‌رسد که فردمقابل به نیازها و احساسات شما احترام می‌گذارد و تمایل دارد که مسئولیت کارهایش را بپذیرد، معمولاً ارزشش را دارد که با او قاطع برخورد کنید. همچنین تصمیم بگیرید که آیا این رابطه به اندازه‌ای برایتان اهمیت دارد که برای اصلاحش انرژی و زمان بگذارید.

۸. اگر تصمیم می‌گیرید که با آن فرد برخورد کنید، وقت و جای مناسبی برای آن انتخاب کنید و با آرامش برای او توضیح دهید که با فلان رفتار او مشکل دارید. آن رفتار را به طور کامل و بدون انگیزه‌های مربوط به آن، برایش شرح دهید. اگر سعی کرد آن رفتار را با کاری که شما کرده‌اید توجیه کند، متذکر شوید که راه‌های درستی برای ابراز عصبانیت یا بحث کردن درمورد هر مسئله و مشکل وجود دارد. تاکید کنید که بدرفتاری کردن او با شما هیچ توجیه عقلانی را نمی‌پذیرد. اگر مشکل ادامه پیدا کرد، مسائل را براساس مورد (۶) دوباره ارزیابی کنید.

اگر همچنان احساس می‌کنید که هنوز کار کردن روی آن فرد ارزشش را دارد، محدوده‌هایی مشخص برای خود تعیین کنید، مثلاً «دیگر هیچ انتقاد درمورد وزنم را نمی‌پذیرم» و از عواقبی طبیعی برای آن مثل محدود کردن ارتباطتان با او استفاده کنید. سپس، ببینید آیا شروع به قبول مسئولیت رفتارش می‌کند یا خیر. اگر فرد به بدرفتاری‌های خود ادامه داد، تصمیم بگیرید که تا چه زمان می‌خواهید برای اصلاح او زمان بگذارید.

۹. محافظت از خود دربرابر افراد بدرفتاری که نمی‌توانید مستقیماً با آنها برخورد کنید:

• رابطه شما با این فرد اختیاری است یا کسی است که به هیچ طریق نمی‌توانید با او برخورد نداشته باشید؟ در مورد دوم، به طور جدی ارتباطاتتان را با او محدود کنید تا فقط در مواردی که واقعاً ضروری هستند با او برخورد داشته باشید. در سایر مواقع، خنثی و بی‌ارتباط با او باشید. اگر آن فرد واقعاً بدرفتار است و برخوردهایی نادرست دارد، او را مثل یک تکه از اسباب و اثاثیه محل بدانید که باید از کنار آنها رد شوید. سعی کنید کمی تغییر ایجاد کنید تا دیگر مجبور به دیدن آن فرد نباشید.

• اگر شدیداً با شما بدرفتاری شده است (مخصوصاً آزار جسمی یا جنسی) می‌توانید از پلیس یا شبکه‌هایی که در محل‌های مختلف (مثل محل‌کار) برای شکایات افراد طراحی شده است، استفاده کنید. اگر فرد درنتیجه آن سعی کرد شما را درگیر کند، مثلاً اینکه چرا شکایت کرده‌اید یا سعی کند که دلتان را به دست آورد، به یاد داشته باشید که هیچ بدهی به او ندارید و اصلاً وارد بازی که شروع کرده است نشوید. آماده باشید که در کمال آرامش بگویید، «اصلاً دوست ندارم درمورد این موضوع حرف بزنم» یا «خواهش می‌کنم مزاحم نشو».

۱۰. اگر فرد بدرفتار یکی از نزدیکان، اقوام، دوستان یا شریک‌زندگی شماست، خیلی خوب درمورد اینکه می‌خواهید رابطه‌تان با او را ادامه دهید یا نه فکر کنید.

• اگر با فرد موردنظر رابطه احساسی دارید، باید بدانید که مطمئناً به مرور زمان همه چیز بدتر خواهد شد و این رابطه ضربه شدید به اعتمادبه‌نفستان وارد خواهد کرد. معمولاً لازم است که سریعاً از چنین رابطه‌ای بیرون بیایید و حتی با او دوستی ساده هم نداشته باشید. اگر فرد به تصمیم شما برای قطع رابطه احترام نگذاشت، درمورد اینکه چطور می‌توانید از خودتان محافظت کنید، مشاوره بگیرید، رابطه را به طور کل قطع کنید و به هیچ وجه برای شنیدن توضیحاتش هم با او ارتباط برقرار نکنید.

• درمورد دوستان و اقوام می‌توانید زیرکانه رابطه‌تان را محدود کنید. به موقعیت‌هایی فکر کنید که فرد در آن با شما بدرفتاری می کند و موقعیت‌هایی که می‌داند چطور باید رفتار کند، مثلاً:

- برای دیدن دوستی که به الکل اعتیاد دارد، فقط صبح‌ها وقت بگذارید.
- اگر فقط در محیط‌های خصوصی‌تر با شما بدرفتاری می‌کند، دیدار با او را به رستوران و محیط‌های عمومی محدود کنید.
- اگر سابقه این را دارید که وقتی با او در ماشین هستید شروع به بدرفتاری کلامی یا بدتر از آن می‌کند (مثل رانندگی بی‌دقت و خطرناک)، همیشه خودتان ماشین ببرید و سوار ماشین او نشوید.

وقتی این محدودیت‌ها را ایجاد کنید، دیگر الزامی برای توضیح «چرا»ی آن ندارید زیرا مطمئناً فقط حالت دفاعی به خود گرفته و احساساتتان را نادیده خواهد گرفت. از هرگونه بحث یا مشاجره با او درمورد محدودیت‌هایی که ایجاد کرده‌اید خودداری کنید. با جملاتی مثل «فکر می‌کنم این روش به نفع من باشد» یا «اصلاً دوست ندارم درمورد این با او بحث کنم» خودتان را برای پاسخ دادن به او آماده کنید.

آماده باشید که آن فرد از محدودیت‌هایی که برایش تعیین کرده‌اید ناراحت شود زیرا مجبور خواهد شد فرد دیگری را برای آزار و بدرفتاری‌های خود پیدا کند. اگر آن فرد به فشار آوردن به شما و تهدیدتان ادامه داد، یا سعی کرد به شما عذاب‌وجدان بدهد، درمورد اینکه به کل با او ارتباط داشته باشید یا نه دوباره فکر کنید. اگر نمی‌توانید از رابطه‌ای که می‌دانید برایتان مخرب است بیرون بیایید، نزد یک مشاور روانشناس بروید و از او کمک بگیرید.

منبع : مردمان




طبقه بندی: ارتباط اجتماعی، مطالب آموزنده،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ پنجشنبه 10 مرداد 1392 ] [ 09:27 ب.ظ ] [ Morteza ] [ نظرات ]
 
 
خود شیفتگی می تواند یک مانع جدی در روابط و مناسبات میان فردی باشد. ویژگی های یک شخصیت خود شیفته می تواند به عنوان یک عامل منفی به هر ارتباطی ضربه وارد کند.
 
هر چند تمام افراد تا حدی دارای ویژگی های خودشیفتگی هستند و گاهی آن را از خود بروز می دهند اما افرادی که به طور خاص مبتلا به خودشیفتگی هستند ممکن است درباره توانایی های خود غلو کنند، محتاج توجه، شگفتی، تعجب، مهربانی و .. بسیار زیاد باشند و این امر می تواند برای یک ارتباط به ویژه هنگامی که خودپسندی و خودشیفتگی خود را نشان می دهند بسیار مضر باشد.
 

 

در ادامه این یادداشت به برخی ویژگی های شخصیتهای خود شیفته و نحوه تاثیر آن بر ارتباطات را متذکر می شویم.

 

- بی شرمی

 

شخصی که تا حد بیمارگونه مبتلا به خودشیفتگی است کم کم احساس شرم و حیای خود را از دست داده و یا حداقل بسیار کمتر از سایر افراد احساس شرم و حیا خواهد کرد. این بدان معناست که چیزهایی که باعث می گردد دیگران به طور طبیعی احساس شرمساری کنند بر روی این افراد تاثیر مشابه ندارد و بنابراین بازی کردن با احساسات دیگران، استفاده و سواستفاده از سایر افراد و دست انداختن آنها باعث هیچ گونه تاثیری در وی نمی گردد و احساس شرمساری نمی کند که همین موضوع آنها را خطرناک می سازد. برای آنها به بازی گرفتن احساسات طرف مقابل باعث شرمساری نیست زیرا آنها همیشه خود را بالاتر از دیگران  می بینند. آنها چیزی را می خواهند پس آن را به دست می آورند. صرفنظر از اینکه این کار چه تاثیری بر روی سایرین دارد چندان مهم نیست.

 

- تصویر ذهنی تحریف شده از خود

 

افراد سالم قادر به درک و شناخت عیوب و ایرادهای خود هستند، هر چند ممکن است برای شان ساده نباشد که بپذیرند باید قدری صبورتر باشند چون پرخاشگر است، باید فروتن باشد چون خودخواه است و یا باید قدری مودبانه تر صحبت کند چون کمی بی ملاحظه است و .. اما به هر حال به این عیوب واقفند در حالی که در افراد خودشیفته، شخص خودش را کامل می بیند لذا هیچ انگیزه ای برای بهبود ندارد و لذا هر گونه تغییری دور از انتظار خواهد بود.

 

-متلاشی کردن و از هم گسیختن دیگران

 

معمولا افراد خودشیفته احساس برتری و فوق العادگی می کنند لذا اگر ارزش و اعتبارشان به خطر بیفتد به قیمت نابود کردن و حتی متلاشی ساختن زندگی دیگران سعی در اصلاح امورات خود دارند. آنها دیگران را لگد مال می کنند، مقام و منزلت آنها را پایین می کشند، آنها را پست و زبون می کنند و یا حتی آنها را بی حرمت و آلوده می کنند تا خود احساس برتری نمایند. این موضوع به طور خاص در ارتباطات مشترک است. اگر شما با یک شخص خودشیفته ازدواج کنید، آنها مرتبا با تضعیف اعتماد به نفس شما و خوار و خفیف کردن شما خودش را احیا خواهد کرد و این یعنی اینکه شما سالها باید با این تفکر که موجودی پست و بی ارزش هستید و تنها هدف شما ارایه خدمات و سرویس به اوست با او زندگی کنید.افراد سالم قادر به درک و شناخت عیوب و ایرادهای خود هستند، در حالی که در افراد خودشیفته، شخص خودش را کامل می بیند لذا هیچ انگیزه ای برای بهبود ندارد.

 

-طلبکار بودن

 

افراد خودشیفته خودشان را افرادی خاص و برتر تصور می کنند یعنی اینکه گاهی احساس می کنند باید مطلوب و خواستنی باشند و خواسته هایشان باید به طور اتوماتیک و بدون هر گونه پرسشی اجابت شود. آنها نسبت به چنین رفتاری احساس طلبکارانه و مدعی دارند لذا هنگامی که این امر محقق نشود دچار عصبانیت های بی دلیل و یا خشم و غضب خود پسندانه ای میشوند.برای بیشتر افرادی که متحمل اختلال خودشیفتگی هستند دیگران تنها وسیله ای هستند که به آنها کمک می کنند به اهداف شان برسند.

 

-نادیده گرفتن دیگران

 

برای بیشتر افرادی که متحمل اختلال خودشیفتگی هستند دیگران تنها وسیله ای هستند که به آنها کمک می کنند به اهداف شان برسند و بنابراین طرز تفکر آنها نسبت به سایرین این است که چگونه می توانند برای چیزی که می خواهند از حمایت آنها بهره برداری شخصی کنند. شخصی که به خواسته های این گونه افراد تن درندهد، کسی که موافق این گونه افراد نباشد و یا کسی که آنها را آنگونه که خود می پندارند برتر و خاص نداند، از نظر این افراد وجود خارجی نداشته و به چشم شان نمی آید. به همین دلیل آنها گاهی با مردم بی ادبانه و یا به طور نامناسب رفتار می کنند زیرا از نظرشان دیگران تنها ابزاری هستند که باید مورد استفاده شان قرار دهند.




طبقه بندی: مطالب آموزنده،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ دوشنبه 7 مرداد 1392 ] [ 10:57 ق.ظ ] [ Zahra ] [ نظرات ]
به گفته بعضی از محققان، استرس کوتاه مدت آن طور که تصور می شود، بد نیست. بخشی از رویدادهای مهم زندگی از جمله ازدواج کردن، بچه دار شدن و... می تواند پراسترس و هیجان آور هم باشد. در این مطلب به چند علت فواید داشتن کمی استرس اشاره شده است.

کمی استرس به زندگی هیجان می دهد:هر چند استرس های طولانی مدت در ایجاد بیماری هایی مانند بیماری قلبی، زخم معده، چاقی معده و اختلال حافظه نقش دارد اما باید دانست که در برخی موارد، کمی استرس می تواند باعث احساس خرسندی یا احساس مثبت در ما شود.

به عنوان مثال ازدواج یا پیشرفت شغلی اگر چه همراه با استرس است اما استرس آن منفی نیست زیرا فرد احساس استرس و کمی ترس می کند اما هیجان هم دارد. این نوع استرس به زندگی معنی و امید می بخشد.

کمی استرس فرد را اجتماعی تر می کند:نتایج بررسی های محققان آلمانی در سال ۲۰۱۲ نشان می دهد، افرادی که یا به دلیل سخنرانی یا انجام تست ریاضی دچار استرس می شوند، به طور چشمگیری نسبت به افرادی که تحت موقعیت های استرس زا قرار نگرفته اند، رفتارهای اجتماعی مثبت تری دارند. این افراد اعتماد بیشتری به دیگران می کنند و در جلب اعتماد دیگران نیز موفق ترند.

کمی استرس حافظه را بهبود می دهد:کمی استرس باعث ترشح هورمون های کورتیزول می شود. بررسی های اخیر محققان آمریکایی روی گروهی داوطلب نشان داد، حافظه آن دسته از داوطلبانی که بر اثر استرس میزان تولید کورتیزول در آن ها افزایش یافته بود، نسبت به افرادی که هیچ افزایشی نداشتند، بهبود یافت.

کمی استرس قدرت خلاقیت را تقویت می کند:برای خلاق بودن در هر امری، از جمله نویسندگی، شعرسرایی یا یافتن راهبرد جدید کاری، کمی استرس لازم است زیرا این امر باعث می شود فرد کاملاً روی کار خود متمرکز شود.

کمی استرس فرد را آگاه می سازد:استرس یعنی واکنش هورمونی بدن به خطر؛به عبارت دیگر استرس به ما انرژی فیزیکی و ذهنی می دهد تا بتوانیم با هر نوع وضعیت و شرایطی کنار بیاییم. به عنوان مثال، هنگام رانندگی فرد را نسبت به تهدیدها آگاه تر می کند یا هنگام مصاحبه کاری به فرد جرأت بیشتری می دهد.

کمی استرس سیستم ایمنی بدن را تقویت می کند:طی آزمایشی که روی نمونه های آزمایشگاهی انجام گرفت، مشخص شد هنگامی که موش ها در معرض استرس خفیف قرار می گیرند، در آن ها انواع سلول های ایمنی فعال می شود.

کمی استرس در بهبود سریع تر بیماری ها نقش دارد: نتایج بررسی ها نشان می دهد بیمارانی که بعد از عمل جراحی دچار استرس های کوتاه مدت می شوند نسبت به دیگران سریع تر بهبود می یابند.


منبع : salamatnews.com



طبقه بندی: استرس و اضطراب، مطالب آموزنده، وسواس، سلامت،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ یکشنبه 6 مرداد 1392 ] [ 09:20 ب.ظ ] [ Morteza ] [ نظرات ]
من نمی‌خواهم دروغ بگویم اما بسیاری اوقات در مقابل وسوسه شاخ و برگ دادن به اتفاقات و موضوعات تسلیم می‌شوم. در واقع این كار باعث می‌شود نقش خودم را پررنگ كنم و روی اهمیت خودم مانور بدهم. گاهی هم دروغ می‌گویم تا از یك لحظه ناراحت كننده و یك احساس بد فرار كنم. واقعیت این است كه من تنها نیستم. در واقع اكثریت زنان  خیلی اوقات دروغ می‌گویند و خیلی هم راحت.

دروغ گفتن ژن دارد؟ به ارث می‌رسد؟
كندیس اسپنسر 39ساله كه مادر 2 فرزند است، می‌گوید: «گاهی وقت‌ها فكر می‌كنم دروغگویی در خانواده ما به صورت ارثی به نسل‌های بعد می‌رسد. من اولین‌بار دروغ گفتن را از مادرم یاد گرفتم. آرام‌آرام فهمیدم كه دروغ گفتن ماجراها و اتفاقات را زیبا‌تر از واقعیت می‌كند.» اما آیا باید دروغگویی‌های‌مان را به گردن پدرومادرمان بیندازیم؟ آن كامرون، پروفسور روانپزشكی در دانشگاه بریتیش كلمبیا می‌گوید: «واقعیت این است كه دروغگویی بسیار‌بسیار شایع است و اتفاقی هم نیست كه هرچند روز یك‌بار بیفتد، در واقع هر انسان در طول روز چندبار دروغ می‌گوید.

چنین وضعی صرفا ناشی از یك علت نیست.» دكتر كامرون می‌گوید: «وقتی به بچه‌های‌مان می‌گوییم برای هر هدیه‌ای كه می‌گیرند –حتی آنهایی كه دوست ندارند- تشكر كنند در واقع یك جور دروغگویی را به آنها یاد می‌دهیم یا وقتی دوستی با اضافه وزن زیاد داریم كه از ما می‌پرسد آیا چاق به‌نظر می‌رسد و ما می‌گوییم نه، در واقع این عادت را در او هم ایجاد می‌كنیم.

ادامه در "ادامه مطلب"

ادامه مطلب

طبقه بندی: جنسی و زناشوئی، ارتباط اجتماعی، مطالب آموزنده، بهبود روابط،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ جمعه 4 مرداد 1392 ] [ 09:15 ب.ظ ] [ Morteza ] [ نظرات ]


استرس كودكان شرایط پراسترس

 

شاید فکر کنید بچه‌ها، اضطراب‌های کوچک و گذرایی دارند که آنها را زیاد آزار نمی‌‌دهد. اما باید بگوییم که این فکر از بیخ و بن غلط است

 

. متخصصان دانشگاه ویسكانسین آمریكا متوجه شده‌اند که مغز کودکان مضطرب با همسالان غیرمضطربشان متفاوت است و این تفاوت‌های مغزی روی توان ذهنی و ادراكی آنها تاثیر می‌‌گذارد.

 

كودكان وقتی تحت استرس شدید و مداوم زندگی می‌‌كنند در آزمون‌های حافظه‌ای محیطی، كارآیی ضعیف‌تری دارند. آنها همچنین در انجام تست‌های مربوط به حافظه كوتاه مدت نیز بیشتر دچار مشكل می‌‌شوند. خشونت یا تبعیض در مورد یكی از فرزندان، اختلافات همیشگی اعضای خانواده، فشار برای موفقیت، مشکل در مدرسه و بیماری‌های جسمی‌،‌ می‌‌تواند بچه‌های شما را مضطرب کند. اضطرابی که شاید بروز ندهند اما همیشه با آنهاست و با شب ادراری، رفتارهای پرخاشگرانه، رفتارهای وسواسی، مو کندن و ناخن جویدن، افت درسی و... خود را نشان‌ می‌‌دهد. این کودکان گاهی دچار لکنت زبان‌ می‌‌شوند، کابوس‌ می‌‌بینند و معمولا در ارتباط برقرار کردن با دیگران ناموفق هستند.

 

این مطالعه كه در مجله نوروساینس به چاپ رسیده تأییدی بر یافته‌های قبلی در مورد تأثیرات مخرب استرس در زندگی انسان است. در برخی از مطالعات اخیر نشان داده شده است كودكانی كه در شرایط پراسترس زندگی می‌‌كنند از نظر فرآیندهای سلولی سریع‌تر پیر می‌‌شوند و بنابراین می‌‌توان گفت استرس دوران كودكی عامل كاهش طول عمر است. این یافته حاصل مطالعه روی 61 كودك 9 تا 14 ساله است. متخصصان می‌‌گویند: هر چند این تفاوت‌ها در بافت مغزی جزیی و میكروسكوپی هستند اما می‌‌توانند تاثیرات مهمی‌ روی مهارت‌های ذهنی كودكان برجای بگذارند.

منبع : salamatnews.com




طبقه بندی: ارتباط والدین و فرزندان، مطالب آموزنده، سلامت،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ چهارشنبه 2 مرداد 1392 ] [ 09:01 ب.ظ ] [ Morteza ] [ نظرات ]

چگونه جذابیت ، گیرایی و ماندگاری در قلب های دیگران داشته باشیم؟

همه ما علاقه‌مندیم یادمان در دلهای اطرافیان باقی باشد و این تنها با سلاح خُلق خوش حاصل می‌شود. هنگامی كه به خاطرات پررنگمان با آشنایان مراجعه می‌كنیم افراد مهربان و خوش اخلاق از ماندگارترین شخصیت‌ها در ذهن و رحمان می‌باشند. چنین ماندگاری در قلب‌ها آرزوی همه ماست و این مهم به دست نمی‌آید مگر آن كه از رموز آن آگاه باشیم‌.

یكی از مهمترین رازهای رسیدن به آن جذابیت است و قبل از هر چیز باید بدانیم كه جذابیت چیزی غیر از زیبایی است‌. شخص می‌تواند صورت زیبایی نداشته باشد اما بسیار جذاب باشد و هم چنین می‌تواند بسیار زیبا باشد اما اصلاً جذابیت نداشته باشد. جذابیت و گیرایی یك ویژگی كاملاً اكتسابی است و به راحتی می‌توانیم صاحب آن باشیم‌...

ظاهری آراسته داشته باشید:


تمیز و مرتب باشید، هماهنگی و پاكیزگی شما، ناخودآگاه شما را جذاب می‌كند. بعضی از افراد براساس تصوری اشتباه برای جذاب شدن به زحمت زیادی می‌افتند و خود را به شكل‌های عجیب و غریبی درست می‌كنند. مهمترین مسئله این است كه مرتب و هماهنگ و در عین حال ساده باشید. نامرتب بودن حتی حرفهای قشنگ‌، مثبت و تأثیرگذار شما را ضایع می‌كند. فرزندی كه همیشه پدر و مادر خود را آراسته و با ظاهری مرتب می‌بیند، ظاهر آراسته فرد ناآشنا او را نمی‌فریبد. چون ممكن است جذب ظاهر آراسته كسی شوند كه تأثیر منفی او از اثرات مثبتش به مراتب بیشتر باشد.

بیشتر سكوت كنید:


غالباً افراد به اشتباه برای این كه جذاب‌تر شوند، بیشتر شلوغ می‌كنند و به خطا می‌روند. سكوت‌، یك تأثیر ذهنی و روانی بسیار قوی می‌گذارد. در سكوت‌، فرد پیرامون خود خلاء ایجاد می‌كند و هر خلایی‌، جذب را سبب می‌شود. آنها كه بیشتر صحبت می‌كنند و كمتر می‌شنوند از جذابیت خود می‌كاهند، حال آن كه سكوت و گوش دادن بیشتر به واقع شما را عاقل‌تر و قابل اطمینان‌تر معرفی می‌كند و این زمینه‌ای مساعد برای صمیمیت بیشتر است‌. سكوتی سرشار از اعتماد به نفس سرچشمه صمیمیت است‌.




طبقه بندی: مطالب آموزنده،
برچسب ها: جذابیت، راه های جذاب بودن،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ چهارشنبه 2 مرداد 1392 ] [ 11:05 ق.ظ ] [ Zahra ] [ نظرات ]

 

زنبور دلبسته هیچ گلی نمی شود. از انواع گلها شهد جمع میكند اما دلبسته نمی شود. بسوی گل سرخ و گل همیشه بهار می رود، بسوی گل نیلوفر می رود، از گلی به گل دیگر حركت می كند اما دلبسته و وابسته نمی شود. دومین چیزی كه باید به یاد داشت این است كه اگرچه زنبور از گلهای بسیاری شهد جمع می كند، هیچ گلی را نابود نمی سازد. زنبور بسیار ماهر و ملاحظه گر است. به گلها آسیب نمی رساند. در حقیقت گلها وقتی زنبور به رویشان می نشیند بسیار خوشحال می شوند و به خود می بالند. زنبور هیچگاه تخریب نمی كند. آنچه را كه نیاز دارد جمع آوری می كند اما به روشی استادانه و با چنان مهارتی كه شكل گل كاملا دست نخورده باقی بماند. بگونه ای زندگی كن كه به هیچكس آسیب نرسانی. سازنده، ملاحظه گرانه و هنرمندانه زندگی كن. با حساسیت و ظرافت زندگی كن و هیچگاه دل بسته نشو. از تمام تجارب زندگی لذت ببر. از تمام گلهای زندگی لذت ببر اما روان باش. در هیچ جایی توقف نكن تا به خدا برسی.

 




طبقه بندی: مطالب آموزنده،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ پنجشنبه 13 تیر 1392 ] [ 11:47 ق.ظ ] [ * hedieh * ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 44 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

نظر سنجی
مهمترین آرزوی شما ؟ ( صادقانه و واقع بینانه )






درباره وبلاگ

همانطور که سلامت جسم برای همه ما مهم است, سلامت روان هم مهم است...
پس:
کسانی که سراغ روان شناس می روند بیمار نیستند
و کسانی که روان شناس می شوند دنبال بیمار نیستند
ما فقط کنار هم ایم تا لحظاتی که می پرسیم "چرا ما؟" به همدیگر بهترین زندگی را هدیه دهیم

" امیدواریم وبلاگ روانشناسی سهمی در موفقیت شما توی زندگیتون داشته باشه ، هرچند این موفقیت حاصل اراده شماست و ما فقط واسطه ایم... "
" به امید روزی که همه مردم سرزمین من لبخند به لب داشته باشند... "

" وبلاگ منتخب میهن بلاگ،مجله موفقیت و راه موفقیت "
مطالب برتر و پر بازدید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب