تبلیغات
روانشناسی

روانشناسی
جدیدترین تست های روانشناسی در www.ravanshena30.ir
قالب وبلاگ







تا به حال نشنیده ام که هیچ پدر و مادری بگوید فرزند من دروغ نمی گوید در حقیقت دروغگویی مهارتی است که تمام کودکان آن را می آموزند و برای دروغگویی آنان دلیلی وجود دارد.چه وقت بچه ها دروغ میگویند ؟

 

زیر سه سال دروغ گفتن برای بچه ها معنایی ندارد هر چه که به ذهنشان می رسد و هر چه را که نمی فهمند را به زبان می آورند. بین سه تا چهار سال می آموزند که بزرگترها آنچه را که آنان در مورد آن فکر می کنند را درک نمی کنند و نمی توانند راست و دروغ را تمییز دهند. این بدین معنی است که تخیلات برایشان واقعیت دارد و داستانهای غیر ممکن را تعریف می کنند.

 

وقتی دچار مشکل می شونددیگران را سرزنش می کنند و آنها را مقصر می دانند بدون آنکه قصد آسیب رساندن به کسی را داشته باشند. (فرزندم گربه خود را به خاطر کاری که انجام داده سرزنش می کند. بین آنها یک رابطه دوستی ونفرت وجود دارد) . در این مرحله داستانهای طولانی می گویند و در مورد آن اغراق می کنند و این داستانها چیزهایی هستند که بچه ها دوست دارند واقعیت داشته باشند .

والدین بدون هیچ اظهار نظری می توانند به این داستانها گوش دهند و داستان را بنابر واقعیت تعدیل نمایند.

به عنوان مثال اگر فرزند شما می گوید که می تواند در اتاق پرواز کند می توانید به او چنین جوابی بدهید:

 

دوست داشتی که در اتاق پرواز کنی درست نیست؟ چه کار می کردی اگر می توانستی پرواز کنی؟

اگر فرزند شما به این دلیل دروغ می گوید که می خواهد دچار مشکل نشود و یا با گفتن حرفی که دروغاست می خواهد شما را خوشحال کند هرگز عکس العملی نشان ندهید که بفهمد کار اشتباهی انجام داده به سادگی به آنان بگویید که ما باید همیشه واقعیت را بگوییم و اگر واقعیت را بگویند دچار مشکلنخواهند شد و با گفتن واقعیت والدین خود را خوشحال می کنند و به آنان بیاموزید در سن جوانی واقعیت را بگویند و اگر دروغ بگویند مردم به آنها اعتماد نخواهند کرد .

در شروع سنی که به مدرسه می روند بیش از هر چیزی کودکان خیلی دوست دارند والدین خود راخوشحال کنند و این باعث می شود که فکر کنند اگر حقیقت را بگویند والدین خود را ناراحت می کنند.در ابتدای سن 8 سالگی فرق بین واقعیت و تخیل را درست درک می کنند و تا سن 10 سالگی می تواندحس تشخیص بد و خوب خود را قوی تر کنند. در سن 8 سالگی بچه ها آگاهند که دروغگویی اشتباه است و والدین باید فرزندان خود را طوری تربیت کنند که دروغ نگویند.

 

دلایل بسیاری وجود دارد که بچه ها در این سن دروغ می گویند:

1)وقتی می دانند کار اشتباهی کرده اند برای آنکه تنبیه نشوند دروغ می گویند.

2) برای بدست آوردن چیزی که می خواهند.

3) بچه هایی که نسبت به خانواده و دوستان خود وفا دارند برای آنکه از دیگران دفاع کنند و یا آنان رادچار مشکل نکنند دروغ می گویند.

4) با تحت تأثیر قرار دادن دیگران ، زندگی و تجارب آنها دچار هیجان بیشتری می شود .

5) برای آنکه اعتماد به نفسشان بیشتر شود می خواهند خود را بهتر از آنچه که هستند جلوه دهند.

6) دروغ شنیدن از والدین حتی دروغ مصلحت آمیز روی آنان تآثیر می گذارد.

 

فرزندان رفتار والدین خودرا می آموزد و از آنان تقلید می کنند این طرز فکر" آنچه را که می گویم انجام دهید نه آنچه را کهانجام می دهم " را فراموش کنید چون بچه ها این راه را به راحتی نمی آموزند و چنان رفتار نمی کنند.

 

چگونه تشخیص می دهید که فرزندتان دروغ می گوید؟

این سؤالی نیست که به راحتی بتوان جواب داد به خاطر اینکه بچه ها با یکدیگر فرق دارند. چندین راهنمایی وجود دارد:


1) به چهره آنان نگاه کنید وقتی آنان واقعیت را می گویند آرامش دارند در صورتیکه بسیاری از بچه هاوقتی دروغ می گویند عصبی و ناراحت هستند.

2) ساده بودن گفتار :دروغ تمرین شده و با آب و تاب گفته می شود .

3) منطقی بودن: دروغ به دروغ بیشتری برای پشتیبانی شدن نیاز دارد بنابراین با هم تناقض پیدا می کنندو بی مفهومند .

 

چه وقت باید نگران باشید؟

دروغ گفتن مدام نشان مشکلی اساسی می باشد. اگر کودک احساس کند آنها نمی توانند بر نا امیدی وشکست شان فائق آیند برای پوشش دادن این شرایط دروغ می گویند. ممکن است نیاز داشته باشند برایجلب توجه دیگران و داشتن احساس خوب در مورد خودشان داستان اغراق آمیز بیان کنند. شما به عنوان والدین آنها باید راست و دروغ آنها را تشخیص دهید و بدانید که چقدر آنها دروغ می گویند. اغلب دروغ گفتن دلیلی بر نگران بودن است .

با بررسی شرایط ، چگونه دروغ گفتن را متوقف می کنید؟

1) مهمترین چیز آنست که هرگز فرزند خود را دروغگو ننامید به آنچه که به آنان نسبت بدهید عمل میکنند. بیشتر به جای اینکه از فرزندانتان درمورد متن داستان سؤال کنید از او بخواهید داستان خود رامجدد آغاز کند و وقتی داستان مقبول به نظر نمی رسید آنرا متوقف کنید. به فرزندتان فرصتی دهید تاشرایط خود را اصلاح نماید و قابل قبول نبودن دروغگویی را بررسی کند .

2) دروغگویی را نادیده نگیرید.

3) رفتاری صادقانه داشته باشید کودکان دروغ مصلحت آمیزی را که می گویید تقلید می کنند.

4) به خاطرداشته باشید داستانهای بلند را به حساب دروغگویی نگذارید. بچه ها زیر 6 سال خیالات وتصورات خود را بیان می کنند و به هیچ کسی آزاری نمی رسانند. در مورد داستانهای جالب با فرزندتان صحبت کنید آنها می توانند فرق واقعیت و تخیلات را تمییز دهند. وقتی کار اشتباهی می کنند و شما بدان آگاهید از فرزندتان سؤال نکنید چون او را در شرایطی قرار می دهید که دروغ بگوید.

5) وقتی به فرزندتان گفته اید که با گفتن واقعیت دچار مشکلی نخواهد شد نمی توانید آنها را تنبیه کنید.

6) با آرامش از فرزندتان سؤال کنید هر چه بیشتر آنها را تحریک کنید برای محافظت از خود بیشتر دروغ می گویند. به آنان اطمینان دهید که با آنان برخورد شدیدی نخواهد شد.

7) وقتی فرزندتان به سن جوانی رسید بیاموزید که دروغ به رابطه دوستی و سایر روابط آنها آسیب می رساند. مردم به آنها اعتماد نمی کنند (چوپان دروغگو ) بهترین داستان برای گفتن است .

8) مسئله ای که فرزندتان در مورد آن دروغ می گوید می تواند سر نخی برای شناسایی نوع احساسآنان باشد.

9) در مورد دروغهایی که می گویند تنبیه جداگانه ای داشته باشید و عاقبت دروغگویی و رفتار بد راپیشاپیش برایشان روشن کنید.

10)به یاد داشته باشید دروغ را از فرزندانتان جدا در نظر بگیرید آنان فقط به خاطر رفتارشان تنبیه میشوند .

11) صداقت داشتن را تحسین کنید .

12) وظیفه شماست که به فرزندتان کمک کنید تا دروغگویی را رفته رفته کنار بگذارند.

13)محیطی ایجاد کنید تا فرزندتان تمام احساساتش را براحتی بگوید و بیاد داشته باشید آنها را تحسین کنید و اعتماد به نفس آنان را بالا ببرید.

منبع:برترین ها




طبقه بندی: مطالب آموزنده، ارتباط والدین و فرزندان،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ یکشنبه 1 اردیبهشت 1392 ] [ 08:08 ب.ظ ] [ Morteza ] [ نظرات ]





وقتی جوان‌تر بودم، وقتی اوضاع خوب و آنطور که دوست داشتم پیش نمی‌رفت واقعاً نمی‌توانستم درسی از آن بگیرم. نمی‌توانستم به تصویر بزرگ نگاه کنم و بتوانم از پیشامدهای بدی که برایم اتفاق افتاده درس بگیرم.

اما، هر بار که اوضاع زندگی آنطور که می‌خواهید پیش نمی‌رود، می‌توانید چیزهایی زیادی از آن یاد بگیرید.

یکی از بهترین کارهایی که می‌توانیم بکنیم این است که وقتی اوضاع طبق برنامه‌های ما پیش نمی‌رود، به همه ماجراهایی که اتفاق افتاده خوب فکر کنیم و تا جاییکه می‌تونیم از همه تجربیاتمان درس بگیریم و خودمان را برای موفقیت در آینده آماده کنیم.

10 درسی که باید از شکست بگیریم:

1.
واقعاً چیزی به اسم شکست وجود ندارد. بله، ممکن است اوضاع بد پیش برود یا مطابق برنامه ما پیش نرود اما واقعاً چیزی به اسم شکست وجود ندارد زیرا همیشه یک دلیل خوب برای خوب پیش نرفتن اوضاع و درسی برای آموختن از آن وجود دارد. در طولانی مدت، هر اتفاقی که می‌افتد به صلاح شما خواهد بود.

2.
اگر به دلایلی اشتباه چیزی را می‌خواهید، هیچوقت آنطور که شما دوست دارید انجام نخواهد شد.

3.
می‌توانید از این واقعیت بعنوان یکی از قوی‌ترین انگیزه‌ها برای موفقیت در آینده استفاده کنید که اول کار، اوضاع آنطور که شما دوست دارید پیش نرفته است. اگر تصمیم بگیرید که به همه چیز درست نگاه کنید، اشتیاقتان برخواهد گشت.

4.
همیشه و در همه جا پشتکار، تعهد و تلاش نتیجه می‌دهد.

5.
بعد از اینکه چیزی برخلاف میل شما پیش رفت، اگر تصمیم بگیرید که از آن درس بگیرید و توجهتان را به ارتقاء کاری که می‌خواستید انجام دهید معطوف کنید (به جای اینکه خسته و ناامید شوید)، خواهید دید که عملکردتان به طرز قابل‌ملاحظه‌ای بهتر می‌شود و در کارتان پیشرفت می‌کنید.

6.
بعد از شکست، سه کار خوبی که می‌توانید انجام دهید اینها هستند: (1) دلایل شکستتان را بررسی کنید (2) درس بگیرید (3) اگر چیزی است که واقعا می‌خواهید و فکر می‌کنید باید آن کار را انجام دهید، بلافاصله دوباره تلاش کنید.

7.
امتحان کردن، ریسک کردن و موفق نشدن خیلی بهتر از این است که فقط عقب بنشینید و به این فکر کنید که اگر شکست بخورید چه خواهد شد.

8.
تنها نتیجه بدی که شکست می‌تواند داشته باشد این است که انگیزه دوباره امتحان کردن را از دست بدهید.

9.
هیچ نیازی به خجالت کشیدن نیست زیرا همه آدمها در جایی از زندگی خود شکست می‌خورند. فقط شما نیستید که شکست خورده‌اید.

10. 
خیلی از پیشرفت‌ها در نتیجه یک شکست ایجاد شده‌اند. چیزهایی که دوست دارید را دنبال کنید. چیزی برای از دست دادن ندارید و تازه خیلی چیزهای عالی به دست خواهید آورد.

امروز بهتر از دیروز زندگی کنید.

شما چه درس‌هایی از شکست گرفته‌اید؟ افکار و نظراتتان را برای دیگران بیان کنید






طبقه بندی: موفقیت و آرامش، مطالب آموزنده،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ جمعه 30 فروردین 1392 ] [ 08:02 ب.ظ ] [ Morteza ] [ نظرات ]

تصور کنید حساب بانکی دارید که در ان هر روزصبح 86400 تومان به حساب شما واریز می گردد و شما فقط تا آخر شب

فرصت دارید تا همه پول ها را خرج کنید چون آخر وقت حساب شما خود به خود خالی می شود.


در این صورت شما چه خواهید کرد؟

البته سعی می کنید تا آخرین ریال را خرج کنید !

هر یک از ما یک چنین حساب بانکی داریم ; حساب بانکی زمان !

هر روز صبح در بانک زمان شما 86400 ثانیه واریزو تا پایان شب به پایان می رسد. هیچ برگشتی در کار نیست و هیچ

مقداری از این زمان به فردا اضافه نمی شود.


ارزش یک سال را دانش آموزی که مردود شده می داند.

ارزش یک ماه را مادری که فرزند نارس به دنیا آورده , می داند


ارزش یک هفته را سر دبیر یک هفته نامه میداند.


ارزش یک ساعت را عاشقی که انتظار معشوق را می کشد.


ارزش یک دقیقه را شخصی که از قطار جا مانده.


و ارزش یک ثانیه را آن که از تصادفی مرگبار جان به در برده , می داند.


باور کنید هر لحظه گنج بزرگی است ! گنجتان را آسان از دست ندهید !

به یاد داشته باشید: زمان به خاطر هیچ کس منتظر نمی ماند !

فراموش نکنید:

دیروز به تاریخ پیوست.

فردا معما است.

و امروز هدیه است !




طبقه بندی: مطالب آموزنده،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ چهارشنبه 28 فروردین 1392 ] [ 09:26 ق.ظ ] [ * hedieh * ] [ نظرات ]

بالا بودن میزان سروتونین احساس شادی و رضایت را افزابش داده، اشتها را کاهش می‌دهد و خواب را تقویت می‌کند. پایین بودن میزان این هورمون در بدن با افسردگی در ارتباط است. این اطلاعات درمورد سروتونین است که باعث ساخته شدن بسیاری از داروهای ضدافسردگی شده است.

احساس ناراحتی می‌کنید؟ تحقیقات جدید نشان می‌دهد که اشکال از شما نیست – مغز خانم‌ها بطور متفاوتی سیم‌پیچی شده است.


ادامه در "ادامه مطلب"

ادامه مطلب

طبقه بندی: سلامت، مطالب آموزنده،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ دوشنبه 26 فروردین 1392 ] [ 07:54 ب.ظ ] [ Morteza ] [ نظرات ]



ترس از شکست و عدم قبولی در دانش آموزانی رشد می کند که فکر موفقیت و اول شدن، ذهن آنها را بیش از حد به خود مشغول کرده است.

 

با فرا رسیدن ایام امتحانات، دلهره دانش آموزان هم شروع می شود. آنان در هر سن و سالی که باشند بازهم چون نگرانی های مختلف مربوط به درس خواندن در ذهن شان شکل می گیرد دچار اضطراب و ترس از امتحان می شوند. گروهی از دانش آموزان عصبانی، افسرده، پریشان، ناراحت و مضطرب می شوند و گروهی دیگر، چنان آشفته و نگران می شوند که پاسخ سوالات ساده را هم از یاد می برند.

 

داشتن کمی اضطراب و دلهره در ایام امتـحانات امری طبیعی و معقـول است چرا که مـوجب حرکت و انگیـزه بچه ها برای یادگیری و موفقیت می شود. اما اگر این نگرانی به حدی برسد که تاثیر منفی بر روند آموزش روزانه آنان بگذارد و مانعی برای پیشرفت آنها شود، غیرطبیعی و نامعقول است. علت تشویش بیش از اندازه گروهی از دانش آموزان، عدم استفاده درست آنها از نیروی فکری - ذهنی شان است. آنها می توانند با کمی تلاش، برنامه ریزی و به کارگیری روش های گوناگون کاهش اضطراب موفقیت خود را در امتحان ها تضمین کنند.

ادامه در "ادامه مطلب"

ادامه مطلب

طبقه بندی: وسواس، بهبود روابط، مطالب آموزنده،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ شنبه 24 فروردین 1392 ] [ 07:48 ب.ظ ] [ Morteza ] [ نظرات ]
 

با به کارگیری سی شیوه ساده از هنگام بارداری تا پایان دوسالگی افزون بر رشد جسمانی مناسب، زمینه های افزایش بهره هوشی کودکان را تقویت کنید. از آنجا که پایه ریزی و شکل گیری رشد جسمانی و ذهنی کودکان از هنگام بارداری تا پایان دو سالگی است، به کارگیری این ۳۰ شیوه به طور هماهنگ به رشد همه جانبه و مناسب کودک کمک می کند.

                                                                                                                                                       در هنگام بارداری

۱) تیروئیدتان را آزمایش کنید زیرا کم کاری خفیف تیروئید در خانمهای باردار سبب کاهش معنی داری در هوش کودکان می شود.

۲) کولین مصرف کنید، این ماده مغذی در گوشت، تخم مرغ و حبوبات وجود دارد.

۳) ویتامین هایی را که پزشک در دوران بارداری برای شما تجویز می کند مصرف کنید.

۴) با جنین خود حرف بزنید و او را صدا کنید.

۵) از نوشیدن قهوه و خوردن دارو بدون تجویز پزشک اجتناب کنید.

در شش ماهه نخست پس از تولد به این نکات توجه داشته باشید

۶) فرزندتان را با شیر مادر تغذیه کنید.

۷) در صورت بروز افسردگی بعد از زایمان ، برای درمان آن اقدام کنید.

۸) منابع غنی از آهن مانند گوشت، سبزیجات، تخم مرغ و میوه های تازه مصرف کنید.

۹) در زمان شیردهی خوردن غذاهای حاوی ویتامین۱۲ B مانند مخمر، نان، غذاهای دریایی و تخم مرغ را فراموش نکنید.

۱۰) برای کودکتان موسیقی به ویژه موسیقی سنتی و کلاسیک پخش کنید.

۱۱) کودک را ماساژ دهید ، مطالعات نشان داده اند که ماساژ روزانه کودکان رشد مغزی آنان را به میزان قابل توجهی افزایش می دهد.

از شش ماهگی تا یک سالگی کودک چه کنیم؟

۱۲) با کودکتان به طور مستقیم و چشم در چشم صحبت کنید.

۱۳) معنای لغات را با اشاره ارتباط دهید ؛ به طور مثال هنگامی که نام چیزی را می برید به آن اشاره کنید یا کودک را در مقابل آن نگه دارید.

۱۴) با هدیه های مخصوص کودکان، او را تشویق کنید.

۱۵) اجازه آزادی حرکت به کودکان بدهید، بگذارید که آنها کنجکاوی غریزی شان را همواره به کار برند.

۱۶) تشخیص و فرق گذاری بین اشیا را به کودکتان با پرسش و گفتن جواب درست بیاموزید.

۱۷) کودکان از آموزش اجباری خوششان نمی آید، از آن بپرهیزید.

۱۸) هنگامی که فرزندتان احساس خستگی کرد، آموزش را قطع کنید.

دوران یک تا دو سالگی کودک

۱۹) کودکان را با غذاهای سرشار از آهن تغذیه کنید.

۱۰) به کودکان میان وعده های سالم و مغذی بدهید و از دادن میان وعده های بی فایده مانند پفک و چیپس به کودک خودداری نمایید.

۲۱) برای کودکتان کتاب بخوانید.

۲۲) در حضور او مطالعه کنید.

۲۳) برای او اسباب بازی های کمک آموزشی تهیه کنید.

۲۴) با کودک خود بازی کنید. شرکت در بازی های دسته جمعی ، مهارت های هوش اجتماعی کودک را افزایش می دهد.

۲۵) مطمئن شوید کودکتان خوب استراحت کرده است، خوابیدن دستکم ده ساعت در شبانه روز برای او لازم است.

۲۶) هنگامی که با کودکتان صحبت می کنید صداهای اضافی مانند رادیو و تلویزیون را خاموش کنید و نور را در حد متوسط نگاه دارید.

۲۷) درخواست های تکراری کودک را اجابت کنید. تکرار ارتباط نورون ها را در مغز تقویت می کند بنابراین اگر برای چندمین بار از شما می خواهد کتابی را برایش بخوانید ، بدون اصرار و پافشاری روی خواندن یک داستان دیگر ، آن را برای او بخوانید.

۲۸) وقتی کودک نوپای شما به چیزی اشاره می کند و نامش را می پرسد در جوابش به او اطلاعات بیشتری بدهید. به طور مثال: آن یک توپ است، یک توپ آبی با خط های قرمز.

۲۹) در تربیت کودک انضباط همراه با محبت فراوان داشته باشید.

۳۰) هرگز به کودکتان نگویید «تو چیزی نمی فهمی» زیرا اگر کودک آن را باور کند، حرف شما تحقق خواهد یافت.

منبع : مقاله "سی راه ساده برای افزایش بهره هوشی کودکان   " برگرفته از سایتvista.ir 





طبقه بندی: ارتباط والدین و فرزندان، مطالب آموزنده،
برچسب ها: کودک، هوش، خلاقیت، بهره هوشی، توان ذهنی،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ چهارشنبه 14 فروردین 1392 ] [ 01:21 ب.ظ ] [ Morteza ] [ نظرات ]

 


فرار از فکر مقایسه فرزندم با فرزند دیگری، کار ساده‌ای است. کافی است، به خود بقبولانید که فرزند شما، موجودی مستقل و آزاد است که راه رشد و شیوه زندگی خودش را دارد و خواهد داشت. بعضی‌ها، این اصل را همان روزی که روی صفحه مانتیور سونوگرافی، جنسیت کودک‌شان معلوم می‌شود، می‌پذیرند. این کودک قرار نیست همه خواسته‌های شما را موبه‌مو اجرا کند؛ همان‌طور که شما، خواسته‌های والدین‌تان را موبه‌مو انجام ندادید. فکر می‌کردید، دختردار می‌شوید، اما او پسر است. دل‌تان پسر می‌خواسته، اما او دختر است. او، به نظر شما، هیچ کاری ندارد. اگر هم همان جنسی است که می‌خواستید، از روی بخت و اقبال بوده، نه حرف‌شنوی کودک شما. هیچ فرزندی، به خواست مادر و پدرش، جنسیت‌ا‌ش را تعیین نمی‌کند.

اندر فواید واقع گرایی

بپذیرید که کودک شما قرار نیست همان چیزی باشد که شما در دوران بارداری تصور می‌کردید. این تصورات که سرش مو دارد یا نه، رنگ چشمش روشن است یا نه، چهره‌اش به شما یا خانواده شما رفته یا نه، هرچند برای مادر، شیرین به نظر می‌ر‌سد، ولی از همان ابتدا، سنگ‌های زیربنایی رابطه والدین با فرزند را کج می‌چیند.

اگر واقعیت فرزند شما، مطابق با تصورات‌تان بوده باشد که باز به این توقعات خود ادامه می‌دهید و اگر آن‌طوری که تصور می‌کردید، نباشد، توی ذوق‌تان می‌خورد. بنابراین سعی کنید از هرگونه خیال‌بافی درباره چهره و ویژگی‌های ظاهری فرزندتان دوری کنید. به این متمرکز شوید که او، یک انسان است و باید به او احترام گذاشته شود؛ به هر شکل و قیافه‌ای که باشد. از آن طرف هم مغرور شدن به داشتن کودک زیبا، شاید دل‌چسب باشد، اما در آینده، می‌تواند برای همان کودک، زیان‌بار باشد؛ زمانی که به‌خاطر زیبایی چهره‌اش، به خود، مغرور و زیبایی، معیار اصلی در زندگی‌اش می‌شود.

روند رشد همه، یکی نیست

یادتان باشد که قرار نیست فرزند شما، به‌طور دقیق و سر وقت معینی، گردنش را بالا بگیرد یا میل به نشستن را از خودش نشان دهد. شاید او ترجیح دهد چند هفته‌ای دیرتر بایستد یا راه برود. این‌که شما، تقویم به دست، آمار همه بچه‌های اطرافیان را داشته باشید، بیش‌تر از همه، خود شما را خسته و رنجور می‌کند. به جای این مقایسه‌های ناچیز، به فرآیند رشد کودک، آگاه باشید و به اصل دوم ایمان بیاورید. اصل دوم می‌گوید که رشد کودکان، هرچند از یک نمودار تبعیت می‌کند، اما به این معنی نیست که همه بچه‌ها، درست مانند همدیگر، رشد می‌کنند و نسبت به محیط واکنش نشان می‌دهند.

اگر می‌خواهید از شر افکار مقایسه‌ای خلاص شوید، بهتر است یک دم‌نوش گیاهی برای خود درست کنید؛ وقتی فرزند خود را به پدرش سپرده‌اید تا او را برای هواخوری، به بیرون از خانه ببرد. یک قلم و کاغذ جلوی‌تان بگذارید و لیستی از بهترین‌های فرزندتان را تهیه کنید. سعی کنید ذهن را از مقایسه با دیگری دور کنید. فقط به نکات مثبت او فکر کنید؛ این‌که چه‌قدر زیبا لبخند می‌زند، موقع بازی، چه‌قدر هیجان‌زده می‌شود، فلان روز، در میهمانی، چه‌قدر آرام بود تا شما به میهمان‌ها برسید، اگرچه برای راه افتادنش، استرس زیادی داشتید، اما به حرف افتادنش، خیلی شیرین بود، هرچند بدغذایی می‌کند و لاغرتر از آن حدی است که باید باشد، ولی پرانرژی و بانشاط است و...

به کودک خود، اعتمادبه‌نفس بدهید زیرا بزرگ‌ترین سرمایه‌ای که یک مادر می‌تواند به فرزندش بدهد، ایجاد حس اعتمادبه‌نفس است. اگر مادری، فرزندش را باور نکند، چگونه او، خودش را باور کند. فرزند خود و روند رشدش را باور کنید. او، راه خودش را دارد، مانند هر انسان دیگری. مقایسه او با دیگر کودکان، بر سر این‌که زودتر به حرف افتاده‌اند یا شیرین‌تر با بزرگ‌ترها ارتباط برقرار می‌کنند و فرزند شما، چنین نیست، او را به‌مرور، از خودش مأیوس می‌کند.

مبنای ذهنی‌تان را این بگذارید که فرزند شما، بهترین فرزندی است که می‌توانستید داشته باشید. دقت کنید؛ نمی‌گویم بهترین فرزند دنیا، که اگر چنین تصور کنید، یعنی فرزندتان را در مقام مقایسه با سایر کودکان، بهترین می‌دانید که این نوع نگرش، به‌مرور، می‌تواند برای شما، آفت شود.

کودک‌تان، برای شما، بهترین است

کودک خود را تبلیغ نکنید. او را آن‌چنان تصویرسازی نکنید که بعدها، اگر طور دیگری رفتار کرد، توی ذوق خود شما بخورد. بگذارید سیر طبیعی زندگی‌اش را داشته باشد. فرزند خود را ملاک دیگران نکنید. اگر تمام معیارهای رشد فیزیکی و عاطفی فرزند شما، دقیق و به‌موقع بوده است، خب خدا را شکر، اما نیازی نیست از او، قهرمان اسطوره‌ای بسازید. بی‌شمارند کودکانی که درست براساس جدول‌های رشد طبیبان بزرگ می‌شوند.

اگر فرزند خود را به بُت زندگی‌تان تبدیل کنید، ممکن است او، براساس طبیعت کودکانه‌اش، رفتاری نشان دهد که برای شما، آزاردهنده باشد و به‌مرور، شما، از او دور شوید؛ چون توقعات شما را برآورده نمی‌کند. شما، کودک‌تان را بهترین معرفی کرده‌اید، اما او، به‌یک‌باره، مثلا در یک میهمانی، در مقابل دیدگان همه اقوام و دوستان، از خودش رفتاری نشان می‌دهد که نظر همگان را نسبت به خودش تغییر می‌دهد.

یادتان باشد که کودک شما، راه طولانی در پیش دارد. اگر از همین روزهای اول و سال‌های نخست زندگی‌اش، دید خود را نسبت به او تغییر ندهید، در نوجوانی و بزرگسالی‌اش، دچار مشکلات جدی‌تر می‌شوید. اگر او را شخصیت مستقل و آزاد نپندارید، چگونه می‌خواهید او را در انتخاب رشته تحصیلی و محل زندگی آزاد بگذارید. اگر در کودکی‌اش، می‌خواهید آن باشد که شما دوست دارید، چگونه در نوجوانی بتواند علایق و استعدادهایش را شناسایی کند. اگر ذهن شما، براساس مقایسه فرزندان‌تان با دیگران باشد، چگونه او، خودش باشد. پس، بهتر است تا دیر نشده، ذهن‌تان را خالی کنید و بگذارید کودک‌تان، سیر زندگی خودش را داشته باشد و شما، به‌عنوان پدر و مادر، فقط مراقب او باشید و از دیدن رشد او، لذت ببرید.

نکته

مقایسه کردن ، زمینه‌ساز دروغ گویی کودکان

انتطار و توقع بیش از حد از کودکان و مقایسه آنها با دوستان و همسالان در زمینه‌های گوناگون، یکی از علت‌های دروغ‌گویی محسوب می‌شود و والدینی که انتظارات بیش از حد توان و استعداد کودکان داشته باشند و آنان را زیر فشار قرار دهند، کودکان را به دروغگویی وامی‌دارند. والدین باید توجه داشته باشند که مقایسه کردن بچه‌ها، در هر سنی، کار غلطی است که سبب خودکم‌بینی کودک شده و سرخوردگی ایجاد می‌کند و این باعث می‌شود کودک، برای فرار از مقایسه شدن، در حقیقت، از والدینش فرار کند و این یعنی خطر! پس، باید به یاد داشته باشید که هرگز، بچه‌ها را با هم مقایسه نکنید.

در نظر داشته باشید که انسان‌ها، متفاوت از هم آفریده شده‌اند و توانایی‌ها و خصوصیات‌شان نیز متفاوت آفریده شده است. بنابراین مقایسه، امری دور از منطق است. هر کسی، در زمینه خاصی، توانایی و استعداد دارد و نمی‌توان انتظار داشت که دو نفر، مثل هم باشند. والدین باید اجازه دهند کودکان، خودشان باشند. کار والدین این است که شرایطی را فراهم کنند که استعدادهای خدادادی کودکان، شکوفا شود و پرورش یابد


منبع : :bartarinha.ir




طبقه بندی: ارتباط والدین و فرزندان، مطالب آموزنده،
برچسب ها: کودک، مقایسه، دروغ گویی،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ سه شنبه 13 فروردین 1392 ] [ 01:17 ب.ظ ] [ Morteza ] [ نظرات ]

مطمئناً تا به حال این تجربه را داشته اید كه در كلاس درس و یا یك جلسه و سمینار حوصله تان سر رفته باشد، آن وقت با خودكاری كه در دست دارید بر روی كاغذ مقابلتان بی هدف نقاشی هایی را می كشید. ممكن است این خطوط درهم و مبهم، در نگاه اول چیز جالبی برای گفتن نداشته باشند ولی به اعتقاد بسیاری از روان شناسان این نوع نقاشی های ناخودآگاه نمایانگر درون و افكار ما هستند كه به دور از محدودیت های ذهن آگاهمان پدید می آیند و اسرار ناگفته ای از شخصیت ما را به تصویر می كشند ؛ آرزوها ، امیال ، ترس ها و رؤیاهای نهفته ای كه هیچ گاه نتوانسته ایم آنها را بر زبان بیاوریم.


بنا به گفته بسیاری از خط شناسان و روان شناسان، افراد در موقعیت های متفاوتی این نقاشی ها را می كِشند، به عنوان مثال وقتی با تلفن صحبت می كنند، یا به سخنرانی گوش می دهند و یا یادداشت بر می دارند و در هنگام كشیدن چنین نقاشی هایی به چیز دیگری می اندیشند و ابداً متوجه حركت قلم بر روی كاغذ نیستند.

روان شناسان تجزیه و تحلیل های زیادی را بر روی این نقاشی ها انجام داده اند و معتقدند كه همانند دست خط ها، این خطوط درهم و مبهم نیز از الگوی خاص و منحصر به فردی برخوردارند. ولی باید گفت كه روان شناسیِ نقاشی های ناخودآگاه به اندازه ی دست خط افراد دارای قطعیت و اطمینان نیست و به عوامل بسیاری بستگی دارد كه به اعتقاد اسپنسر، خط شناس معروف، همین امر سبب می شود تا ارزیابی صحیح آنها دشوارتر گردد. عواملی نظیر : شرایط محیط ، روحیات خود فرد ، شخصیت و میزان هوشیاری او در هنگام كشیدن این نقاشی ها.

اسپنسر می نویسد: "اگرچه اثبات درستی و صحت نقاشی های ناخودآگاه، سخت و دشوار است، لیكن این نقاشی های مبهم نمای جالب و ارزشمندی از افكار و شخصیت افراد را به دست می دهد".
پیشنهاد می كنیم اگر این بار شما نیز چنین نقاشی هایی را كشیدید، آنها را دور نیندازید. می توانید نقاشی هایتان را با نمونه های زیر مقایسه كنید و ببینید چه خصوصیات و روحیاتی دارید.

ادامه در "ادامه مطلب"


ادامه مطلب

طبقه بندی: تست های روانشناسی، مطالب آموزنده،
برچسب ها: نقاشی، شخصیت، افکار،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ دوشنبه 12 فروردین 1392 ] [ 12:48 ب.ظ ] [ Morteza ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 44 :: ... 3 4 5 6 7 8 9 ...

نظر سنجی
مهمترین آرزوی شما ؟ ( صادقانه و واقع بینانه )






درباره وبلاگ

همانطور که سلامت جسم برای همه ما مهم است, سلامت روان هم مهم است...
پس:
کسانی که سراغ روان شناس می روند بیمار نیستند
و کسانی که روان شناس می شوند دنبال بیمار نیستند
ما فقط کنار هم ایم تا لحظاتی که می پرسیم "چرا ما؟" به همدیگر بهترین زندگی را هدیه دهیم

" امیدواریم وبلاگ روانشناسی سهمی در موفقیت شما توی زندگیتون داشته باشه ، هرچند این موفقیت حاصل اراده شماست و ما فقط واسطه ایم... "
" به امید روزی که همه مردم سرزمین من لبخند به لب داشته باشند... "

" وبلاگ منتخب میهن بلاگ،مجله موفقیت و راه موفقیت "
مطالب برتر و پر بازدید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب