تبلیغات
روانشناسی

روانشناسی
جدیدترین تست های روانشناسی در www.ravanshena30.ir
قالب وبلاگ

در خواستگاری آب نشوید!

خواستگاری

حرفهایی که در جلسه خواستگاری بین طرفین ازدواج رد و بدل می شود، از مهم ترین حرفهایی هستند که یک انسان در طول زندگی اش می زند. یک راه خوب برای تبدیل کردن این صحبت ها به خاطراتی شیرین و خوشبختی آفرین رعایت رسم دوراندیشی است.

گاهی پیش می آید به خاطر معرف ومسائلی از این قبیل خجالت می کشیم و سوالات مان را از خواستگار نمی پرسیم. پازل ذهنی مان را در مورد خواستگار با آنچه دستگیرمان شده است، پر می کنیم و این خطرناک ترین کاری است که آینده زندگی ما را تهدید می کند.

هر مسئله ای که به همسر آینده شما مربوط می شود و بر زندگی او و در نتیجه زندگی مشترک شما تأثیر می گذارد، باید در جلسه خواستگاری مطرح شود

اگر بخواهید اتفاقات آن روز را از لحاظ ماندگاری با هم مقایسه کنید خواهید دید حرفهایی که در خلوت چند ساعته گفتگو بین شما و همسرتان مطرح شده اند، نسبت به باقی قضایا (مثل لباس و نگاه و غیره) اثری با دوام تر بر زندگی شما داشته اند، چرا که شما هنوز هم  قسمتی از شادیهای زندگی تان را سهم پرسش های آن روز می دانید.

به دلیل همین اهمیت و تأثیر گذاری است که حالا به فرزندان دم بخت تان توصیه می کنید که با دور اندیشی کامل وارد گفت و گو های جلسه خواستگاری شان بشوند و چیزهایی را بگویند که فردای روزگار به کار زندگی شان بیاید نه اینکه آفتی شود بر پیکره رابطه شان.
چه حرفی بزنیم؟

بخشی از دوراندیشی در جلسه خواستگاری مربوط به گفتن چیزهایی می شود، که اگر به هر دلیلی در این زمان گفته نشوند، بالأخره روزی توسط خود ما و یا شخص سومی فاش خواهد شد.

بدیهی است که در این موقعیت قانع کردن همسر نسبت به ادله و مصلحت اندیشی های آن موقع دشوار تر از قبل بوده و شاید مستلزم تلاشی مادام العمر باشد.

پس به طور کلی هر مسئله ای که به نحوی به همسر آینده شما مربوط است و بر زندگی او و در نتیجه زندگی مشترک شما تأثیر می گذارد، باید در جلسه خواستگاری مطرح نمایید.

این مسائل گذشته از علایق، انتظارات و خواسته ها می توانند شامل سابقه یک بیماری مزمن، ازدواج ناموفقی که قبلاً داشته اید، وضعیت مالی، شغلی و مسکن تان، مسائل خانوادگی تان که زندگی مشترک آینده شما را تحت تأثیر قرار خواهند داد و .. باشد.

«ناصر 31 ساله است. دیپلم دارد و شاغل است. خوش قد و بالا و ورزشکار هم است. دو سال و اندی پیش همراه با پدر و مادر و خواهر و برادر به خواستگاری پروانه که آشنایی قبلی با آنها نداشت رفت. بعد از آمد و شدهای معارفه نوبت حرف زدن دختر و پسر رسید.

در این چند ساعت ناصر خیلی حرفها راجع به خودش زد، پروانه هم همینطور... بالأخره ازدواج سر گرفت و از آن روز همه چیز خوب بود و هر دو از زندگی شان راضی بودند. تا اینکه یک ماه پیش یکی از دوستان ده، دوازده سال پیش ناصر به خاطر قرض کردن پول پرسان پرسان خانه او را پیدا کرد و زنگ آنها را به صدا درآورد. با دیدن سر و وضع ژولیده مرد که اعتیاد از آن مشخص بود، پروانه خشکش زد.

نمی توانست رابطه بین آن مرد معتاد و آقا ناصر ورزشکارش را هضم کند. وقتی ناصر به خانه آمد به ناچار زبان باز کرد و گفت که در اوایل جوانی مدتی گرفتار اعتیاد شده بود و این مرد مربوط به دوستیهای تمام شده آن سالهاست.

پروانه با اینکه می دانست ناصر همان طور که می گوید سالهاست به سمت مواد و دوستان آن دوران نرفته و به همین دلیل ظاهراً عذرخواهی او را پذیرفت، اما نتوانست از او نپرسد که چرا همان جلسه خواستگاری این مطلب را به او نگفت.

سوالی که ناصر در برابر آن چند پاسخ گنگ بیشتر نداشت: «گفتنش برام آسون نبود، نمی خواستم از دستت بدم، فکر نمی کردم به اینجا بکشه و ... ». از آن روز به بعد پروانه آدم سابق نبود و در هر فرصتی به شوخی و جدی از بی کم و کاست بودن چیزهایی که شوهرش به او می گوید، می پرسد، انگار به دنبال نگفته های دیگر ناصر در جلسه خواستگاری می گردد».
مسائلی که در گذشته پرونده اش بسته شده است

حالت دیگری از رسم دوراندیشی در جلسه خواستگاری، به حرفهایی مربوط می شود که بیان نکردنشان به نفع زندگی آتی شما خواهد بود. این ها مسائلی هستند که در همان گذشته حل و تمام شده اند و دیگر تأثیری در زندگی مشترک شما نخواهند داشت.

به فرزندان دم بخت تان توصیه می کنید که با دور اندیشی کامل وارد گفت و گو های جلسه خواستگاری شان بشوند و چیزهایی را بگویند که فردای روزگار به کار زندگی شان بیاید نه اینکه آفتی شود بر پیکره رابطه شان

بنابراین به زبان آوردن آنها حتی اگر در وضعیت صداقت صد در صد باشد، تنها به حساسیت و بدبینی آتی همسر نسبت به شما خواهد انجامید. لغزشها، اشتباهات و گناهانی که در طی سالهای گذشته انجام داده اید وتوفیق جبران و حل و فصل کامل آن را داشته اید، به زندگی مشترک شما ارتباطی پیدا نخواهند کرد.

روابط عاطفی بی سرانجام و یا یک طرفه ای که در گذشته داشته اید، نام بردن از خواستگاران قبلی خود و یا کسانی که به خواستگاری آنها رفته و مایل به ازدواج با آنها بوده اید از جمله این موارد هستند.

«شب خوبی بود. نرگس و حمید در خلوت مشغول صحبت با هم بودند و خانواده هایشان در پذیرایی منتظر تمام شدن مذاکرات آنها. آن دو از هر دری گفتند و شنیدند و طبق قرارشان برای صادق بودن متقابل چیزهای زیادی را با هم در میان گذاشتند. یکی از این حرفها صحبت نرگس درباره رابطه عاطفی تمام شده با یک جوان هم سن و سال خود در طی سالهای دبیرستان بود.

قصدش اثبات صداقتش به حمید و جلب اعتماد او بود،اما نتیجه بلندمدت آن بر عکس شد. با این که ازدواج کردند و حالا یک پسر پنج ساله دارند و ظاهراً از زندگی شان راضی هم هستند، اما آن رابطه خام نوجوانی نرگس هنوز در ذهن حمید وول می خورد. این را از سخت گیری های گاه و بیگاه و بی دلیل او نسبت به نرگس می توان فهمید».

به طور کلی، اگر قصد برگزاری یک جلسه خواستگاری را دارید، از همین حالا حرفهایی که می خواهید با طرف مقابل تان بزنید، آماده کنید و تأثیر آنها بر آینده مشترک تان را بسنجید.




طبقه بندی: روابط دختر و پسر،
برچسب ها: خواستگاری، روش های خواستگاری، آداب خواستگاری،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ دوشنبه 16 شهریور 1394 ] [ 01:34 ب.ظ ] [ Amir Ahmadian ] [ نظرات ]


1-یك مرد خیلی خیلی خوب ومثبت بودن!

 

ایا تا به حال به این نكته پی برده اید كه زنان جذاب ودوست داشتنی هرگز جذب مردان  بسیار مثبت نمی شوند ؟! پس باید به خاطر داشت كه بسیار مثبت بودن دلیل جذب زنان نخواهد شد بلكه شاید موجب بی میل شدن انها نیز خواهد شد البته پذیرش این واقعیت بسیار سخت به نظر می رسد .



 

2-سعی كنید او را متقاعد سازید !

 

این اشتباهی است كه خیلی از مردان در زمان اشنایی با زنان از خود بروز می دهند یعنی سعی می كند زنان را در اموری كه در ان هیچ علاقه ای ندارند متقاعد سازند تا ان را پذیرفته ویا حتی ان را انجام دهد .درواقع خیلی از مردان در این اشتباه بزرگ تلاش می كنند كه زنان مورد علاقه شان متفاوت باشند ومتفاوت از خود اصلی شان فكر كنند كه این اشتباه است .

 

3-به دنبال جلب نظر زنان بودن !

 

اكثر مردان برای جلب نظر زنان به اشتباه دست به انجام هر اقدامی جهت براورده ساختن مطلوب زنان ویا نظر مساعد ان ها می زنند . اما این نظریه وحشتناك ونادرست است .هیچ گاه سعی نكنید كه به دنبال كسب اجازه از زن مورد علاقه تان باشید.

 

4-سعی در جور دیگر نشان دادن خود !

 

این هم از ان اشتباهات مسخره است بسیاری از مردان از ترس انكه تصور نادرستی از انها در ذهن زنان مورد نظرشان ایجاد نشود . سعی می كنند كه خود را ما ورای ان چیزی كه هستنند وحتی دارند نشان دهند. به عنوان مثال چیز های گزانبهایی برای زن مورد نظر خود می خرند كه به سختی در تهیه ان موفق شده اند .

 

5-خیلی زود احساسات را با زنان در میان گذاشتن !

 

این اشتباه بزرگی است یعنی زیاد احساساتی نشوید بدانید كه در این میان این زنان هستند كه همواره با تجربه تر از مردان ظاهر می شوند پس همیشه در بیان نوع احساس خود به زنان وجوی كه اخیرا در خصوص اشنایی تان با انها به ان وارد شده اید ارامش داشته باشید . هیچ گاه در بیان احساسات خود عجله به خرج ندهید .

 

6- عدم درك صحیح مكانیسم جذب زنان !!!

 

زنان با مردان از جهاتی متفاوت هستند واین در زمان بحث " جذابیت " بسیار جلوه می كند . هنگامی كه مردی زن زیبا وجوان را می بیند حس جذابیت در وی تبلور می كند.اماایا این حالت برای زنان هم همین گونه روی می دهد ؟! زنان بیش از ان كه به ظاهر توجه كنند به كیفیت های درونی توجه دارند .

 

7- این گونه فكر كنیم كه پول وظاهر مهم است البته برای مرد !!!

 

یكی از اشتباهات مردان در انتخاب همسر ان است كه بیش از اغاز هر رابطه ای به فكر خاتمه ان می افتند. زیرا بر این باور نادرست هستند كه زنان به خصوص زنان جذاب وزیبا دوست داشتنی به پول وظاهر زیبای مردان علاقه دارند. ونه چیز دیگر یا این كه این موارد از اولویت های انتخاب انها محسوب می شود البته زنانی از این دست پیدا می شوند اما غالب انها چنین فكر نمی كنند .

 

8- از دست دادن قدرت مردانگی!

 

این هم بسیار خنده دار است كه هر مرد باید خصوصیات مردانه خود را بواسطه ی اشنایی با یك دختر وجلب نظرش رها كند تا به خیال خودش ان زن بیشتر شیفته ی او بشود این در حالی است كه زنان بیش از هر كسی به خصوصیات مردانه مردان علاقه دارند .

 

9- بیكار نشستن در لحظات بر قراری احساسات عاشقانه !!!

 

این بلایی است كه بر سر بسیاری از مردان می اید انها به تصور ان كه همه چیز بواسطه ی تجربه ذاتی زنان به جلو پیش خواهد رفت به هنگام درگیر شدن در یك حس عاشقانه زیبا با زن مورد نظرشان قدرت خود را از دست داده وبیكار می نشینند حال ان كه خبر ندارند این زنان هستند كه همیشه منتظر بروز احساسات از سوی مردان هستند.

 

10-اعلام عدم نیاز به كمك !!

 

این كه مردی نخواهد از كسی در زمان اشنایی با همسر مورد علاقه اش وخصوص خود وی كمك بگیرد.

بزرگترین اشتباه مهلك است . این اشتباه زمانی خود را نشان خواهد داد كه شاید بواسطه ی همین لغزش كوچك او را برای همیشه از دست بدهد البته این كه مردان افرادی غالبا خود مختار هستند امری عادی است اما در روابط عاشقانه موضوع كاملا فرق می كند!!




طبقه بندی: روابط دختر و پسر، جنسی و زناشوئی،
برچسب ها: اشتباهات بزرگ مردان در رابطه، اشتباهات بزرگ مردان با خانم ها، جلب توجه خانم ها، اشتباه در جلب توجه خانم ها، جلب توجه دختر ها، رفتارهای غلط مردان در رابطه، اشتباب پسران در رابطه با دخترها،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ یکشنبه 7 دی 1393 ] [ 05:48 ب.ظ ] [ Amir Ahmadian ] [ نظرات ]
10 عامل تنفر زن‌ها از مردها

چیزهایی که زن‌ها در مورد مردها بدشان می‌آید ترکیبی از ویژگی‌های کوچک و بزرگ است. در اینجا به ۱۰ مورد از آزاردهنده‌ترین این ویژگی‌ها اشاره می‌کنیم:

۱- قسم دروغ
بااینکه بیشتر خانم‌ها از قسم خوردن آقایان وقتی خودشان ناراحتند بدشان نمی‌آید اما از مردهایی که فکر می‌کنند قسم خوردن تنها راهی است که حرفشان را باور کنند متنفرند.

 

2- سلطه‌گری
بیشتر خانم‌ها مردی می‌خواهند که از آنها محافظت کند و به آنها احساس امنیت دهد اما به دنبال دیکتاتوری که به آنها دستور دهد چه بکنند و کجا بروند و با کی حرف بزنند و یا چه بپوشند نیستند. زنان از مردانی که قصد کنترل دارند می‌ترسند و از آنها فرار می‌کنند.

 

۳- متعهد نشدن
خیلی مهم است که مردها درک کنند که وقتی همه چیز جدی می‌شود، زن‌ها توقع دارند که شما دو نفر خودتان را محدود به همدیگر کنید. زن‌ها از اینکه بازیچه کسی قرار بگیرند و با کسی بمانند که از متعهد شدن می‌ترسد متنفر هستند.

 

۴- رمانتیک نبودن
زن‌ها عشق واقعی همراه با حس ارتباط عاطفی به مردشان را می‌خواهند. اگر طرفتان احساس کند که فقط بخاطر رابطه‌جنسی سراغ او می‌آیید خیلی زود از شما دور شده و حتی اجازه دست زدن به خود را هم به شما نخواهد داد.

 

۵- نرسیدن به خود
بااینکه ظاهر همه چیز نیست اما زن جذب مردانی که به خود نمی‌رسند، موهایشان ژولیده است، بوی عرق می‌دهند، ناخن‌هایشان بلند شده، دهانشان بو می‌دهد و لباس‌های چروک می‌پوشند نمی‌شوند. علاوه بر این، متناسب نگه نداشتن اندامتان به خانم‌ها نشان می‌دهد که احترامی برای خودتان قائل نیستید و هیچ انگیزه و نظمی در زندگی ندارید.



ادامه مطلب

طبقه بندی: جنسی و زناشوئی، روابط دختر و پسر، بهبود روابط،
برچسب ها: مردهای رقت انگیز، خصوصیت مردان جذاب، مردان دوست داشتنی، مردهایی که به دل زنان می نشینند، راه های جلوگیری از زده شدن زن، چگونه در دل زنان نفوذ کنیم، تنفر از مردها،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ دوشنبه 1 دی 1393 ] [ 05:19 ب.ظ ] [ Amir Ahmadian ] [ نظرات ]
آنچه که زنان آرزو دارند مردان درباره آنها بدانند


از نظر زنان نوع لباس پوشیدن مردان در هنگام برقراری روابط جنسی تاثیر زیادی برروی آنها خواهد داشت طوری که باید تی شرتها و شلوارهای شیک و زیبایی بپوشید و از پوشیدن لباس های گشاد و زشت خودداری کنید.

این سوال که زنان از مردان چه می خواهند حداقل یکبار در ذهن هر مردی نقش می بندد. در این مقاله از تعدادی زنان سوالات مشترکی را پرسیده ایم . این که مردان درباره ی آنها چه چیزهایی را نمی دانند و اینکه چه چیزی این روزها باعث نگرانی آنها شده است. مردان باید به دنبال جواب این سوالات باشند و درباره ی روحیات درونی زنان اطلاعات کافی داشته باشند تا بتوانند آنها را بهتر بشناسند و مهارت های خود را در زندگی مشترک افزایش دهند.

 

1 – این اشتباه است که مردان بخواهند منتظر بمانند تا یک روزی یک زن به آنها ابراز علاقه کند
خانم ماری 38 ساله مقیم ایالت واشنگتن می گوید: مردان و زنان در چگونگی برقراری ارتباط کاملا با یکدیگر متفاوتند . زنان در چگونگی برقراری ارتباط و تماس های تلفنی نمی توانند زمان زیادی را منتظر بمانند تا طرف مقابل با آنها تماس بگیرد. اگرتماس های تلفنی از طرف مردان کم باشد باعث می شود تا جذابیت خود را پیش زنان از دست بدهند. اینکه مردان در زمان برقراری ارتباط چه به صورت تلفنی و چه به صورت حضوری چه رفتاری داشته باشند برای زنان بسیار مهم است.

 

2 – زنان به راحتی به کسی اعتماد نمی کنند
خانم مارسی 29 ساله متولد لس آنجلس می گوید: زنان خیلی راحت در کوچه و خیابان با مردم به صحبت می نشینند و خیلی راحت می توانند با یک لبخند به دیگران خود را نزدیک کنند ولی این به این معنا نیست که به راحتی به کسی اعتماد کنند بلکه فقط مهارت زیادی در برقراری ارتباطات لحظه ای دارند.اما مردان در این مورد بسیار ملاحظه کار هستند و حتی برای یک لحظه هم به سختی می توانند باغریبه ها ارتباط برقرار کنند. مردها نباید مدتی را به چشمان یک زن خیره بمانند و بعد ابراز علاقه کنند بلکه بهتر است از قبل دختری را زیر نظر داشته باشند. ولی در زمان یرقراری ارتباط طوری رفتار کنند که انگار همه چیزکاملا اتفاقی است.

ادامه مطلب

طبقه بندی: جنسی و زناشوئی، روابط دختر و پسر،
برچسب ها: نا گفته های زنان، رازهای زنان، راز های ارتباط با خانم ها، روش ارتباط عمیق با خانم ها، چگونه به دل خانمی بنشینم، نحوه نفوذ در ذهن خانم ها،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ یکشنبه 23 آذر 1393 ] [ 05:09 ب.ظ ] [ Amir Ahmadian ] [ نظرات ]
What To Do When You Can't Forget The Affair

 جانل موافق است که به همسرش فرصت دوباره ای دهد تا خیانتی که چند ماه پیش در حق او کرده است را فراموش کند. آنها هر کاری که مشاور ازدواجشان به آنها گفته بود انجام دادند تا بتوانند اعتمادشان را دوباره پایه ریزی کنند و حتی چند نمونه پیشرفت نیز در رابطه شان دیدند. همسر جانل سخت تلاش می کند تا اعتماد ویران شده جانل را دوباره به وی بازگرداند و لحظاتی وجود دارد که زمانیکه جانل می تواند به یاد آورد ازدواجشان چه احساسی در او بر می انگیخته است.
اما بسیاری ، بسیاری لحظات وجود دارد که جانل حس میکند که به هیچ وجه قادر نیست خیانت را فراموش کند. تصاویری از همسرش در حال بوسیدن معشوقه اش و حتی عشق ورزیدن به او را تصور می کند و اینها بدترین لحظاتی است که جانل تجربه می کند. اخیرا ، زمانیکه جانل و همسرش عاشقانه یکدیگر را در بر می گیرند او ناگهان از آغوش همسرش بیرون می آید چرا که نمی تواند تصورات ناخوشایند را از ذهنش پاک کند.  او تنها نمی تواند خیانت را فراموش کند و نمی داند که آیا هرگز قادر به این کار هست یانه!



هیچ شکی در این مورد وجود ندارد. خیانت تمام زندگی و اعتماد او را ویران کرده است.حتی بعد از اینکه این خیانت پایان پذیرفت ، خاطرات باقیمانده از اینکه چه اتفاقی می افتد زمانیکه فردی سطوح اعتمادش بشکند و باعث بوجود آمدن مشکلات عدیده ای برای طرفین شود.



اگر شما هم در حال تلاش برای بازسازی اعتماد از دست رفته تان هستید ممکن است احساسی مانند احساس جانل داشته باشید.به نظر می رسد که شاید هیچگاه نتوانید احساسی که خیانت در شما بوجود آورده است را به دست فراموشی بسپارید.حتی شاید هیچوقت نتوانید این واقعیت را فراموش کنید که همسرتان روزی به شما خیانت کرده است. آن اتفاق افتاده و شما نمی توانید گذشته را دستکاری کنید.

سعی کردن به تظاهر به اینکه همسرشما هیچ کار خطایی انجام نداده و به شما خیانت نکرده است و چیزهایی که گفته شده و کارهایی که انجام شده (از طرف هر دو شما)گفته نشده یا ممکن است به نفع هیچ کدام از شما نباشد. برای شما بسیار مهمم است که هر دوی شما با یکدیگر صادق باشید و رابطه تان را به گونه ای متفاوت ترمیم کنید.اما این به معنی آن نیست که باید همیشه تصور خیانت همسرتان را در گوشه ذهن تان داشته باشید. توانایی شما برای عکس العمل نشان دادن ، ساختن اعتماد دوباره و ایجاد صمیمی با همسرتان نباید متوقف شود و بوسیله گذشته تحت تاثیر قرار بگیرد.اگر در فراموش کردن آن چه که همسرتان با شما انجام داده و خیانتی که در حق شما مرتکب شده است برای تان لحظات غم انگیز و سختی فراهم آورده است ممکن است که برای بهتر شدن کارهایی باید انجام دهید ، ممکن است شما هنوز حس خشم ، عصبانیت ، عدم اطمینان و شکست را در خود نهفته دارید که باید ترمیم شوند.



مراجعه به ادامه مطلب


ادامه مطلب

طبقه بندی: روابط دختر و پسر، جنسی و زناشوئی،
برچسب ها: خیانت، قابل اعتماد بودن، بازسازی زندگی، بازسازی اعتماد، فراموش کردن خیانت، فراموشی خیانت،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ جمعه 21 آذر 1393 ] [ 11:23 ق.ظ ] [ Amir Ahmadian ] [ نظرات ]

حسادت های عاشقانه مشکلی رایج میان زوج های امروزی است و رتبه دوم را در میان مشکلات زناشویی دارد

وقتی صحبت از حسادت به میان می آید، اغلب آن را احساسی منفی می پندارند؛ در صورتی که این حس جزو آن دسته از احساساتی است که نه مطلقا مثبت و نه کاملا منفی است.

وجود این حس تجربه ای مهم در زندگی افراد به حساب می آید و بدون شک حاکی از نیازهای اساسی آنان است اما آن چیزی که اغلب افراد را در مورد این حس نگران می کند، اخلاق بیمارگونه، خشونت و عصبانیتی است که از این احساس نشأت می گیرد. حسادت نوعی نارضایتی و احساس ناامنی است که می تواند منجر به رفتارهای مخرب شود و پایه های یک رابطه را متزلزل کند و در مقابل، موجب برانگیختن تمام قوای شخص برای حل مشکلات شخصی یا زناشویی او شود.

برای بررسی این موضوع ابتدا باید به این سوال پاسخ دهیم که آیا عشق بدون حسادت ممکن است؟ بدان سبب که زوجین در ابتدای پیوند خود علاقه دارند بیشتر اوقاتشان را با یکدیگر بگذرانند، بیشتر تلاش می کنند تا نشان دهند با یکدیگر تفاهم دارند و از آنجایی که فقط در قالب این پیوند می توانند به برخی از نیازهای خود پاسخ گویند، به نظر می رسد که فرد مقابل را دوست دارند.

این علاقه منجر به ایجاد نوعی وابستگی به طرف مقابل می شود و در نتیجه ممکن است احساس حسادت در هر یک از طرفین به وجود آید؛ بنابراین عشق و حسادت دو احساس لاینفک به حساب می آیند. حسادت به خودی خود یک مشکل تلقی نمی شود و تنها شاخصی از وجود یک مشکل است.

حتما همه ما این جملات را میان افراد مختلف شنیده ایم:
- نسبت به اینکه همسرم در جمع خاصی با فرد دیگری غیر از من صحبت کند، حساسم.
- نمی توانم نگاه فرد دیگری را به همسرم تحمل کنم.
- تمام رفت و آمدهای همسرم را کنترل می کنم.
- نمی توانم تحمل کنم که همسرم بدون من به تفریحات خودش بپردازد.
- نمی توانم یک لحظه از او دور شوم و ...
این جملات می تواند وجود حسادت را در یک فرد ثابت کند.

حسادت چیست؟
حسادت عاشقانه با معنای عام این واژه که در ذهن عموم افراد است، متفاوت است. این نوع حسادت، ترکیبی از ترس و عصبانیت و همراه با احساس ناامنی است. در اینگونه حسادت، بارزترین عکس العملی که از فرد حسود دیده می شود، عصبانیت نسبت به کسی است که او را دچار این حس کرده است. همانطور که گفته شد، حسادت عاشقانه نشان دهنده ترس فرد برای از دست دادن منفعتی بزرگ و مهم است و هرگونه جلب توجهی از سوی همسر فرد حسود نوعی تهدید برای او محسوب می شود.

این نوع حسادت را حسادتی بیمارگونه می نامند که سال ها دوام می یابد و مسلما با خشونت فرد حسود نیز همراه خواهد بود. از آنجایی که این خشم برای مدت کوتاهی به فرد احساس سرزندگی می بخشد، او دائما و به شکل ناخودآگاه خشمگین می شود اما بلافاصله شرمنده شده و پشیمانی خود را ابراز می کند.

بنابراین حسادت موضوعی است که اگر به آن توجه نشود، نتایج منفی به بار خواهد آورد اما به علت وجود شور و هیجان در ابتدای پیوند، کمتر دیده و بدان توجه می شود. زوجین در ابتدای امر اغلب اینگونه جملات را به زبان می آورند که «ما همدیگر را دوست داریم و همانند یک روح در دو بدن هستیم»؛ در حالی که روزمرگی موجود در زندگی، به تدریج از شدت این هیجانات می کاهد و ارتباطی معمولی میان آنها به وجود می آورد؛ در نتیجه به مرور زمان کمتر جملاتی از این دست بین زوجین رد و بدل می شود. این فاصله ممکن است باعث به وجود آمدن نوعی حس ناامنی برای هر یک از زوجین شود. در این زمان است که فرد غرق در خیالات خود می شود و معمولا این جملات و پرسش ها در ذهنش شکل می گیرد:

«چطور می تواند بدون من زندگی کند؟»
«چرا به سرگرمی ها و اوقات فراغت خود بیشتر از من اهمیت می دهد؟»
«نمی خواهم او را از دست دهم! دیگر مرا دوست ندارد.»

دلایل حسادت عاشقانه


کمبودهای دوران کودکی
برخی از روانکاوان معتقدند حسادت از دوران کودکی سرچشمه می گیرد و می تواند نتیجه عدم توجه یکی از والدین نسبت به فرزندشان باشد و حتی ممکن است این احساس، در نتیجه فقدان اعتماد به نفس و امنیت در دوران کودکی به وجود آید؛ مانند کودکی که می ترسد از اینکه فاقد ویژگی هایی باشد که دیگران از او انتظار دارند یا می ترسد از اینکه به اندازه کافی مورد پسند دیگران واقع نشود و توانایی جذب دیگران را نداشته باشد. تمام این تجربه ها در دوران کودکی می تواند در بزرگسالی، فرد را درگیر احساسی به نام «حسادت عاشقانه» کند.

بی وفایی
افرادی هم هستند که در حسادت فرافکنی می کنند؛ تا آنجایی که همسر خود را بی وفا می نامند، فقط به این دلیل که خودشان گاهی دچار بی وفایی می شوند که این موضوع دقیقا مصداق این ضرب المثل «کافر همه را به کیش خود پندارد» است.

ترس
حسادت در آقایان بیشتر حول محور ترس از دست دادن قدرت و برای خانم ها بیشتر ترس از طرد شدن است؛ به طوری که می اندیشد همسرش دیگر او را دوست ندارد. به همین دلیل است که خانم ها اغلب احساسات عاشقانه خود را ابراز می کنند.

راه حل های پیشنهادی برای افراد درگیر حسادت

مشکل را قبول کنید
اولین گام برای حل این مشکل درک مسئله ای است که تمام آرامش تان را تحت الشعاع خود قرار داده و بعد از آن، یافتن علت آن به تنهایی است؛ نه اینکه طرف مقابلتان را با خشونت وادار به انجام کارهایی کنید که دوست ندارد. با خودتان خلوت کنید و این سوال ها را از خودتان بپرسید و برایشان پاسخی منطقی پیدا کنید:

آیا مشکل از من است؟
چرا نمی توانم همسرم را به خود جذب کنم؟
آیا رفتار من اشکالی دارد که همسرم را از من دور کرده است؟
چرا نسبت به همسرم حس حسادت دارم؟
چه چیزی بیشتر از همه مرا در این رابطه آزار می دهد؟

با همسرتان صحبت کنید
فضایی آرام و دنج را برای گفتگویی دو نفره و صمیمی به وجود آورید. درباره احساسات و ناراحتی هایی که اخیرا شما را آزرده است با او صحبت کنید و از وی کمک بخواهید. مطمئن باشید وقتی شما را اینچنین صادق ببیند، برای بهبودی حالتان قدمی برخواهد داشت.

مشورت کنید
داشتن یک حامی درمانی وقتی که از نظر روحی دچار مشکل شده اید، بسیار مهم است. روانشناسی باتجربه و خبره می تواند شما را به سادگی راهنمایی کرده و راه حل هایی باورنکردنی جهت مقابله با هیجاناتی که رابطه شما و همسرتان را دچار آسیب کرده است، پیشنهاد کند.

خودتان را سرگرم کنید
خودتان را با فعالیت ها و سرگرمی های مورد علاقه تان مشغول کنید تا پرنده خیالتان به سوی کنکاش در رفتارهای همسرتان پر نزند. این را بدانید که همسرتان احتیاج به آزادی دارد.

به تصورات ذهنی خود پایان دهید
از خیالبافی دست بکشید؛ یعنی چیزی که باعث به وجود آمدن سناریوهایی می شود که در واقعیت وجود ندارند. بدانید که تن دادن به این تخیلات باعث می شود به سمتی پیش بروید که تلفن همراه یا ایمیل های همسرتان را چک کنید و در این میان مسلما به دنبال بهانه ای خواهید بود که تخیلات خود را اثبات کنید و به همسرتان نشان دهید که دلیلی منطقی برای نگرانی و ترس شما وجود دارد.

مطمئن باشید که بازجویی همسرتان فقط او را به ستوه می آورد. این کنجکاوی های بی مورد هیچ کمکی به روند بهبودی شما نمی کند و در ضمن بدانید که اگر هدف او فریفتن شما باشد، از روش هایی استفاده خواهد کرد که شما بویی از ماجرا نبرید. هیچ انسانی دوست ندارد مانند یک زندانی باشد و دائما از او بازجویی شود. هر کس خودش مسئول حریم شخصی و وجدانش است، پس هیچ لزومی ندارد بدانید با چه کسی تماس می گیرد.

اعتماد به نفس خود را بازیابید
به خودتان متکی باشید و بدانید که رابطه عاطفی شما و همسرتان رابطه ای است که هیچ کس نمی تواند در این حریم خصوصی وارد شود و همسرتان نیز هیچگاه اجازه ورود به هیچ غریبه ای را نخواهد داد.

راه حل های پیشنهادی برای فرد قربانی حسادت

به فرد حسود اطمینان بدهید
اگر شما قربانی این حسادت هستید، با اطمینان بخشیدن به طرف مقابلتان و پاسخ به سوال های فرسایشی وی می توانید کمک بسیاری به او بکنید. برعکس اگر در برابر سوال های او بی محلی کنید، با این کار به او می فهمانید که او دیگر قدرت خود را از دست داده است؛ در نتیجه با مشکل جدیدی روبرو خواهید شد. خود را مقصر ندانید؛ زیرا افراد حسود ععادت دارند دیگران را مقصر این حسادت بدانند. در مواجهه با این افراد فقط باید صبور باشید و شرایطی را مهیا کنید که اعتماد اولیه خود را به شما برگردانند.

مجله موفقیت




طبقه بندی: جنسی و زناشوئی، روابط دختر و پسر،
برچسب ها: تصورات ذهنی، فرد قربانی حسادت، فرد حسود، افراد درگیر حسادت، دلایل حسادت عاشقانه، تمام رفت و آمدهای همسرم را کنترل می کنم،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ سه شنبه 20 آبان 1393 ] [ 12:08 ب.ظ ] [ Amir Ahmadian ] [ نظرات ]


هیچ کدام از دو نفر متوجه آن نخواهند شد. شدت وابستگی هم به قدری بالاست که بعضاً با عشق اشتباه گرفته می‌شود.

اساساً هیچ دوستی را نمی‌توان بدون هدف و انگیزه دانست. ممکن است انگیزه برای فردی که از بیرون ناظر این رابطه است مشخص نباشد و یا این گونه به نظر برسد که یک زوج بدون هیچ گونه تفکری اقدام به برقراری یک رابطه کرده‌اند، ولی در واقع این طور نیست و تحت هیچ شرایطی نمی‌توان از واژه بی هدف استفاده کرد. اطمینان داشته باشید که چیزی درون دختر یا پسر وجود داشته که وی را به طرف دوستی با جنس متفاوت سوق داده است و این همان انگیزه دوستی است.

انواع دوستی ها

برای دوستی‌ها چند فرض وجود دارد. یک فرض این است که افراد با آدم‌هایی که از نظر شخصیتی در تضاد با آن‌ها هستند، رابطه پیدا می‌کنند و با آن‌ها طرح دوستی می‌ریزند. شعاری که برای این گروه به کار می‌رود، این است که «ضدها همدیگر را جذب می‌کنند ».

گروه دومی وجود دارند که با افراد مشابه با خودشان دوست می‌شوند. به قول معروف «کبوتر با کبوتر، باز با باز ». گروه دیگری هم هستند که بر اساس صلاحیت‌ها و توانایی‌های افراد و با توجه به آینده نگری برای خودشان دوست انتخاب می‌کنند. البته دسته بندی‌های دیگری هم وجود دارد. به طور مثال، مجاورت دو فرد، آشنایی می‌آورد، آشنایی جذابیت می‌آورد و به واسطه همین دو نفر با هم طرح دوستی می‌ریزند.

دختر و پسری که فقط همدیگر را به عنوان دوست انتخاب می‌کنند و به قول خودشان »just friend« هستند، هیچ رابطه خاص و بسیار صمیمانه‌ای با هم نخواهند داشت و صرفاً به صورت گروهی و جمعی اوقات فراغتشان را با هم می‌گذرانند و هدفی برای عمیق شدن رابطه وجود ندارد، اما از این نکته غافل اند که همین مجاورت و آشنایی خود به خود جذابیت ایجاد می‌کند؛ حتی اگر در مرحله اول این دو مطابق میل هم نباشند.

چرا دوست نشویم؟

این امر موجب بروز مشکلاتی می‌شود. از جمله این مشکلات می‌توان به شکل گیری رابطه‌ای که به هیچ عنوان عمیق نیست ولی طرفین را دچار وابستگی‌های احساسی و عاطفی بسیار می‌کند، اشاره کرد. این موضوع آن قدر آرام و آهسته و در سطح ناخودآگاه ذهن رخ می‌دهد و پیشرفت می‌کند که هیچ کدام از دو نفر متوجه آن نخواهند شد. شدت وابستگی هم به قدری بالاست که بعضاً با عشق اشتباه گرفته می‌شود.

از طرف دیگر، تجربه ثابت کرده است که هیچ دختری صرفاً به قصد دوستی با یک پسر اقدام به برقراری رابطه نمی‌کند. حتی ممکن است شعار و حرفش صرفاً دوستی باشد، اما ته ذهنش به ازدواج فکر می‌کند. البته در پسران این وضعیت متفاوت است. پسرها می‌توانند در ذهنشان مرز بین دوستی و ازدواج را حفظ کنند، ولی دخترها قادر به انجام این تفکیک نیستند. یعنی دخترها اغلب کسی را برای دوستی انتخاب می‌کنند که معیارهای جذابیت برای ازدواج را داشته باشد و چون پسرها در دوستی به ازدواج فکر نمی‌کنند، معمولاً این دخترها هستند که در این قبیل دوستی‌ها متضرر می‌شوند.

قطع رابطه در این شرایط یک نوع شک کردن به کفایت و صلاحیت طرف مقابل در فرد ایجاد می‌کند و این در حالی است که فرد نمی‌خواهد خودش را یک بازنده که در انتخاب دوست دچار اشتباه شده است، بداند.

نکته دیگر این است که این گونه دوستی‌ها تجارب زیادی برای طرفین به همراه خواهد داشت و بعد از مدتی طرفین از این کسب تجربه پشیمان خواهند شد؛ چرا که در ضمن کسب این تجارب، به طور ناخواسته و ناآگاهانه وابستگی شدیدی به یکدیگر پیدا می‌کنند، به طوری که جدایی هر چند که به صلاح دو نفر باشد، برایشان سخت و ناگوار خواهد شد. قطع رابطه در این شرایط یک نوع شک کردن به کفایت و صلاحیت طرف مقابل در فرد ایجاد می‌کند و این در حالی است که فرد نمی‌خواهد خودش را یک بازنده که در انتخاب دوست دچار اشتباه شده است، بداند.

بهترین راهکار

بهترین راهکار در چنین شرایطی «تجدید قوا بعد از شکست» است. دو نفر باید عزت نفس خودشان را بازسازی کنند و سعی کنند بر احساسات ناخودآگاهشان چیره شوند و بپذیرند که ادامه این دوستی به صلاحشان نخواهد بود.

این افراد باید بدانند که راه را اشتباه رفته‌اند و موفقیت در زندگی یعنی حذف عوامل خطا. ما خودمان مقصر شکست ها و اشتباهات زندگی‌مان هستیم و نباید تقصیر را به گردن دیگران بیندازیم. باید بپذیریم فردی که ما با او دوست شده‌ایم، از همان ابتدا مجموعه‌ای از اخلاق و رفتارهای فردی و اجتماعی را داشته است.

اگر اکنون این رفتارها برای ما ناگوار به نظر می‌رسد، به این معنا نیست که طرف مقابل دچار تغییرات زیادی‌ شده است و یا ما را فریب داده است بلکه این ما بوده‌ایم که از همان ابتدا با دقت نکردن و احساسی عمل کردن، این رفتارها را نا دیده گرفته‌ایم. پس بهتر است فرد هرچه سریع‌تر تکلیف خود را در چنین روابطی روشن کند و از ادامه بیهوده آن اجتناب ورزد.



طبقه بندی: روابط دختر و پسر،
برچسب ها: دوستی، رابطه ها،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ دوشنبه 5 خرداد 1393 ] [ 09:54 ب.ظ ] [ * hedieh * ] [ نظرات ]

سال اولی‌ها و رابطه با جنس مخالف

برخی از نوجوانان و جوانان در بدو ورود به دانشگاه و کلا در دوران دانشجویی خود ارتباط بسیار کمی با جنس مخالف برقرار می کنند یا اصلا برقرار نمی کنند. شاید علت این باشد که به امور دیگری مثل پیگیری جدی درس، ورزش، تئاتر و نمایش و .. سرگرم هستند


یا خیلی ساده ممکن است هنوز برای این مساله آمادگی نداشته باشند. برخی دیگر هم که قطعا بر اساس اعتقادات مذهبی خود ارتباط شان با جنس مخالف صرفا در حد مسایل درسی است یا اینکه اصلا در همین حد هم رابطه ای برقرار نمی کنند.

 
اما در طرف دیگر این طیف نوجوانان و جوانانی هستند که از همان روزهای اول ورود به دانشگاه، شروع به برقراری رابطه با جنس مخالف می کنند.

 
در این نوشتار به کوتاهی ویژگیهای سال اولیها، انگیزه های آنها از برقراری رابطه با جنس مخالف، پیامدهای آن و نیز روشهای پیشگیری و رهایی از آسیبهای اینگونه دوستیها را بیان میکنیم.
 
 
سال اولی کیست؟
 

 بیشتر سال اولیها پسران و دخترانی هستند 19،18ساله، که تا حدود سه ماه قبل از ورود به دانشگاه دانش آموزانی بوده اند تلاشگر و پرکار که زمان زیادی را به درس و مشق مدرسه میگذرانده اند و تنها نگرانی و دغدغه فکری آنها پذیرفته شدن در دانشگاه بوده است.


در دوران دانش آموزی، پدران و مادران آنها، به ویژه در دوسال آخر مدرسه، همه نوع حمایت عاطفی، مالی و امکاناتی را به اندازه توان خود، در اختیار فرزندانشان قرار میدادند و در کنار محبت و حمایت زیاد و بی دریغ، بر تمام کارهای آنها از قبیل زمانهای رفت و آمد، خوابیدن و استراحت، شیوة گذراندن اوقات فراغت و خصوصیات دوستان و خانواده هایشان نظارت میکردند.


بیشتر سال اولیها، تا پیش از ورود به دانشگاه تماس زیاد و نزدیکی، حتی با جوانان غیرهمجنسِ فامیل هم نداشته اند.
 

آنها در زمان دانش آموزی، کشش جنسی خود را با پشتوانة تربیت دینی و به خاطر نهی و مراقبت والدین و نیز خستگی ناشی از پرکاری، مهار میکردند و یا رهایی از آن را به رۆیاهای شبانه و روزانه می سپردند.


از سوی دیگر چون نظام آموزشی ما در ایران، تأکید خود را بر حفظ کردن مطالب دهها کتاب پرحجم درسی گذاشته لذا نوجوانان ایرانی، نه تنها مهارتهای برقراری ارتباط، حل مسئله، مهار خشم، ابراز وجود، خویشتنداری و مقابله با استرس را نمیآموزند، بلکه با وجودهایی آکنده از اضطراب، کمرویی، ضعف اعتماد به نفس به غرقاب محیطی پر از ابهام و مشکل با و پرسشهای جدید پرت میشوند!
 

بیشتر سال اولیها پسران و دخترانی هستند 19،18ساله، که تا حدود سه ماه قبل از ورود به دانشگاه دانش آموزانی بوده اند تلاشگر و پرکار که زمان زیادی را به درس و مشق مدرسه میگذرانده اند
 

آری، در آغــــــاز زندگی دانشجویی، نوجوان یکباره خود را در کنار دهها نفر از همسالان جنس مخالف می بینند، هیجان زده و نگران میشوند و برخی امکان دارد با انگیزه ای در دام نگاهی، لبخندی و کلامی می افتند.
 

نوجوان و جوان، از دوستان همسال خود بسیار تأثیر می پذیرد. از این رو اگر در دانشگاه و کلاس و یا در جمع دوستان خوابگاهی، چند نفری او را تشویق به برقراری رابطه با جنس مخالف کنند و به خصوص اگر با توجیهات روشنفکرنمایی و تجددمآبی، نداشتن این نوع دوستیها را نشانه عقب ماندگی و تحجّر بدانند، جوان تازه وارد نمیتواند در برابر اصرارها و ریشخندهای آنان تاب بیاورد
 

انگیزه‌های ارتباط
 
کشش طبیعی: مهمترین انگیزه توجه به جنس مخالف، کششی است سالم و غریزی که خداوند در نهاد انسان قرار داده است. سیمای دوستی با جنس مخالف در سه دورة تحولی: تولد تا 6 سالگی، 7 تا 12سالگی  و نوجوانی و بعد از آن، با هم تفاوت دارند. از سن 13 سالگی، همزمان با افزایش ترشحات غدد درون ریز، رشد ابعاد جسمی و پدیدار شدن ویژگیهای اولیه و ثانوی جنسی، توجه به محرکهای جنسی و جنس مخالف در نوجوان بیدار میشود و به مرور شدت میگیرد.
 
فراهم بودن زمینه دوستی: چون دختران و پسران زیادی یا با هم در یک رشته درس میخوانند و یا در یک دانشگاه کنار هم هستند، فرصت زیادی برای تماس با یکدیگر  پیدا میکنند.

آزادی برای برقراری ارتبــاط: دانشجویان چه در شهر خود درس بخوانند، چه در شهری دیگر، مانند دوره دبیرستان در معرض نظارت و مراقبت شدید والدین و بزرگترهای خود نیستند. از این رو، راحتتر و بدون واهمه میتوانند اقدام به دوستی با جنس مخالف کنند.
 
استقلال طلبی: عده ای از جوانان که فکر میکنند قبل از دانشگاه استقلال و آزادی عمل نداشته اند، بیش از دیگران حریص اند که استقلال طلبی خود و رهـــــا شدن از محدودیتهـــای خانوادگـــی را با گرفتن دوســـت دختر یا پسر برآورده سازند.

شـــرایط روحــی: روان رنجوری ناشی از مشــــــکلات زندگی قبلی، یا اضطــــراب و احسـاس تنهایی در زندگی جدید، بعضی را وا میدارد که برای به دست آوردن آرامش خود به سوی رابطه با جنس مخالف کشیده شوند؛ رابطه ای که ثابت شده در مراحل اول دوستی، به راستی منبعی شادی آور و تسکین دهنده است.
 
فشار گروه همسال: نوجوان و جوان، از دوستان همسال خود بسیار تأثیر می پذیرد. از این رو اگر در دانشگاه و کلاس و یا در جمع دوستان خوابگاهی، چند نفری او را تشویق به برقراری رابطه با جنس مخالف کنند و به خصوص اگر با توجیهات روشنفکرنمایی و تجددمآبی، نداشتن این نوع دوستیها را نشانه عقب ماندگی و تحجّر بدانند، جوان تازه وارد نمیتواند در برابر اصرارها و ریشخندهای آنان تاب بیاورد.
 

چه کار باید کرد؟
 
قطعا تعداد نوجوانان و جوانانی که بخواهند در مورد تمام افکار و احساسات خود با والدین شان صحبت کنند، بسیار کم هستند و هنگامی که برای گرفتن اطلاعات به نوجوانان دیگر روی می اورند یا از آنها راهنمایی می گیرند، عمدتا یافته ها نادرست خواهد بود.
 
لذا قبل از اینکه فرزندتان را به محیط جدید دانشگاه بفرستید، حتما در این زمینه با وی صحبت کرده و در مورد چالشها و مشکلات برقراری این دست روابط با وی صحبت کنید.

لذا حتی اگر بعد ازگذشت چند ماه از بازگشایی دانشگاه ها انها در این زمینه صحیتی نکردند باز هم شما سعی کنید باب صحبت دراین زمینه را باز کنید ضمنا  باید گفت خانواده ها در سطح اول کاهش عوامل ارتباط با جنس مخالف در نوجوانان و جوانان یعنی عواملی که احتمال ورود فرزندشان به اینگونه روابط را کاهش میدهد، وظایفی برعهده دارند که شامل موارد زیر است: اعمال روش فرزندپروری مقتدرانه؛ ارائه الگوی تربیتی سالم؛ افزایش سطح دینداری و معنویت فرزندان؛ برنامه ریزی برای موفقیتهای آموزشی، هنری و ورزشی فرزندان؛ دادن آگاهیهای مورد نیاز به صورت مستقیم و غیرمستقیم؛ حساسیت و دقت به دوستان فرزندان.
 
سطح دوم پیشگیری یعنی تشخیص بهنگام نشانه ها عبارت است از: تغییر در ظاهر و پوشش فرزند؛ افت تحصیلی؛ عوض شدن شبکه دوستان؛ پنهانکاری در مسائل مالی و استفاده از وسایل ارتباطی؛ بی نظمی در برنامه ریزیها و رفت وآمدها؛ دگرگونیهای خلقی و رفتاری. بسیاری از نشانه ها در این سطح مشابه اعتیاد به مواد مخدر است.

سطح سوم پیشگیری نیز عبارت است از: اجتناب از برخوردهای تند و خشونت آمیز؛ خودداری از سرزنش و دادن پند و اندرزهای زیاد و مکرر؛ اجتناب از طرد عاطفی و جسمی فرزند؛ یاری خواستن از افراد عاقل و سالم و در عین حال، محبوب فرزند؛ مراجعه به مشاور و روانشناس آگاه و باتجربه.

 
منابع: سایت بیدار؛




طبقه بندی: روابط دختر و پسر،
برچسب ها: ترم اولی ها، عاشقی در دانشگاه، چرا عاشقی در ابتدای ورود به دانشگاه اشتباه است، عاشقی و دانشگاه،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ دوشنبه 22 مهر 1392 ] [ 01:43 ق.ظ ] [ Amir Ahmadian ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 11 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

نظر سنجی
مهمترین آرزوی شما ؟ ( صادقانه و واقع بینانه )






درباره وبلاگ

همانطور که سلامت جسم برای همه ما مهم است, سلامت روان هم مهم است...
پس:
کسانی که سراغ روان شناس می روند بیمار نیستند
و کسانی که روان شناس می شوند دنبال بیمار نیستند
ما فقط کنار هم ایم تا لحظاتی که می پرسیم "چرا ما؟" به همدیگر بهترین زندگی را هدیه دهیم

" امیدواریم وبلاگ روانشناسی سهمی در موفقیت شما توی زندگیتون داشته باشه ، هرچند این موفقیت حاصل اراده شماست و ما فقط واسطه ایم... "
" به امید روزی که همه مردم سرزمین من لبخند به لب داشته باشند... "

" وبلاگ منتخب میهن بلاگ،مجله موفقیت و راه موفقیت "
مطالب برتر و پر بازدید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب