تبلیغات
روانشناسی

روانشناسی
جدیدترین تست های روانشناسی در www.ravanshena30.ir
قالب وبلاگ

1. ترساندن و سپس تسکین

شاید یکی از خبیث ترین راه های روان شناسی روش "ترس سپس تسکین" باشد. این تکنیک بر روی احساسات فرد سرمایه گذاری می کند و به شدت برای مجاب کردن افراد موثر است. در این روش، فریبنده به شخص مقابلش ترس و استرس بسیاری وارد می کند و سپس آن را برطرف می کند. بعد از این طوفان احساسی، شخص مقابل خلع سلاح می شود و به همین جهت به درخواست های شما پاسخ های مثبت تری خواهد داد.

این تکنیک ترس سپس تسکین به بهترین نحو در روش بازجویی معروف "پلیس خوب و پلیس بد" پدیدار است. در این روش یک نفر شما را به شدت می ترساند و شخص دیگری شما را از دست او نجات می دهد. در این حالت شما بیشتر حاضر به همکاری خواهید بود. این تکنیک را می توان در رفتار های هر روز افراد مختلف مشاهده کرد. برای مثال رفتار مدیرانی که به شما می گویند که ممکن است شرکت قرار داد کار را با شما برای سال بعد تمدید نکند و ممکن است شغل خود را از دست بدهید، سپس از شما می پرسند که آیا می توانید ۷ ساعت در هفته اضافه کاری انجام دهید.

مراجعه به ادامه مطلب

ادامه مطلب

طبقه بندی: موفقیت شغلی،
برچسب ها: تکنیک های فروش، متعاقد کردن، فروش بیشتر، تکنیک اجبار به خرید، خرید اجباری،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ پنجشنبه 12 فروردین 1395 ] [ 05:47 ب.ظ ] [ Amir Ahmadian ] [ نظرات ]

آیا می‌خواهید باهوش به نظر برسید؟

آیا تا به حال فکر اینکه از شما به‌عنوان باهوش‌ترین فرد گروه یاد کنند، هیجان‌زده شده‌اید؟ آیا دوست دارید پشت سر شما بگویند که فلانی بسیار باهوش است؟ چند بار در رویایتان، خودتان را نماد هوش و ذکاوت اطرافیانتان کرده‌اید؟

باهوش

 آیا تا به حال فکر اینکه از شما به‌عنوان باهوش‌ترین فرد گروه یاد کنند، هیجان‌زده شده‌اید؟ آیا دوست دارید پشت سر شما بگویند که فلانی بسیار باهوش است؟ چند بار در رویایتان، خودتان را نماد هوش و ذکاوت اطرافیانتان کرده‌اید؟

به نظرتان این فکر‌ها به خاطر مشکلات روحی نیست؟! نگران نباشید! شما هم مانند همه افراد هستید. هرکدام از ما، دوست داریم در هر جایی که هستیم از بقیه بهتر باشیم. باهوش‌ترین بودن برای همه ما لذت بخش است. اما اگر بقیه با شما با نیش و کنایه صحبت می‌کنند، وضعیت فرق می‌کند. «وقت یک بازنگری در دنیای مدیریتی شماست.»

اگر تا به حال دقت نکرده‌اید برایتان جالب است که بدانید، سوال‌ها به دو گروه دسته‌بندی می‌شوند. بعضی از آنها فقط نمایشی هستند و بعضی هم اساسی و جدی و برای یادگیری بیشتر پرسیده می‌شوند.

سوال‌های نمایشی اغلب با نیش و کنایه همراه هستند. شاید کمتر کسی باشد که با این سوال‌ها روبه‌رو نشده باشد. سوال‌هایی که جنبه یادگیری دارند اغلب پایه‌ای‌تر هستند. وقتی به این سوال‌ها جواب دهید یا حرف شما تایید می‌شود یا تکذیب. این سوال‌ها بیشتر محتوای علمی دارند و به تخصص و حرفه شما مرتبط هستند. وقتی کسی از شما سوال علمی می‌کند می‌خواهد که از شما چیزی یاد بگیرد و قصد تمسخر شما یا بزرگ کردن خودش را ندارد.

ولی همیشه وضعیت این‌طور نیست. متاسفانه در برخی از شرکت‌ها سوال‌ها رنگ نیش و کنایه به خود می‌گیرد. در این شرکت‌ها، جا برای سوال‌های تخصصی تنگ می‌شود. محیط این شرکت‌ها برای سوال‌های تخصصی و حرفه‌ای «خودمانی» نیست.

وقتی کسی بخواهد سوال علمی کند، دیگران طوری رفتار می‌کنند که انگار فرد کارش را نمی‌داند. اگر جو حاکم بر محیط کاری در یک شرکت این‌گونه باشد، کسی جرات سوال پرسیدن ندارد. حتی اگر حرف شما را هم متوجه نشود، سرش را به نشانه تایید تکان می‌دهد تا آبروی خود را حفظ کند. وقتی کارمندان یک شرکت برای حفظ ظاهر مشکلات و سوال‌های خود را بیان نکنند، راه رشد و ترقی برای کارمندان بسته می‌شود.

این مشکل در شرکت‌های زیادی دیده شده است، اما همین تظاهر به عالم بودن  در دانشگاه‌ها نیز اخیرا دیده شده است.

در یکی از سمینار‌های چندرشته‌ای در دانشگاه استنفورد- جایی که افراد به ندرت یکدیگر را می‌شناسند- از انتهای سالن، یکی از افراد میانسال جمع، دستش را بلند کرد و سوال‌های بسیار ساده‌ای پرسید. چند دقیقه‌ای به همین منوال سپری شد و همان شخص سوال‌های ساده متعددی می‌پرسید.

سوال‌هایی که او می‌پرسید در واقع ذهن بسیاری از افراد حاضر در سالن را مشغول کرده بود، ولی کسی جرات پرسیدن نداشت. سوال‌های او برای ظاهرسازی نبود، بلکه برای یادگیری بود. بعد از اینکه سوال‌هایش را پرسید ارائه‌دهنده سمینار گفت: «ببخشید آقا! نام شما چیست؟» او گفت: «کن ارو». تمام سالن برگشتند تا چهره یکی از برنده‌های جایزه نوبل را ببینند! به گفته گوینده بعد از تمام شدن سمینار، یکی از استادهای جوان هم که در آنجا حضور داشت، اذعان کرد که این سوال‌ها برای من هم جالب بود و چون فکر می‌کردم این مسائل بسیار ساده و ابتدایی است از پرسیدن آنها خودداری کردم.

آن استاد جوان تنها نیست. ما همگی دوست داریم باهوش‌تر یا حتی باهوش‌ترین فرد جمع باشیم. اما خودمان نیز دیگران را با سوال‌هایی که می‌پرسند قضاوت می‌کنیم. ولی به یاد داشته باشید؛ باهوش بودن و خود را باهوش نشان دادن با هم فرق دارد! برخی افراد به‌طور زیرکانه‌ای در یک زمان مناسب سوال‌های کنایه‌داری را مطرح می‌کنند و در زمانی که مفاهیم ساده و پایه‌ای را نمی‌دانند سکوت می‌کنند. برخی هم به درستی، برای درک مفاهیم اساسی، سوال می‌کنند. مطمئن باشید، دسته دوم بسیار سریع‌تر از دسته اول به هدفشان می‌رسند.

اگر می‌خواهید خیلی باهوش‌تر از آنچه که هستید نشان داده شوید، موارد زیر را به خاطر بسپارید:

قانون اول: اگر چیزی را نمی‌دانید خودتان را گول نزنید.

شاید این جمله را بارها شنیده باشید: «تا مرد سخن نگفته باشد، عیب و هنرش نهفته باشد.» همان‌طور که از این ضرب‌المثل پیداست در بسیاری از موارد، سکوت حربه‌ای است برای به ظاهر باهوش‌تر نشان داده شدن. شاید سکوت کردن در کوتاه‌مدت بتواند شما را باهوش‌تر نشان دهد، ولی در عوض راه‌های پیشرفت‌تان را نیز کور می‌کند. چراکه نادان به نظر آمدن باعث می‌شود تا شما دانش و دقت‌تان را افزایش دهید. اگر از این پله رد نشوید، نمی‌توانید رشد کنید.

قانون دوم: فضای پرسیدن سوال را فراهم کنید.

آیا به‌عنوان یک مدیر تا به حال سعی کرده‌اید تا محیط‌امنی را برای سوال‌های به ظاهر اولیه کارکنان خود فراهم کنید؟

در جایی که نشانه‌های باهوش بودن ظاهرِ سوال‌هایی است که افراد می‌پرسند، ندانستن تبدیل به یک تابو می‌شود. در چنین جوی، سوال پرسیدن سخت می‌شود و در نتیجه اگر کارمندان نتوانند مشکلات خود را با بقیه در میان بگذارند، به‌زودی به مشکل برمی‌خورند. نقش شما به‌عنوان یک مدیر این است که با ساختن یک محیط امن و ایمن اجازه دهید تا نواقص کارمندانتان برطرف شود. ندانستن عیب نیست، نپرسیدن عیب است!

 بد نیست از دور به‌کار خود نگاهی بیندازید. به‌عنوان یک ناظر بیرونی، شما برای شرکتی که کارمندان اجازه پرسیدن، فهمیدن و رشد کردن ندارند چه آینده‌ای را پیش‌بینی می‌کنید؟




طبقه بندی: موفقیت و آرامش، موفقیت شغلی، ارتباط اجتماعی،
برچسب ها: هوش و ذات، ژنتیک هوش، هوشمندی، راه های باهوش بودن،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ سه شنبه 4 آذر 1393 ] [ 10:32 ب.ظ ] [ Amir Ahmadian ] [ نظرات ]
 

چطور زمان را پس انداز کنیم قسمت ششم و آخر,چطور زمان را پس انداز کنیم پس انداز کردن زمان نحوه پس انداز کردن زمان مدیریت زمان 15 جمله در مورد این که چطور زمان را پس انداز کنیم

اگر شما در آشپزخانه ی آنتونی بوردین آشپز معروف و مورد تحسین لس هالس پر فروش ترین نویسنده و شخصیت معروف تلوزیونی کار کنید جرات نمیکنید حتی وقتی که آبی را می جوشانید آن را بدون مراسم مقدسی که برای هر آشپز خود متشکری ضروری است انجام دهید:mise-en-place

نام حرفه ای  آن "Meez"  و به معنی "همه چیز سر جای خودش " است و در عمل شامل دستورالعمل  انتخاب آگاهانهابزار ها و تجهیزاتی که نیاز خواهید داشت و جمع آوری میزان درست مواد اولیه قبل از شروع کردن کار است.
این نیازمند برنامه ریزی مراحل در هر وعده ی غذایی است. زمانی که آشپز ها کلیت آنچه را که قصد به دست آوردنش را دارند ارزیابی می کنند یک برنامه ی عملی برای وعده ی غذایی بعدی ایجاد میکنند.

برای هر آشپز ماهری Meez نشان دهنده  چیزی بیش از یک تمرین ماهرانه و یا تکنیک صرفه جویی در زمان است . این یک حالت ذهنی است.
بوردین در پر فروش ترن اسرار محرمانه  آ شپزخانه ی خود نوشت:به عنوان یک آشپز جایگاه شما و شرایطش و میزان آمادگی اش یک بار اضافی بر روی سیستم عصبی است. وقتی جایگاه شما مشخص باشد جهان بر روی یک نظم استوار است.
آنتونی بوردین یک آشپز استثنائی و موفق است .تنها و مهمترین جزء هر برنامه غذایی برنامه ریزی است.این مییز هست که بوردین را مجبور میکند تا به برنامه  بعدیش فکر بکند و او را از جستجوی بدون تمرکز در بین کار در امان نگه میدارد و به او این اجازه را میدهد تا همه ی توجهش قبل از خودش به غذا جلب شود.

شاید ما در آشپزخانه  کار نمی کنیم اما  ارزش اجرای یک روش و ایجاد وقفه عمدی به منظور برنامه ریزی قبل از شروع کار برای همه ما حیاتی است.

وقتی به میز کارتان میرسید اولین کاری که میکنید چیست؟ برای بسیاری از ما چک کردن ایمیل و گوش دادن به پیغام ها عملا به صورت خودکار انجام میشود.در بسیاری از موارد این ها بدترین راه ها برای شروع یک روز هستند هر دوی این فعالیت ها تمرکزمان را می رباید و ما را در حالت انفعالی قرار می دهد.

یک روش بهتر این است که روزتان را با یک برنامه ریزی ابتدایی شروع کنید، MEEZ عقلانی . قبل شروع غذا بوردین تمام مراحل را در ذهن خود اجرا میکرد. این نتیجه ی یک اقدام مهم حرفه ای است.در لحظه ای که روی صندلیتان نشسته اید این سوال را از خودتان بپرسید.روز تمام شده و من اداره را با احساس ترس ترک میکنم .چه چیزی را به دست آورده ام؟

این تمرین معمولا در کمک به مردم در تشخیص وظایفی که احساس میشود ضروری هستند نسبت به آنهایی که واقعا مهم هستند تاثیر گذار است. ازآن برای تثبیت فعالیت هایی که میخواهید انرژییتان را روی آن متمرکز کنید استفاده کنید .
پس ایجاد یک برنامه که شما را به وسیله ی خرد کردن مسایل پیچیده به وظایف خاص درگیر کند ، از اهمیت بر خوردار است!

معلم بهره وری گرو دیوید آلن پیشنهاد می کند هر بخش را در فهرست خود با فعلی که مفید است شروع کنید زیرا این کار شما را مصمم می کند. برای مثال به جای فهرست کردن کنفرانس دوشنبه ها هر فعالیتی که شامل کنفرانس دوشنبه ها میشود را مشخص کنید.

مطالعات نشان داده که وقتی صحبت از هدف میشود، وقتی شما  به طور مشخص تر برای به دست آوردن چیزی تلاش میکنید شانس موفقیت بیشتری دارید. طی کردن هر مرحله مقدمه ای را به سوی پیشرفت می چیند و همچنین افکارناامید کننده بعدی را در روزکوچک جلوه می دهد و تنبلی و طفره را کمترمیکند.

در آخر فهرستتان را اولوییت بندی کنید. در زمان ممکن روز خود را با وظایفی که به انرژی ذهنی بیشتری نیاز دارند شروع کنید . تحقیقات نشان داده اند با پیشروی روز توانمان کمتر میشود و به همین دلیل ما بهترین را برای بر عهده گرفتن بخش های چالشی انتخاب میکنیم مخصوصا آن هایی که تمرکز و زیرکی نیاز دارند.

کل تمرین میتواند برای شما کمتر از ده دقیقه طول بکشد اما این تمرینی است که برایتان در طول روز سود قابل توجهی خواهد داشت.با شروع هر صبح همراه با یک دوره ی برنامه ی کوچک  در زمانی که ذهنتان شاداب است شما میتوانید تصمیمات مهمتری بگیرید.
شما همچنین متوجه میشوید که داشتن فهرستی از بخش های کاری منسجم (نسبت به لیستی طولانی از اهداف) به طور خاص ارزشمند تر است وقتی که خستگی شروع میشود دست یابی به مسائل پیچیده سخت تر میشود .




طبقه بندی: موفقیت و آرامش، موفقیت شغلی،
برچسب ها: استفاده از زمان، صرفه جویی در زمان،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ چهارشنبه 26 شهریور 1393 ] [ 10:32 ق.ظ ] [ Zahra ] [ نظرات ]

اگر در وضعیت مالی بدی هستید و می خواهید بدهی های خود را بپردازید، یا اگر صرفا تمایل دارید وضعیت مالی خود را بهبود ببخشید و بیشتر پس انداز کنید، لیست زیر به شما کمک می کند تا هزینه هایتان را کاهش دهید. همه مواردی که در این لیست مطرح می شوند، برای همه افراد قابل اجرا نیستند، ممکن است یک یا دو مورد را قابل اجرا بدانید و یا حتی از آنها ایده بگیرید تا موارد دیگری را خودتان کشف کنید.


ممکن است در شرایط خاصی این لیست سودمند باشد و در شرایط دیگری، این همه سختی دادن بر خود روا ندارید، اضطرارها و اولویت ها را مشخص کنید، و سپس مواردی را که به سیک زندگی شما می خورد، عملی کنید. وقتی که به امور کوچک اهمیت بدهید، بعد از مدتی از پول بزرگی که از راه این امور کوچک فراهم شده، شگفت زده می شوید.


صرفه جویی در خانه

بعد از شستن لباس ها در ماشین لباسشویی آنها را خارج کنید تا در هوای آزاد خشک شوند، استفاده از خشک کن هم عمر دستگاه را کوتاه می کند و هم انرژی بیشتری مصرف می شود که پولش را شما باید بپردازید.


رنگ پشت بام و دیوارهای خارجی خانه را روشن انتخاب کنید، تا در تابستان خنک تر باشد و پول کمتری برای هزینه برق وسایل سرمایشی بپردازید.


از لامپ های کم مصرف استفاده کنید.

در موارد غیرضروری از آب گرم استفاده نکنید.


اگر خانه تان در منطقه ای نسبتا بادخیز است، در تابستان وسایل سرمایشی را خاموش کنید، پنجره ها را باز بگذارید و بر روی آنها توری بکشید تا حشرات داخل نشوند.


از نرم افزارهای حسابداری که قابل نصب بر روی موبایل هستند استفاده کنید و دائما حساب هزینه هایتان را داشته باشید.


اگر از اینترنت استفاده می کنید، میزان استفاده خود را محدود به مصارف ضروری کنید تا هزینه ماهانه کمتری بپردازید، از کتابخانه تان استفاده کنید، گشتن میان کتاب ها سخت تر از سرچ کردن در گوگل است، ولی می توان میزان مصرف اینترنت را بدین طریق بسیار کاهش داد.


اگر دو خط تلفن در خانه دارید، از شر یکی از آنها خلاص شوید.


از آب باران برای آبیاری باغچه تان استفاده کنید.


سعی کنید به وسیله یک خودآموز یا یک دوره آموزشی تعمیرات ابتدایی منزل را یاد بگیرید و خودتان آنها را انجام دهید، بدین ترتیب نه تنها پولی برای دستمزد پرداخت نمی کنید، یک تفریح خوب هم دارید. تعمیر کردن اشیای خراب احساس خوبی در انسان ایجاد می کند.


سعی کنید عوارض و مالیات خود را به موقع بپردازید تا مشمول تخفیف شوید.


صرفه جویی در حمل ونقل

اگر دو اتومبیل در خانه دارید، حتما یکی از آنها را بفروشید.

از حمل ونقل عمومی استفاده کنید.

در برخی مسیرها پیاده روی کنید، بدین ترتیب سالم تر می مانید.

لاستیک ها و سایر بخش های اتومبیل خود را در خانه مدام چک کنید و مراقبشان باشید تا کمتر گذرتان به تعمیرگاه بیافتد.

اتومبیل خود را در منزل بشویید. از آب های قبلا استفاده شده بهره بگیرید.


صرفه جویی در خرید و تغذیه

حتی المقدور با فاصله های زمانی طولانی به خرید بروید، زیاد رفتن به فروشگاه ها نیازهای کاذب و وسواس خرید در ما ایجاد می کند.

محصولاتی را که به نیاز شما پاسخ نمی دهند و در عین حال پول زیادی برای آنها پرداخته اید به تولیدکننده پس دهید، از تعهدات فروشنده غافل نباشید.

از کارت عضویت خرید از فروشگاه ها که دارای تخفیف است، استفاده کنید.

به جای خرید انواع کنسروها، خودتان در خانه حبوبات را بپزید و در یخچال نگهداری کند.

سبزیجات را عمده بخرید و از خرید محصولات آماده مثل پیاز سرخ شده که کم حجم، گران و ناسالم هستند خودداری کنید.

برای مواقع ضروری که مجبور هستید بیرون غذا بخورید، رستورانی ارزان انتخاب کنید.

اگر شاغل هستید، حتما از خانه ساندویچ های ساده ای مثل نان و پنیر و سبزی با خود ببرید.

از قیمت روز محصولات غذایی غافل نشوید، در شرایط تورمی برخی فروشندگان ممکن است از بی اطلاعی شما سوءاستفاده کنند و قیمت هایی بالاتر از قیمت واقعی اعلام کنند. اگر قیمت برخی محصولات را نمی دانید سعی کنید به طریقی مطمئن متوجه شوید.

غذاهای اضافه را دور نریزید، باقی مانده را با مخلوط کن میکس کنید و با آن سوپ درست کنید

آبی را که موقع آشپزی برای پختن ماکارونی یا برنج استفاده می کنید، هنگام آبکش کردن دور نریزید، این آب غذای خوبی برای گلدان های شما است.


صرفه جویی در پوشاک

وقتی از لباس هایتان خسته شده اید، آنها را با لباس های دوستان هم سایز خود عوض کنید، این به خصوص در مورد لباس بچه ها جواب می دهد، اگر کسی در میان دوستان یا اقوام شما چند بچه دارد، لباس های بچه خود را که کوچک شده است به یکی از آنها که فرزند کوچک دارد بدهید و لباس های فرزند بزرگ تر آنها را که برای کودک شما مناسب است بگیرید.

وقتی لباستان پاره می شود، آن را دور نریزید، یک رفوگر ماهر پیدا کنید و لباس ها را به او بسپارید.

لباس هایتان را فوری و پشت سر هم نشویید، این کار باعث می شود زودتر کهنه شوند.

لکه بری با مواد خانگی را یاد بگیرید، تا به خاطر لکه لباس هایتان را دور نریزید.

اگر از لباسی فقط یک بار استفاده می کنید، آن را نخرید، قرض کنید.

از لباس های قدیمی به عنوان دستمال های آشپزخانه استفاده کنید، قبل از این کار آنها را ضدعفونی کنید.


منبع:روزنامه دنیای اقتصاد




طبقه بندی: موفقیت شغلی،
برچسب ها: موفقیت شغلی، صرفه جویی، راه های صرفه جویی، صرفه جویی مخارج،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ چهارشنبه 8 آبان 1392 ] [ 01:50 ق.ظ ] [ Amir Ahmadian ] [ نظرات ]

 

تقریبا همه افرادی که در کسب و کار و تجارت فعالیت دارند، ادعا می کنند خواستار معاملات دوسر بُرد هستند. اما واقعیت این است که بیشتر این افراد به طور ناخودآگاه به برد خود و باخت طرف مقابل تمایل درونی دارند.

حتی هنگامی که با نیت خالص وارد مذاکره می شوید، این بسیار منصفانه است تا تصور کنید همتای شما تمایل دارد شما حداقل در مرحله یا بخشی از مذاکره ببازید. این دقیقا چیزی است که شما هم دوست دارید.

برای از بین بردن این افکار ذهنی باید ظرفیت خود را افزایش دهید. برای این منظور، باید مذاکرات خود را به سمتی پیش ببرید که هر دو طرف راضی باشند. البته این روند شاید از همان ابتدای مذاکره شفاف و مشخص نباشد. به همین دلیل، 5 راهکار کاربردی ذکر کرده ایم که شاید کمکتان کنند.



1. در یک سمت میز بنشینید

محقق برجسته موسسه آموزشی ویلسون – دکتر لیمباخ – اعتقاد دارد، نشستن روی صندلی مقابل طرف مذاکره کننده به طور ناخواسته و خودکار حس رقابت را بین دو طرف برانگیخته می کند. در این حال دو نفر تصور می کنند رقیب هم هستند و باید برای هم آرزوی باخت کنند.

بنابراین، افرادی که با هم همکاری دارند بهتر است در کنار هم بنشینند نه در مقابل هم. این کار باعث درک بهتر یکدیگر می شود. این موقعیت فیزیکی به راحتی می تواند در رسیدن به هدف دو سر سود مفی باشد.

2. غیر شخصی کردن شرایط


هنگامی که از عبارت هایی هچون «موقعیت من» یا «موقعیت شرکت من» استفاده می کنید، در واقع به نوعی مالکیت خود را بر شرایط حاکم ابراز می کنید. به این ترتیب، موقعیت موجود را به جزوی از شخصیت خود تبدیل می کنید که تغییر یا صرف نظر از آن را برایتان دشوار است.

حتی اگر در موقعیتی، جایگاه و مقام خاصی دارید، سعی کنید شرایط را به گونه ای پیش ببرید که هر دو طرف برای حل مشکلات تلاش می کنند. به طور مثال بگویید: «اگر شرایط را به فلان روش پیش ببریم، برای من سود خواهد داشت. برای تو چطور؟»

این کار باعث می شود تا مذاکرات به سمت حل مسایل پیش برود و هر دو طرف سعی می کنند برای پیشرفت بیشتر به یکدیگر کمک کنند. در نتیجه مذاکره به سمت همکاری پیش می رود نه رقابت حذفی.


3. درک دلیل تقاضاها

منطق نهفته پشت هر مذاکره ای که به دو طرف اجازه پیدا کردن راهکار مناسب یا راه حل درست می دهد را درک و پیدا کنید. این منطق باعث به وجود آمدن شرایط مناسب می شود. به طور مثال، هنگامی که مشتری پایین ترین قیمت موجود را طلب می کند، به جای تعجب و سوال، دلیل آن را درک کنید. ممکن است متوجه شوید این مشکل ناشی از کمبود در نقدینگی بودجه است.

به محض درک این مساله، می توانید با همکاری یکدیگر تا حد امکان هزینه های خرید را با توجه به نقدینگی کاهش دهید.

4. ارائه استانداردهای عینی

یکی دیگر از راه های موفقیت در مذاکره های رقابتی، معرفی فاکتورهای مستقل است که شاخص های توافق نامه را تعیین می کنند. این فاکتورها می توانند شامل تخمین ارزش بازار یا عملکرد صنعت باشند. هنگامی که مذاکره کننده ها روی این استانداردها با هم به توافق برسند، تشخیص مناسب بودن یا نبودن پیشنهاد یا موضوع مذاکره برای هر دو طرف بسیار آسان تر خواهد شد. به طور مثال، اگر خریدار بخواهد به مدیر خود ثابت کند که قیمت کالا خوب است، یک استادارد مشخص همچون قیمت بهای بازار می تواند دلیلی برای درخواست و انتخاب او باشد.

5. داشتن طرح های جایگزین


پیش از ورود به مذاکره، ایده و طرح دیگری نیز در آستین باشید تا در صورت نرسیدن به توافق با مشتری، بتوانید سریعا ایده دیگری را مطرح کنید. به این ترتیب، می توانید بدون هراس از باخت وارد مذاکره با مشتری بشوید.




طبقه بندی: موفقیت شغلی،
برچسب ها: مزاکرات، روابط، اداری، شرکت،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ شنبه 14 اردیبهشت 1392 ] [ 08:06 ق.ظ ] [ * hedieh * ] [ نظرات ]
 کریستوفر پل گاردنر، کارآفرین، سرمایه گذار و سهامدار آمریکایی، نمونه بارز افرادی است که تسلیم ‏مشکلات زندگی نمی شوند و با تلاش و پشتکار خود از فرش به عرش می رسند. در اوایل دهه 1980 گاردنر با فقر و ‏تنگدستی دست و پنجه نرم می کرد و برای بزرگ کردن پسر کوچکش با مشکلات فراوان روبرو بود. دوران کودکی او با ‏فقر، ترس، بی خانمانی و خشونت پدرخوانده در هم آمیخته بود. اما با تمام این سختی ها، مادر و یکی ازدایی های ‏گاردنر الهام بخش زندگی او بودند و به او یاد دادند که چگونه خود را باور کند و با سختی ها بجنگد. گاردنر هشت ‏ساله بود که مادرش را دستگیر کردند و به زندان فرستادند. جرم او به آتش کشیدن خانه برای کشتن شوهرش بود. ‏در همان زمان دایی گاردنر در رودخانه می سی سی پی غرق شد و گاردنررا با مشکلات زندگی تنها گذاشت.‏

به گزارش برترین ها گاردنر در زندگی مشترک هم توفیق چندانی نداشت. وقتی گاردنر از تحصیل در رشته پزشکی ‏منصرف شد، همسر اولش او را تنها گذاشت. گاردنر دو سال بعد با همسر دومش که دانشجوی دندانپزشکی بود آشنا ‏شد و مدتی بعد صاحب پسری شد که نام او را کریستوفر گاردنر گذاشت.‏
در آن زمان گاردنر در یک آزمایشگاه کار می کرد. درآمد او ناچیز بود و به هیچ عنوان برای یک خانواده سه نفره کافی ‏نبود. چهار سال بعد گاردنر به فروش تجهیزات پزشکی روی آورد تا از این طریق بتواند درآمد خود را افزایش دهد. اما ‏نقطه عطف زندگی او ملاقات با باب بریدگز بود، مردی با ظاهری آراسته و یک فراری قرمز که گاردنر را به دنیای تجارت ‏معرفی کرد. گاردنر که شیفته شخصیت و طرز زنگی بریدگز شده بود، به عنوان کارگزار سهام همکاری خود را با بریدگز ‏آغاز کرد و بعدها توانست یک دستگاه فراری –چیزی که مدت ها آرزویش را در سر می پروراند- از بسکتبالیست ‏مشهور مایکل جردن بخرد. ‏

اما ازدواج دوم گاردنر هم چندان موفقیت آمیز نبود چون همسرش پس از آنکه او را به سواستفاده فیزیکی متهم کرد ‏تمام اموال او را گرفت و رفت. زندگی مجدداً چهره سخت خود را به گاردنر نشان داده بود و او ناچار تمام طول روز را به ‏کار و تلاش می گذراند. اما در سال 1982 تلاش و پشتکار او نتیجه داد و گاردنر پس از شرکت در آزمون ورودی به عنوان ‏کارمند دائمی وارد شرکت ِ ‏Dean Witter Reynolds‏ (یک شرکت مشهور آمریکایی در زمینه سهام) شد.‏
پنج سال بعد گاردنر با سرمایه اندکی که داشت (10000 دلار) و با یک میز چوبی کوچک، شرکت خود را تحت عنوان ‏گاردنر ریچ و همکاران در شیکاگو راه اندازی کرد. در سال 2006 گاردنر در معامله ای چندین میلیون دلاری ، سهام خود ‏را درگاردنر ریچ فروخت وشرکت بین المللی خود را در نیویورک، شیکاگو و سان فرانسیسکو تاسیس کرد. ‏

گاردنر اکنون یکی از کارآفرینانی است که در فعالیت های خیریه شرکت فعال دارد و 50 میلیون دلار صرف کمک به ‏خانواده های کم درآمد، رفاه کودکان ، ساخت مسکن و ایجاد فرصت های شغلی کرده است.‏
در سال 2006 داستان زندگی اودر فیلمی به نام " در جست و جوی خوشبختی" با کارگردانی گابریل موچیانو به تصویر ‏کشیده شد که با موفقیت بسیار همراه بود



طبقه بندی: داستان ها، مطالب آموزنده، موفقیت شغلی،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ سه شنبه 3 اردیبهشت 1392 ] [ 07:13 ب.ظ ] [ Morteza ] [ نظرات ]

ده اشتباه رایج آقایان در لباس پوشیدن کدام است؟


 از نظر علمی ثابت شده افرادی که شناختی از شما ندارند، از روی ظاهـر شــما در عـرض ۳۰ ثانیه در مورد شخصیتتان نتـیجه گیری می کنند. این ارزشیابی در مدت زمان بسیار کوتاهی به صورت ناخواسته در ذهن شکل می گیرد.

 دانشمندان معتقدند که به ترتیب موارد زیر درمورد دیگران،توجه فرد را به خود جلب می کنند: رنگ پوست، جنسیت، سن، رفتار ( قد، حرکات بدن)، ظاهر، ارتباط مستقیم چشمی، و طرز صحبت کردن.

در مورد ۳ گزینه اول ما هیچ کاری نمی توانیم انجام دهیم؛ اما می توانیم با اتکا به یافته های علمی موارد دیگر را به نفع خود تغییر داده و تصور ذهنی دیگران را در مورد خود تغییر دهیم.

 از آنجایی که ۸۰% از چیزی که دیگران در مورد ما می بینند به طرز لباش پوشیدنمان بر می گردد، در این مقاله در مورد این مطلب توضیح داده خواهد شد:

 ۱) هیچ گاه با پیراهن آستین کوتاه، از کراوات استفاده نکنید. پیراهن های آستین کوتاه، لباس های درجه دو محسوب می شوند. اگر یونیفورم رسمی شغلی شما به این شکل باشد، و یا مدیر یک رستوان باشید، پوشیدن این لباس اشکالی ندارد اما اگر می خواهید یک تصویر حرفه ای از خود به جای بگذارید، بهتر است از پوشیدن پیراهن آستین کوتاه خودداری کنید.

۲) یکی از مهمترین اجزاء اساسی پوشش یک مرد را کفش هایش تشکیل می دهند. کفش هایتان باید تمیز باشند، برق بزنند، ظاهر آراسته ای داشته باشند و مناسب مکانی که در آن هستید باشند. اگر کت شلوار می پوشید حتماً باید کفش های مردانه بندی به پا کنید. یک کفش را برای چند روز پشت سر هم نپوشید و زمانیکه از آنها استفاده نمی کنید، قالبشان را درون آنها قرار دهید.

۳) در مورد شلوار باید گفت که آنقدر باید بلند باشد که جوراب هایتان را بپوشاند و جوراب هایتان هم باید آنقدر بلند باشند که وقتی پاهایتان را روی هم می اندازید، ساق پا مشخص نشود. شلوار، اگر یک تای کوچک روی پا بخورد به اندازه کافی بلند است. سر آستین و پاچه های شلوار نیز باید مرتب و منظم باشند. پاچه های مرتب هنگام نشستن شما را در وضعیت بهتری قرار می دهند و سر آستین های مناسب سنگینی و وقار شما را افزایش می دهند.

۴) هیچ گاه هم از کمربند دور کمری و کمربندهای پیش سینه دار با هم استفاده نکنید. این کار شما را قدری نامطمئن جلوه می دهد.

۵) جوراب باید با شلوار همخوانی داشته باشد.

۶) کمربند باید با کفش همخوانی داشته باشد.

۷) کراوات باید تا خط کمربند پایین بیاید. این امر اختیاری نیست و هیچ بحثی در مورد آن پذیرفته نمی شود. اگر کراوات از اندازه طبیعی خود کوتاهتر باشد، شما را یک فرد ناآگاه جلوه می دهد.

۸) گره کراوات زمانی خوب به نظر می رسد که بعد از گره، یک "فرو رفتگی" محسوس در آن ایجاد شود. گیره کراوات و سایر آویزهای زینتی که به کراوات متصل می شوند، دمده شده اند.

۹) پوشیدن جلیقه نشانگر قدرت بیشتر است. باید توجه داشته باشید که آخرین دکمه کت یا جلیقه لزوماً نباید بسته شود. این امر از زمان ادوارد هفتم مد شد. او وزنش افزایش پیدا کرد، نمی توانست دکمه هایش را ببندد و بنابراین این کار را مد کرد.

کت های رسمی یک تا سه دکمه دارند. کت هایی که بیش از سه دکمه دارند، قدری امروزی تر بوده و بیشتر جنبه مد را داشته و آن اصالت خود را از دست می دهند و بیشتر برای وقایع اجتماعی معمولی مناسب هستند تا یک ملاقات مهم کاری. در کت هایی که شامل دو دکمه هستند، فقط دکمه اول بسته می شود.

در کت های سه دکمه، یا می توانید تنها دکمه وسط را ببندید و یا دکمه اول و دوم. برخی از متجددین کرانه باختری از این سه دکمه، تنها دکمه بالایی را می بندند!

کت هایی که ۴ دکمه و یا بیشتر دارند طوری طراحی شده اند که در آنها باید حتماً دکمه آخر نیز بسته شود. اگر دکمه آخر به راحتی بسته شد، که باید آنرا ببندید، اما اگر باعث کشیدن پارچه شود، بهتر است که آنرا باز بگذارید.

نوع دیگر کت های مردانه دارای دکمه های بیشتری هستند و از نوع اولیه قدری رسمی تر به نظر می رسند. در این مدل دکمه ها در دو تا سه ردیف عمودی قرار می گیرند. آنها بر اساس دکمه هایی که روی آنها به کار رفته، در سه گروه قابل تشخیص می باشند: ۲/۴ و ۱/۴ و یا ۲/۶.

شماره اول مربوط به تعداد کل دکمه های جلویی است و شماره دوم مربوط به سوراخ دکمه های کاربردی است. نتیجتاً به این معناست که لازم نیست از تمام دکمه هایی که می بینی، استفاده کنید و تمام آنها را ببندید.

در کت های ۲/۴ و ۲/۶ معمولاً دکمه بالایی و وسطی بسته می شود، اما دوک های انگلیسی اغلب دکمه آخر را می بستند و با این کار سینه هاپهن تر و پایین تنه بارک تر شده و چهره مردانه تری به فرد داده می شود.

چرا آقایون ترجیح می دهند که آخرین دکمه کت، جلیقه، و یا ژاکت خودشان را باز بگذارند؟ ادوارد هفتم، پسر ملکه ویکتوریا (۱۹۱۰-۱۸۴۱ مدت زمان پادشاهی ۱۹۱۰- ۱۹۰۱) او آنقدر وزنش زیاد بوده که به هیچ وجه نمی توانست آخرین دکمه لباس هایش را ببندد یا اگر بخواهیم کمی لطافت تاریخی به خرج دهیم، می توانیم بگوییم که یادش می رفته این کار را انجام دهد. اتباع او این کار را به صورت یک مدل مد جدید نشان میدادند و از آن زمان به بعد اغلب آقایون چنین مدی را در پیش گرفتند و امروزه آخرین دکمه های کت اصلاً طوری طراحی نمی شوند که بتوان آنها را بست.

شاید هم ایده نبستن آخرین دکمه کت از نیم تنه های بلند گرفته شده باشد؛ آنها آنقدر بلند بودند که اگر آخرین دکمه ها بسته می شد، فرد به سختی می توانست راه برود. به همین دلیل افرادی که از چنین کت هایی استفاده می کردند، ترجیح می دادند که آخرین دکمه آنرا باز بگذارند.

۱۰) آستین کت ها رسمی و اسپورت باید طوری طراحی شده باشد که در حدود ۴/۱ تا ۲/۱ سانت از سر آستین پیراهنی که در زیر آن پوشیده می شود را نشان بدهند.

چه خبر آنلاین




طبقه بندی: موفقیت و آرامش، موفقیت شغلی،
برچسب ها: نحوه انتخاب لباس، خرید کت و شلوار، چه کت و شلواری بخریم، مد و پوشش لباس، روانشناسی تیپ کت و شلوارپ، چه کت و شلواری بپوشیمپ، کت و شلوار های زیبا،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ یکشنبه 4 فروردین 1392 ] [ 10:47 ق.ظ ] [ Amir Ahmadian ] [ نظرات ]

حتماً می دانید که مهارت نه! گفتن از اهمیت زیادی برخوردار است. بسیاری از افراد پر مشغله و مؤثر عادت کرده اند که کارهای زیادی را یک تنه انجام دهند زیرا آن ها نمی خواهند به هیچ درخواستی نه! بگویند. حتی گاهی از اخراج کارمندجدیدی که می دانند مخل فعالیت شرکت و کار دیگران خواهد بود طفره می روند. دوستان، همکاران و کارمندان تنها کسانی نیستند که باید یاد بگیرید چگونه به آن ها نه! بگویید.

یک نفر دیگر هم هست که مدام همه چیز را به هم می ریزد! بله خود تان.

بگویید نه! تا پولدار شوید!

امروزه برنامه های تبلیغاتی فراوانی ما را محاصره کرده اند. تلویزیون، روزنامه، مترو و از همه مهمتر اینترنت! و نیز ابزار جدید شامل لوح های فشرده و لباس هایی که در مغازه ها یا اینترنت در دسترس هستند. اگر شم اقتصادی قوی ای نداری باید بیشتر حواست را جمع کنی تا اسیر وسوسه ی خرید کردن نشوی. چون ناگهان از خرید های کوچک به خریدهای چند صد هزار تومانی خواهی رسید که اغلب نیز غیر ضروری هستند. اصلاً منظورم این نیست که خودت را در تنگنا قرار دهی اما نباید عادت کنی هر چه در مسیرت قرار می گیرد را به سرعت بخری. بودجه ای برای خرج های ماهیانه ات تعیین کن تا بفهمی چه می کنی.

اگر فروشگاه اینترنتی یا واقعی ای وجود دارد که همیشه تو را به هوس خریدهای غیر ضروری می اندازد لطفاً سعی کن در ماه آینده به هیچ عنوان به سراغش نروی.

بگو نه! و برنامه هایت را به هم نریز!

اگر از آن دسته افرادی هستی که از ایده ها و برنامه های جدید ذوق می کنی و به زور آن ها را در برنامه ات می گنجانی با گفتن نه به آن ها می توانی در آن چه در حال انجامش هستی به موفقیت های بیشتری دست پیدا کنی و با سرعت بالاتری کارهایت را به انجام برسانی و به سراغ فعالیت های دیگری که بر سر راهت قرار می گیرند بروی. لیستی از کارهایی که می خواهی در آینده انجام دهی و الان فرصتش را نداری تهیه کن. حتی کارهایی که در حال انجامش هستی ولی فکر می کنی چند ماه به طول خواهد انجامید را یادداشت کن.

بگو نه! تا مجبور نشوی اصول و ارزش هایت را زیر پا بگذاری!

جای دیگری که باید نه گفتن در آن را یاد بگیری وقتی است که فعالیتی با اصول مورد قبولت در تضاد قرار می گیرد. این مسئله می تواند مربوط به امور کوچک و گذرا شود مثلاً ممکن است بخواهی تلویزیون را خاموش کنی تا بتوانی وقت بیشتری را با خانواده ات بگذرانی و این درحالیستکه بسیار خسته هستی و ترجیح می دهی تلویزیون ببینی و استراحت کنی. این یعنی ایجاد محدودیتی بزرگ برای خودت فقط به خاطر اینکه ازدواج کرده ای و مسئول خانواده ای هستی که تشکیل داده ای.

همه ی ما دوست داریم مسیر کوتاه تر و آسانتر را برگزینیم و اما این راه همیشه مسیر توأم با شادی و سعادت نیست(آن چه اکنون مملو از راحتی و آرامش به نظر می رسد ممکن است آبستن انواع و اقسام پریشانی ها و مسائل در آینده ای نزدیک شود). با نه! گفتن به خودت می توانی با ارده ای قویتر و با احترام به ارزش ها و اصولت به آنچه می خواهی باشی برسی. از همین الان شروع کن! به آن چه باید و آن چه نباید انجام دهی فکر کن.

 

 




طبقه بندی: موفقیت و آرامش، موفقیت شغلی، ارتباط اجتماعی، اعتماد به نفس،
برچسب ها: نه گفتن به خود..،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ چهارشنبه 2 اسفند 1391 ] [ 05:07 ق.ظ ] [ Samaneh ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 6 :: 1 2 3 4 5 6

نظر سنجی
مهمترین آرزوی شما ؟ ( صادقانه و واقع بینانه )






درباره وبلاگ

همانطور که سلامت جسم برای همه ما مهم است, سلامت روان هم مهم است...
پس:
کسانی که سراغ روان شناس می روند بیمار نیستند
و کسانی که روان شناس می شوند دنبال بیمار نیستند
ما فقط کنار هم ایم تا لحظاتی که می پرسیم "چرا ما؟" به همدیگر بهترین زندگی را هدیه دهیم

" امیدواریم وبلاگ روانشناسی سهمی در موفقیت شما توی زندگیتون داشته باشه ، هرچند این موفقیت حاصل اراده شماست و ما فقط واسطه ایم... "
" به امید روزی که همه مردم سرزمین من لبخند به لب داشته باشند... "

" وبلاگ منتخب میهن بلاگ،مجله موفقیت و راه موفقیت "
مطالب برتر و پر بازدید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب