تبلیغات
روانشناسی

روانشناسی
جدیدترین تست های روانشناسی در www.ravanshena30.ir
قالب وبلاگ





وقتی جوان‌تر بودم، وقتی اوضاع خوب و آنطور که دوست داشتم پیش نمی‌رفت واقعاً نمی‌توانستم درسی از آن بگیرم. نمی‌توانستم به تصویر بزرگ نگاه کنم و بتوانم از پیشامدهای بدی که برایم اتفاق افتاده درس بگیرم.

اما، هر بار که اوضاع زندگی آنطور که می‌خواهید پیش نمی‌رود، می‌توانید چیزهایی زیادی از آن یاد بگیرید.

یکی از بهترین کارهایی که می‌توانیم بکنیم این است که وقتی اوضاع طبق برنامه‌های ما پیش نمی‌رود، به همه ماجراهایی که اتفاق افتاده خوب فکر کنیم و تا جاییکه می‌تونیم از همه تجربیاتمان درس بگیریم و خودمان را برای موفقیت در آینده آماده کنیم.

10 درسی که باید از شکست بگیریم:

1.
واقعاً چیزی به اسم شکست وجود ندارد. بله، ممکن است اوضاع بد پیش برود یا مطابق برنامه ما پیش نرود اما واقعاً چیزی به اسم شکست وجود ندارد زیرا همیشه یک دلیل خوب برای خوب پیش نرفتن اوضاع و درسی برای آموختن از آن وجود دارد. در طولانی مدت، هر اتفاقی که می‌افتد به صلاح شما خواهد بود.

2.
اگر به دلایلی اشتباه چیزی را می‌خواهید، هیچوقت آنطور که شما دوست دارید انجام نخواهد شد.

3.
می‌توانید از این واقعیت بعنوان یکی از قوی‌ترین انگیزه‌ها برای موفقیت در آینده استفاده کنید که اول کار، اوضاع آنطور که شما دوست دارید پیش نرفته است. اگر تصمیم بگیرید که به همه چیز درست نگاه کنید، اشتیاقتان برخواهد گشت.

4.
همیشه و در همه جا پشتکار، تعهد و تلاش نتیجه می‌دهد.

5.
بعد از اینکه چیزی برخلاف میل شما پیش رفت، اگر تصمیم بگیرید که از آن درس بگیرید و توجهتان را به ارتقاء کاری که می‌خواستید انجام دهید معطوف کنید (به جای اینکه خسته و ناامید شوید)، خواهید دید که عملکردتان به طرز قابل‌ملاحظه‌ای بهتر می‌شود و در کارتان پیشرفت می‌کنید.

6.
بعد از شکست، سه کار خوبی که می‌توانید انجام دهید اینها هستند: (1) دلایل شکستتان را بررسی کنید (2) درس بگیرید (3) اگر چیزی است که واقعا می‌خواهید و فکر می‌کنید باید آن کار را انجام دهید، بلافاصله دوباره تلاش کنید.

7.
امتحان کردن، ریسک کردن و موفق نشدن خیلی بهتر از این است که فقط عقب بنشینید و به این فکر کنید که اگر شکست بخورید چه خواهد شد.

8.
تنها نتیجه بدی که شکست می‌تواند داشته باشد این است که انگیزه دوباره امتحان کردن را از دست بدهید.

9.
هیچ نیازی به خجالت کشیدن نیست زیرا همه آدمها در جایی از زندگی خود شکست می‌خورند. فقط شما نیستید که شکست خورده‌اید.

10. 
خیلی از پیشرفت‌ها در نتیجه یک شکست ایجاد شده‌اند. چیزهایی که دوست دارید را دنبال کنید. چیزی برای از دست دادن ندارید و تازه خیلی چیزهای عالی به دست خواهید آورد.

امروز بهتر از دیروز زندگی کنید.

شما چه درس‌هایی از شکست گرفته‌اید؟ افکار و نظراتتان را برای دیگران بیان کنید






طبقه بندی: موفقیت و آرامش، مطالب آموزنده،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ جمعه 30 فروردین 1392 ] [ 07:02 ب.ظ ] [ Morteza ] [ نظرات ]
هر یک از ما بزی داریم این چنین:


روزگاری مرید و مرشدی خردمند در سفر بودند. در یكی از سفر هایشان در بیابانی گم شدند و تا آمدند راهی پیدا كنند شب فرا رسید. ناگهان از دور نوری دیدند و با شتاب سمت آن رفتند. دیدند زنی در چادر محقری با چند فرزند خود زندگی می كند. آنها آن شب را مهمان او شدند. و او نیز از شیر تنها بزی كه داشت به آنها داد تا گرسنگی راه بدر كنند. روز بعد مرید و مرشد از زن تشكر كردند و به راه خود ادامه دادند. در مسیر، مرید همواره در فكر آن زن بود و این كه چگونه فقط با یك بز زندگی می*گذرانند و ای كاش قادر بودند به آن زن كمك می كردند، تا این كه به مرشد خود قضیه را گفت. مرشد فرزانه پس از اندكی تأمل پاسخ داد: «اگر واقعاً می*خواهی به آنها كمك كنی برگرد و بزشان را بكش!
«مرید ابتدا بسیار متعجب شد، ولی از آن جا كه به مرشد خود ایمان داشت چیزی نگفت و برگشت و شبانه بز را در تاریكی كشت و از آن جا دور شد. .... سال های سال گذشت و مرید همواره در این فكر بود كه بر سر آن زن و بجه هایش چه آمد.

روزی از روزها مرید و مرشد قصه ما وارد شهری زیبا شدند كه از نظر تجاری نگین آن منطقه بود. سراغ تاجر بزرگ شهر را گرفتند و مردم آن ها را به قصری در داخل شهر راهنمایی كردند.

صاحب قصر زنی بود با لباس های بسیار مجلل و خدم و حشم فراوان كه طبق عادتش به گرمی از مسافرین استقبال و پذیرایی كرد، و دستور داد به آن ها لباس جدید داده و اسباب راحتی و استراحت فراهم كنند.

پس از استراحت آن ها نزد زن رفتند تا از رازهای موفقیت وی جویا شوند. زن نیز چون آنها را مرید و مرشدی فرزانه یافت، پذیرفت و شرح حال خود این گونه بیان نمود:

سال های بسیار پیش من شوهرم را از دست دادم و با چند فرزندم و تنها بزی كه داشتیم زندگی سپری می كردیم. یك روز صبح دیدیم كه بزمان مرده و دیگر هیچ نداریم. ابتدا بسیار اندوهگین شدیم، ولی پس از مدتی مجبور شدیم برای گذران زندگی با فرزندانم هر كدام به كاری روی آوریم. ابتدا بسیار سخت بود، ولی كم كم هر كدام از فرزندانم موفقیت هایی در كارشان كسب كردند. فرزند بزرگترم زمین زراعی مستعدی در آن نزدیكی یافت. فرزند دیگرم معدنی از فلزات گرانبها پیدا كرد و دیگری با قبایل اطراف شروع به داد و ستد نمود. پس از مدتی با آن ثروت شهری را بنا نهادیم و حال در كنار هم زندگی می كنیم. مرید كه پی به راز مسئله برده بود از خوشحالی اشك در چشمانش حلقه زده بود ....

نتیجه:
هر یك از ما بزی داریم كه اكتفا به آن مانع رشدمان است، و باید برای رسیدن به موفقیت و موقعیت بهتر آن را فدا كنیم. ... (هیچ چیز غیر ممكن نیست!)



طبقه بندی: موفقیت و آرامش،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ دوشنبه 26 فروردین 1392 ] [ 08:02 ق.ظ ] [ * hedieh * ] [ نظرات ]

 

دانشمندان معتقدند در هنگامی که شما احساس نگرانی و استرس می‌کنید کشیدن نفس‌های عمیق …




دانشمندان معتقدند در هنگامی که شما احساس نگرانی و استرس می‌کنید کشیدن نفس‌های عمیق حال شما را بدتر می‌کند.


محققان متوجه شدند در هنگامی که شما علائم استرس و نگرانی ازخود نشان می‌دهید تغییر شیوه نفس کشیدن تاثیر بهتری نسبت به درمان‌ها و داروهای روانی در کاهش علائم ناشی از این حالات دارند. با این روش هم‌چنین می‌تواند مردم را نسبت به حملات ترس و نگرانی در آینده بیمه کرد.
حملات ترس و استرس (panic attack) همراه با علائمی مانند افزایش ضربان قلب، عرق کردن کف دست و نفس نفس زدن بروز پیدا می‌کند. بیش از ۶ میلیون نفر در آمریکا به این حالت دچار هستندو به طور ناگهانی دچار استرس می‌شوند.
معمولا به انسان‌ها در هنگام نگرانی توصیه می‌شود که نفس عمیق بکشند، اما برای افرادی که دچار نفس نفس زدن‌های شدید می‌شوند این توصیه چندان خوب نیست. چرا که در این حالت معمولا انسان‌ها مقادیر زیادی دی‌اکسید کربن را از طریق تنفس خارج می‌کند که می‌تواند منجر به بروز حالاتی مانند سرگیجه یا بی‌حسی شود. در این هنگام احساس خفگی به انسان‌ها دست می‌دهد و به همین دلیل آن‌ها به طور ناخودآگاه سریع‌تر و عمیق‌تر نفس می‌کشند انجام این کار وضعیت را بدتر می‌کند.


نفس نفس زدن به این دلیل نیست که آن‌ها کمبود اکسیژن پیدا کرده‌اند، بلکه دلیل اصلی این است که آن‌ها به یکباره حجم هوای زیادی را از راه دهان خارج می‌کنند.

به همین دلیل ‌کارشناسان روانشناسی معتقدند در این حالت به جای نفس‌های عمیق شما بهتر است نفس‌های سطحی و آرام بکشید.

به این ترتیب میزان دی‌اکسید کربن موجود در خون شما به حالت طبیعی باز می‌گردد و کم‌تر احساس تنگی نفس پیدا می‌کنید. اما دانشمندان معتقدند آموزش این تکنیک به افرادی که معمولا دچار نگرانی هستند چندان ساده نیست چرا که آن‌ها در این حالت معمولا احساس خفگی می‌کنند و به همین دلیل به طور ناخودآگاه شروع به کشیدن نفس‌های عمیق می‌کنند.
اما در صورتی که آن‌ها با تمرین کردن این روش را کنار بگذارند ظرف مدت کوتاهی می‌توانند به خود مسلط شوند و ترس را کنار بگذارند.




 




طبقه بندی: موفقیت و آرامش،
برچسب ها: اعصاب، عصبی، نفس نکشیدن،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ یکشنبه 25 فروردین 1392 ] [ 08:10 ق.ظ ] [ * hedieh * ] [ نظرات ]

1 ) با صرف غذا آرامش بیابید.
کربوهیدراتها باعث افزایش سروتونین در مغز انسان شده و تأثیر مثبتی بر خلق و خوی فرد گذاشته و در نتیجه تأثیر آرام بخشی بر کل بدن به جا می گذارد و عوارض حاصل از فشار روانی همچون خشم ، تنش زود رنجی و ناتوانی در تمرکز را کاهش می دهد.
بهتر است که در روزهای پرتنش در چند و عده ، غذای کم حجم و ولی در عین حال میزان کل کالری مورد نیاز را در وضع مناسبی ثابت نگهداریم.


2 ) در هنگام عصبانیت و ناراحتی این سه سوال را از خود بپرسید :
آیا این موضوع مهم است ؟
آیا این جریان تغییر پذیر است ؟
آیا واکنش من در مقابل مسئله بجا و مناسب است ؟
هر کسی می تواند با بهره وری از این روش و پرسیدن این سوالها از خود و پاسخ دان به آن خود را آرام ومحرکهای تنش زا را از میان برارد.گفتنی است که چنین راهکاری در هر جایی کاربرد دارد و تنها به محیط کار محدود نمی شود


3) با دویدن از بار مشکلاتتان بکاهید..
دکتر کوبو متعقد است که ورزشهای هوازی بهترین طریقه از میان بردن فشارهای روانی روزانه می باشد.حتی انجام فعالیت متعادل نظیرپیاده روی در روز به بهبود وضع جسمی و روحی شخص می انجامد


4) دیده گاههای خودتان را بررسی کنید .
مشیل تیلور ، کارشناس و روانشناس ، در رفع فشارهای روانی می گوید که در یک روز کاری شلوغ رانندگی می کرد ناگهان متوجه شد که چراغ روغن اتومبیلش چشمک می زند او آن روز بیماران زیادی را ویزیت کرده بود وضمناً ناچار بود کودک سه ساله اش را بعد از برگشت ازسرکار از جایی بردارد.
تیلور در این مورد می گوید:خودم نیز احساس فشار روانی زیادی می کردم که یکمرتبه برآن شدم همان روش رابکاربندم که به بیمارانم توصیه می کنم .
سپس ازخودم پرسیدم،آیا مشکل روغن ماشین مسئله مرگ و زندگی است ؟ نه تعویض روغن را به راحتی می توان به هفته بعد موکول کرد و چندان هم ضرورت ندارد.درضمن خاطرنشان می سازد که اختصاص نیم ساعت از روز برای انجام کار لذت بخش باعث می شود که جان و نیرویی تازه ای بگیرید. مخصوصاً در روزهای تعطیل سری به دوستان و خویشاوندانتان بزنید و کارهای روزمره را به کنار بگذارید


5 ) نفسهای عمیق بکشید :
کشیدن نفس عمیق به نحوی که ریه ها کاملاً پرشود و عمل رساندن اکسیژن حیاتی به مغز سریعتر صورت گیرد به این منظوراز راه بینی آهسته و عمیق نفس بکشید و حس کنید که این هوا در تمام بندبند وجودتان جریان می یابد الان کم کم به مدت طولانی هوا را بیرون بدهید.ضمن انجام این کار بگذارید هر چه هوا هست بیرون بیایدتاشکمتان تخت شده، وآه بکشید .
باید تصور کنیدهوایی که تنفس می کنید احساس آرامش و آسایش رابرای بدنتان به ارمغان میآورد و هنگام بازدم بایدبه این فکرباشیدکه چگونه فشارعصبی برطرف می شود.

 بقیه موارد در ادامه مطلب


ادامه مطلب

طبقه بندی: موفقیت و آرامش، کنترل عصبانیت،
برچسب ها: فشار روانی، ریلکسیشن، ارامش درون،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ یکشنبه 18 فروردین 1392 ] [ 08:40 ق.ظ ] [ * hedieh * ] [ نظرات ]


یکی از مهار­ت­هایی که لازمه موفقیت در هزاره سوم است، استفاده بهینه و موثر از زمان و به عبارتی مدیریت نمودن زمان است. به این معنا که از فرصت‌ها و لحظه‌هایی که در اختیار داریم بهترین استفاده را داشته باشیم. زیرا زمان، منبع منحصر به فردی است که اگر تلف شود، جایگزینی برای آن وجود ندارد. بنابراین ضروری است تا جهت جلوگیری از اتلاف بیهوده وقت، در مورد بایدها و نبایدها تصمیمگیری کنیم. برای اینکه کمتر از فرصت­هایی که به راحتی از دست می دهیم، ناله سر دهیم و قضا و قدر را بانی و باعث تمام سهل انگاری­های خود نماییم، می بایست تکنیک هایی را برای استفاده بهینه از گنج گرانبهایی که به تک­تک ما هدیه داده شده است، بکار بریم:


با برنامه­ ریزی پیش برویم

برنامه­ریزی، مادر تمام بی­برنامگی­هاست. «دراکر» اندیشمند برجسته مدیریت، معتقد است: اگر نتوانیم برای وقت خود برنامه­ریزی کنیم هیچ چیز دیگر را هم نمی توانیم اداره کنیم. بنابراین اگر در هر نقشی (همسر، پدر، مادر، فرزند، کارمند، رئیس و ...) که هستیم و وظایف بیشماری نیز بر دوش داریم، می­بایست برای هر کدام از نقش­های خود برنامه ریزی کرده و مدت زمانی را برای هر یک از آنها در نظر بگیریم. در غیر این صورت، آن نتیجه و کارآیی که انتظار داریم را بدست نخواهیم آورد.


تمام کارهایمان را روی کاغذ بیاوریم

داستان مشهوری در مورد فهرست کردن کارها و تاثیر آن بر بهره­وری منسوب به آقای «چارلز شواب» مدیر عامل شرکت فولاد وجود دارد. وی از مشاور خود خواست تا روشی برای انجام کارهایش برای استفاده درست از زمان به وی بیاموزد. مشاور به وی گفت من به شما روش آسان و موثری یاد می دهم که بازدهی کار شما را تا پنجاه درصد افزایش می دهد. آنگاه مشاور یک برگ کاغذ سفید به «شواب» داد و به وی گفت شش مورد از کارهای مهمی که می بایست فردا انجام دهد در آن بنویسد و آنها را به ترتیب اهمیت شماره گذاری کند و از وی خواست که از روز بعد کارهایش را به ترتیب اولویت از مورد اول شروع کند و پس از آن که تمام شد سراغ دومین مورد برود و همین روش را تا آخرین مورد ادامه دهد. نقل می کنند که آقای «شواب» پس از به کارگیری این روش، آنرا بسیار مفید یافت و دستور داد که کلیه کارمندانش نیز از همین روش استفاده کنند. وی در این باره می گوید: از آن به بعد من و کارکنانم، ابتدا به انجام و اتمام لازمترین و مهمترین کارهای روزانه می پردازیم.


دزدان زمان را بشناسیم

میهمانان ناخوانده، تلفن­های مزاحم و غیرضروری، نداشتن انضباط کاری، سستی و بی­ارادگی در تصمیمگیری، دوباره کاری، روش­های غیر صحیح و عادات نادرست مطالعه، ناتوانی در «نه» گفتن به خواسته­های دیگران، نداشتن تمرکز حواس، عادت امروز و فردا کردن، صحبت­های کم اهمیت، مطالعه مطالب کم اهمیت و غیرضروری، ترس از شکست، تلویزیون و مواردی از این قبیل راهزنان وقت ما هستند. بطوریکه مدت زمان زیادی را به خود اختصاص داده و هیچ نتیجه و سودی برای ما جز هدر دادن وقتمان ندارند. با حذف یا کم نمودن تمام کارهایی که انجام آنها از اهمیت ناچیزی برخوردار است، می توانیم کارهای خود را با سرعت بسیار بیشتری به اتمام برسانیم.


از زمانهای مرده استفاده کنیم

اوقاتی که در حال قدم زدن، رانندگی، انتظار و ... هستیم، بهترین زمان برای تفکر درباره بهتر انجام دادن کارهایمان است. نگذاریم این زمان­ها به بیهودگی تلف گردند، بلکه سعی کنیم از آنها به خوبی استفاده نماییم.


در گذشته توقف نکنیم
گذشته را با تمام خوبی­ها و بدی­ها به دفترچه خاطراتمان بسپاریم. حال را دریافته و افق‌های زیبایی را برای فردای خود ترسیم کنیم. تنها از گذشته خود درس بگیریم و به عنوان موتوری برای حرکت رو به جلو از آن استفاده کنیم نه برای حرکت به عقب و درجا زدن.


در خود انگیزه ایجاد کنیم

میل یا اراده انجام کاریاانگیزش، عامل اساسی در ایجاد تلاش­ها و فعالیت­ها است. به دیگران قول بدهیم که کاری را تا مدت زمان معینی به اتمام خواهیم رساند. قول دادن به دیگران در ما انگیزه ایجاد می­کند تا سر وقت کارمان را تحویل دهیم.


 



طبقه بندی: موفقیت و آرامش،
برچسب ها: مدیریت، زمان، ساعت، وقت، مدیریت زمان، ارزش زمان،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ چهارشنبه 14 فروردین 1392 ] [ 02:15 ب.ظ ] [ * hedieh * ] [ نظرات ]


"من تو را ترك می كنم " كلمات كمی وجود دارد كه كمتر از این سه نوع قابل درك هستند. وقتی آنها از زندگی ما با خشم و یا در قالب یك پیامك و یا نوشته یاداشت با بی تفاوتی و هوشیارانه خارج میشوند. او از خودش نامهربانی برجای گذاشته است سپس ما در یك بحران جدایی سقوط می كنیم ، سپس برای ما مدت طولانی لازم تا بر این بحران غلبه بكنیم. فقط كسی كه در هنگام استوار بودن زندگی زناشویی میتواند جدایی همسر را تحمل كند ،كه قلبا" خودش از او خداحافظی كرده است. به وسیله جدایی دچار هیجان و التهاب سختی نمیشود.

مراحل جدایی

تمام انسانها و خود همسرمان بعداز شوك جدایی از مراحل متفاوت عبور میكنند. وقتی كه ازجدایی فروكش نمود این مرحله را پشت سرنمود دیگه او زمان رو به جلو دارد. او اغلب درهنگام زمان زناشویی شروع كرده كه دوست داشتن در رفاقت را تغییر بدهد و جدا كند. مرحله ای كه بعد از اتمام زندگی زناشویی می گذرد .مساوی است با مرحله ازدست دادن یك انسان توسط مردن كه تجربه میشود. مراحل مختلف با این چهار منطقه اخلال علامت گذاری میشود. درافكار، احساس، رفتار عكس العمل جسمی . این چهارمرحله متفاوت امكان دارد.

مرحله 1. نمی خواهید قبول كنید :شوك و انكار را

اولین مرحله نشانه اش توسط منكر و نادیده گرفتن نهایی از جدایی است. دراین مرحله اغلب احساس شوك و سر گیجه میباشد. ما رفتار میكنیم مانند روبات ویا عقیده داریم كه همه چیز مانند یك خواب ناجور می باشد. كه از آن نیاز داریم بعد از چند مدت بیدار شویم. و همه چیز دوباره درست میشود. در این مرحله تمنا میكنیم شانس دوممان را برای زندگی زناشویی .

مرحله 2. به هم ریختن احساسات

نشانه این مرحله بدون جهت یابی و نوسان حالت روانی ، احساس ناامیدی ،خشم ، ترس، و تغییر دادن پی درپی ناامیدی خود، در كنار آن ناراحتهای بد نی نفوذ می كند مانند ، خواب ، نا توانایی درك ، تمركز هواس و اخلال اشتها مانند نا آرامی داخلی.


ادامه مطلب

طبقه بندی: روابط دختر و پسر، موفقیت و آرامش، عاشقانه ها، بهبود روابط، افسردگی،
برچسب ها: جدایی..افسردگی..بحران،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ سه شنبه 6 فروردین 1392 ] [ 01:34 ب.ظ ] [ Samaneh ] [ نظرات ]

بسیاری از زنان در نحوه ارتباط خود با همسران شان مرتكب اشتباهاتی می‌ شوند كه رابطه آنان را دچار اختلال می ‌كند. بسیاری از این اشتباهات در نتیجه الگوهای رفتاری است كه ما از مادران و مادربزرگ‌ های خود گرفته‌ایم. هنگامی كه این عادت ‌ها و روش ‌ها را در دنیای امروز به كار می ‌بریم احساس بدی به ما می ‌دهند و باعث می ‌شوند همسران مان نیز رفتار بدی با ما داشته باشند. بعضی از این اشتباهات از این گونه‌اند:

 

اشتباه اول: زنان در حق مردان مادری کرده و آنان را با بچه‌ها اشتباه می‌گیرند:

به این جملات توجه كنید: «مواظب باش كیف پولت را فراموش نكنی»، «قبض برق را پرداختی؟»، «می دانی ماشین بنزین ندارد؟»، «چند بار باید گفت این حوله‌ های خیس را روی زمین نینداز» و«اگر با این لباس نازك بیرون بروی حتما سرما می ‌خوری.» یكی از معمول ‌ترین و مخرب ‌ترین عادات ارتباطی زنان با مردان است. ما به گونه‌ای با آنان رفتار می ‌كنیم كه گویی كودكی بیش نیستند و این‌ طور فرض می ‌كنیم كه ناتوانند و نمی ‌توانند از خودشان مراقبت كنند و نیاز دارند ما زندگی ‌شان را بگردانیم. البته این پیش ‌فرض‌ های ما در بسیاری از مواقع حقیقت دارند، اما موضوعی كه در این جا اهمیت دارد این است: هنگامی كه با یك مرد مانند پسربچه كوچكی رفتار می‌ كنید او نیز شما را مایوس نكرده و مانند بچه‌ای كوچك رفتار خواهد كرد. هنگامی كه انتظار دارید ناتوان، درمانده و ضعیف باشد، او نیز ناتوان، درمانده و ضعیف می‌ نماید.

این جمله یعنی اینکه زنان بیش از حد در حق مردان مفید واقع می‌شوند و کارهای را که خودشان می‌بایست انجام دهند برایشان انجام می‌دهیم برای مثال:

** در حق آنها زیاد از حد مفید هستید، مثلا: دنبال کلید‌هایش می‌گردیم، لباس‌ هایش را پشت سرش جمع می ‌كنیم و مانند آن.

** راه انداختن بازی‌های کلامی با انها جهت بیرون کشیدن اطلاعات: گرسنه ای؟ چی دوست داری؟ چی کار کردی؟

** ما چنین فرض می‌کنیم که مردها کم حافظه‌و فراموشكارند و اطلاعاتی که می‌بایست خودشان به خاطر داشته باشند ما باید به آنها گوش زد کنیم: وقتی رسیدی زنگ بزنی، وقت دکتر امروزت یادت نره! یادت نره بچه‌ها رو از مدرسه بیاری!

** آن‌ها را نکوهش می‌کنید ، گویی بچه‌اند: نمی‌ بینی هوا سرد است؟ چند بار بگم چراغ‌ها را قبل از خوابیدن خاموش کن!

**به عهده گرفتن کارهایی که فکر می‌کنید نمی‌توانند به درستی انجام دهند: یک روز با بچه‌ها فرستادمش که برن لباس بخرن فاجعه بود! دیگه همچین کاری را نمی‌کنم.

**اصلاح اشتباهات و امر ونهی کردن به آنها: اگر جای تو بودم از سمت چپ رانندگی می‌کردم! اگر جای تو بودم از رضا به خاطر کاری که انجام دادم معذرت خواهی می‌کردم.

با همسرتان طوری رفتار می‌ كنید كه گویی او بی ‌لیاقت است، و لذا او نیز احساس بی ‌لیاقتی كرده و در نتیجه اعتماد به نفسش پایین خواهد آمد و باعث به وجود آمدن یک چرخه‌ی معیوب در زندگی می‌شود. وقتی یك مرد احساس خوبی نسبت به خودش ندارد شما را نیز كمتر دوست خواهد داشت

اما چرا ؟؟؟

ما زن‌ ها برای مادری كردن آموزش دیده‌ایم و برای آن نیز پاداش می‌ گیریم. وقتی بچه بودید یگانه الگوی تان مادرتان بود. همواره شاهد بودید كه او چگونه از خواهر و برادرتان حمایت می‌ كرد. شما نیز آموختید حمایت‌ گر، مهربان و فداكار باشید و به نیازهای دیگران رسیدگی كنید. هم چنین شاهد بودید چگونه مادرتان در حق پدرتان مادری می‌كرده است، در نتیجه شما نیز چنین آموختید. پس وقتی بزرگ شدید و ازدواج كردید عینا همین كار را با همسرتان انجام دادید. ما به این دلیل در حق مردان زندگی مان مادری می‌كنیم كه آن ها را به خود وابسته سازیم. وقتی تلاش می ‌كنیم كلیه نیازهای شوهر خود را برآورده سازیم او را شدیدا به خود وابسته می‌ كنیم. مردان نیز عادت دارند كه در حق شان مادری شود، مردها در كودكی همواره شاهد بوده‌اند كه مادرشان از آن ها مراقبت كرده است، بنابراین برای شان عادی است به همسر خود اجازه دهند این نقش را ادامه دهد.


ادامه مطلب

طبقه بندی: موفقیت و آرامش،
برچسب ها: اشتباهاتی با عطر و بوی زنانه !!، اشتباهات زنان در انتخاب عطر، خرید عطر، نحوه خرید عطر، عطر و بوی زنانه و خصوصیات رفتاری زنانه،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ سه شنبه 6 فروردین 1392 ] [ 09:32 ق.ظ ] [ Amir Ahmadian ] [ نظرات ]

ده اشتباه رایج آقایان در لباس پوشیدن کدام است؟


 از نظر علمی ثابت شده افرادی که شناختی از شما ندارند، از روی ظاهـر شــما در عـرض ۳۰ ثانیه در مورد شخصیتتان نتـیجه گیری می کنند. این ارزشیابی در مدت زمان بسیار کوتاهی به صورت ناخواسته در ذهن شکل می گیرد.

 دانشمندان معتقدند که به ترتیب موارد زیر درمورد دیگران،توجه فرد را به خود جلب می کنند: رنگ پوست، جنسیت، سن، رفتار ( قد، حرکات بدن)، ظاهر، ارتباط مستقیم چشمی، و طرز صحبت کردن.

در مورد ۳ گزینه اول ما هیچ کاری نمی توانیم انجام دهیم؛ اما می توانیم با اتکا به یافته های علمی موارد دیگر را به نفع خود تغییر داده و تصور ذهنی دیگران را در مورد خود تغییر دهیم.

 از آنجایی که ۸۰% از چیزی که دیگران در مورد ما می بینند به طرز لباش پوشیدنمان بر می گردد، در این مقاله در مورد این مطلب توضیح داده خواهد شد:

 ۱) هیچ گاه با پیراهن آستین کوتاه، از کراوات استفاده نکنید. پیراهن های آستین کوتاه، لباس های درجه دو محسوب می شوند. اگر یونیفورم رسمی شغلی شما به این شکل باشد، و یا مدیر یک رستوان باشید، پوشیدن این لباس اشکالی ندارد اما اگر می خواهید یک تصویر حرفه ای از خود به جای بگذارید، بهتر است از پوشیدن پیراهن آستین کوتاه خودداری کنید.

۲) یکی از مهمترین اجزاء اساسی پوشش یک مرد را کفش هایش تشکیل می دهند. کفش هایتان باید تمیز باشند، برق بزنند، ظاهر آراسته ای داشته باشند و مناسب مکانی که در آن هستید باشند. اگر کت شلوار می پوشید حتماً باید کفش های مردانه بندی به پا کنید. یک کفش را برای چند روز پشت سر هم نپوشید و زمانیکه از آنها استفاده نمی کنید، قالبشان را درون آنها قرار دهید.

۳) در مورد شلوار باید گفت که آنقدر باید بلند باشد که جوراب هایتان را بپوشاند و جوراب هایتان هم باید آنقدر بلند باشند که وقتی پاهایتان را روی هم می اندازید، ساق پا مشخص نشود. شلوار، اگر یک تای کوچک روی پا بخورد به اندازه کافی بلند است. سر آستین و پاچه های شلوار نیز باید مرتب و منظم باشند. پاچه های مرتب هنگام نشستن شما را در وضعیت بهتری قرار می دهند و سر آستین های مناسب سنگینی و وقار شما را افزایش می دهند.

۴) هیچ گاه هم از کمربند دور کمری و کمربندهای پیش سینه دار با هم استفاده نکنید. این کار شما را قدری نامطمئن جلوه می دهد.

۵) جوراب باید با شلوار همخوانی داشته باشد.

۶) کمربند باید با کفش همخوانی داشته باشد.

۷) کراوات باید تا خط کمربند پایین بیاید. این امر اختیاری نیست و هیچ بحثی در مورد آن پذیرفته نمی شود. اگر کراوات از اندازه طبیعی خود کوتاهتر باشد، شما را یک فرد ناآگاه جلوه می دهد.

۸) گره کراوات زمانی خوب به نظر می رسد که بعد از گره، یک "فرو رفتگی" محسوس در آن ایجاد شود. گیره کراوات و سایر آویزهای زینتی که به کراوات متصل می شوند، دمده شده اند.

۹) پوشیدن جلیقه نشانگر قدرت بیشتر است. باید توجه داشته باشید که آخرین دکمه کت یا جلیقه لزوماً نباید بسته شود. این امر از زمان ادوارد هفتم مد شد. او وزنش افزایش پیدا کرد، نمی توانست دکمه هایش را ببندد و بنابراین این کار را مد کرد.

کت های رسمی یک تا سه دکمه دارند. کت هایی که بیش از سه دکمه دارند، قدری امروزی تر بوده و بیشتر جنبه مد را داشته و آن اصالت خود را از دست می دهند و بیشتر برای وقایع اجتماعی معمولی مناسب هستند تا یک ملاقات مهم کاری. در کت هایی که شامل دو دکمه هستند، فقط دکمه اول بسته می شود.

در کت های سه دکمه، یا می توانید تنها دکمه وسط را ببندید و یا دکمه اول و دوم. برخی از متجددین کرانه باختری از این سه دکمه، تنها دکمه بالایی را می بندند!

کت هایی که ۴ دکمه و یا بیشتر دارند طوری طراحی شده اند که در آنها باید حتماً دکمه آخر نیز بسته شود. اگر دکمه آخر به راحتی بسته شد، که باید آنرا ببندید، اما اگر باعث کشیدن پارچه شود، بهتر است که آنرا باز بگذارید.

نوع دیگر کت های مردانه دارای دکمه های بیشتری هستند و از نوع اولیه قدری رسمی تر به نظر می رسند. در این مدل دکمه ها در دو تا سه ردیف عمودی قرار می گیرند. آنها بر اساس دکمه هایی که روی آنها به کار رفته، در سه گروه قابل تشخیص می باشند: ۲/۴ و ۱/۴ و یا ۲/۶.

شماره اول مربوط به تعداد کل دکمه های جلویی است و شماره دوم مربوط به سوراخ دکمه های کاربردی است. نتیجتاً به این معناست که لازم نیست از تمام دکمه هایی که می بینی، استفاده کنید و تمام آنها را ببندید.

در کت های ۲/۴ و ۲/۶ معمولاً دکمه بالایی و وسطی بسته می شود، اما دوک های انگلیسی اغلب دکمه آخر را می بستند و با این کار سینه هاپهن تر و پایین تنه بارک تر شده و چهره مردانه تری به فرد داده می شود.

چرا آقایون ترجیح می دهند که آخرین دکمه کت، جلیقه، و یا ژاکت خودشان را باز بگذارند؟ ادوارد هفتم، پسر ملکه ویکتوریا (۱۹۱۰-۱۸۴۱ مدت زمان پادشاهی ۱۹۱۰- ۱۹۰۱) او آنقدر وزنش زیاد بوده که به هیچ وجه نمی توانست آخرین دکمه لباس هایش را ببندد یا اگر بخواهیم کمی لطافت تاریخی به خرج دهیم، می توانیم بگوییم که یادش می رفته این کار را انجام دهد. اتباع او این کار را به صورت یک مدل مد جدید نشان میدادند و از آن زمان به بعد اغلب آقایون چنین مدی را در پیش گرفتند و امروزه آخرین دکمه های کت اصلاً طوری طراحی نمی شوند که بتوان آنها را بست.

شاید هم ایده نبستن آخرین دکمه کت از نیم تنه های بلند گرفته شده باشد؛ آنها آنقدر بلند بودند که اگر آخرین دکمه ها بسته می شد، فرد به سختی می توانست راه برود. به همین دلیل افرادی که از چنین کت هایی استفاده می کردند، ترجیح می دادند که آخرین دکمه آنرا باز بگذارند.

۱۰) آستین کت ها رسمی و اسپورت باید طوری طراحی شده باشد که در حدود ۴/۱ تا ۲/۱ سانت از سر آستین پیراهنی که در زیر آن پوشیده می شود را نشان بدهند.

چه خبر آنلاین




طبقه بندی: موفقیت و آرامش، موفقیت شغلی،
برچسب ها: نحوه انتخاب لباس، خرید کت و شلوار، چه کت و شلواری بخریم، مد و پوشش لباس، روانشناسی تیپ کت و شلوارپ، چه کت و شلواری بپوشیمپ، کت و شلوار های زیبا،

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

اگر روانشناسی دات آی آر را دوست دارید به ما مثبت بدهید

[ یکشنبه 4 فروردین 1392 ] [ 10:47 ق.ظ ] [ Amir Ahmadian ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 42 :: ... 2 3 4 5 6 7 8 ...

نظر سنجی
مهمترین آرزوی شما ؟ ( صادقانه و واقع بینانه )






درباره وبلاگ

همانطور که سلامت جسم برای همه ما مهم است, سلامت روان هم مهم است...
پس:
کسانی که سراغ روان شناس می روند بیمار نیستند
و کسانی که روان شناس می شوند دنبال بیمار نیستند
ما فقط کنار هم ایم تا لحظاتی که می پرسیم "چرا ما؟" به همدیگر بهترین زندگی را هدیه دهیم

" امیدواریم وبلاگ روانشناسی سهمی در موفقیت شما توی زندگیتون داشته باشه ، هرچند این موفقیت حاصل اراده شماست و ما فقط واسطه ایم... "
" به امید روزی که همه مردم سرزمین من لبخند به لب داشته باشند... "

" وبلاگ منتخب میهن بلاگ،مجله موفقیت و راه موفقیت "
مطالب برتر و پر بازدید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب